ویژه نامه غدیر....

    

( آیات مربوط به خلفای چهارگانه)

آیه نوزدهم : آیه 33 سوره احزاب

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِیرًا(33)

جز این نیست كه همواره خدا مى‏خواهد هرگونه پلیدى را از شما اهل بیت [كه به روایت شیعه و سنى محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم‏السلام‏اند] برطرف نماید، و شما را چنان كه شایسته است [از همه گناهان و معاصى‏] پاك و پاكیزه گرداند.

مراد از «أَهْلَ الْبَیْتِ» همه‏ى خاندان پیامبر نیست، بلكه برخى افراد آن است كه نام آنان در روایات شیعه و سنّى آمده است. این گروه عبارتند از: علىّ و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام.

سؤال: دلیل این انحصار چیست؟ و چرا این

 

بخش از آیه درباره‏ى زنان پیامبر یا تمام خاندان

 

آن حضرت نیست؟

 

پاسخ: 1 روایاتى از خود همسران پیامبر حتّى

 

از عایشه و امّ سلمه نقل شده كه آنان از

 

رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله پرسیدند: آیا

 

ما هم جزء اهل بیت هستیم؟ پیامبر فرمود: خیر.

2 در روایات متعدّدى مى‏خوانیم: پیامبر عبایى بر سر این پنج نفر كشید (كه یكى از آنان خود حضرت بود) و فرمود: این‏ها اهل بیت من هستند و اجازه‏ى ورود دیگران را نداد.

3 پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله براى این كه اختصاص اهل بیت را به پنج نفر ثابت كند، مدّت شش ماه (و به گفته‏ى بعضى روایات هشت یا نه ماه) به هنگام نماز صبح از كنار خانه فاطمه علیها السلام مى‏گذشت و مى‏فرمود: «الصلاة یا اهل البیت إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً» در كتاب احقاق الحق بیش از هفتاد حدیث از منابع معروف اهل سنّت درباره اختصاص آیه شریفه به پنج نفر ذكر شده و در كتاب شواهد التنزیل كه از كتب معروف اهل سنّت است بیش از یكصد و سى روایت در همین زمینه آمده است.

به هر حال این آیه شامل زنان پیامبر نمى‏شود زیرا:

آنها گاهى مرتكب گناه مى‏شدند. در سوره‏ى تحریم مى‏خوانیم: پیامبر رازى را به بعضى از همسرانش فرمودند و او امانت دارى نكرد و به دیگرى گفت. قرآن این عمل را گناه نامیده، فرمود: «إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما» «تحریم، 4» عایشه كه همسر پیامبر بود، جنگ جمل را علیه حضرت على علیه السلام به راه انداخت و سپس پشیمان شد، با آنكه در این جنگ عدّه بسیارى از مسلمانان كشته شدند؟

آیه بیستم : آیه 176 سوره نساء

یَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیكُمْ فىِ الْكَلَالَة......

 (اى پیغمبر) از تو درباره كلاله (یعنى برادر و خواهر پدرى یا پدرى و مادرى) فتوا خواهند، بگو: خدا چنین فتوا مى‏دهد كه.......

در تفسیر الدر  المنثور آمده است كه درباره‏ى  كلاله از ابوبكر سوال شد و او گفت : من نظر خود را براى شما مى گویم پس اگر درست بود آن نظر همان حرف خداست و اگر اشتباه بود آن نظر از من و از شیطان است.نظر  من این است كه كلاله غیر از پدر و مادر و فرزند هستند و عمر با این نظر ابوبكر مخالفت كرد و گفت كلاله غیر از فرزند را گویند ولى با این حال من حیا مى كنم كه با ابوبكر مخالفت كنم.

روایت  دیگرى هم هست كه عمر در موضوع كلاله اظهار بى اطلاعى كرده و گفته است كه سه چیز است كه اگر پیامبر آن سه چیز را بیان مى كرد از دنیا و آنچه در دنیا است برایم بهتر بود و آن سه چیز عبارتند از : مساله كلاله ، مساله خلافت و مساله ربا.

آیه بیست و یکم : آیه 12 و 13 سوره مجادله

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُواْ بَینْ‏َ یَدَىْ نجَْوَئكمُ‏ْ صَدَقَةً  ذَالِكَ خَیرٌْ لَّكمُ‏ْ وَ أَطْهَرُ  فَإِن لَّمْ تجَِدُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(12) ءَ أَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُواْ بَینْ‏َ یَدَىْ نجَْوَئكمُ‏ْ صَدَقَاتٍ  فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُواْ وَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْكُمْ فَأَقِیمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  وَ اللَّهُ خَبِیرُ  بِمَا تَعْمَلُونَ(13)

اى مؤمنان! زمانى كه مى‏خواهید با پیامبر گفتگوى محرمانه كنید، پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه دهید، این براى شما بهتر و پاكیزه‏تر است، و اگر چیزى براى صدقه نیافتید [اجازه دارید محرمانه گفتگو كنید] زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. ، آیا ترسیدید از اینكه پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقاتى بپردازید؟ پس چون نپرداختید و خدا هم توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زكات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت كنید، و خدا به اعمالى كه انجام مى‏دهید، آگاه است.

 در شان نزول این آیات چنین نقل كرده‏اند: جمعى از اغنیاء خدمت پیامبر ص مى‏آمدند و با او نجوى مى‏كردند (این كار علاوه بر این كه وقت گرانبهاى پیغمبر ص را مى‏گرفت مایه نگرانى مستضعفین و موجب امتیازى براى اغنیاء بود) در اینجا خداوند نخستین آیات فوق را نازل كرد و به آنها دستور داد كه قبل از نجوى كردن با پیامبر ص صدقه‏اى به مستمندان بپردازند، اغنیاء وقتى چنین دیدند از نجوى خوددارى كردند، آیه دوم نازل شد (و آنها را ملامت كرد و حكم آیه اول را نسخ نمود) و اجازه نجوى به همگان داد.

غالب مفسران شیعه و اهل سنت نوشته‏اند تنها كسى كه به این آیه عمل كرد امیر مؤمنان على ع بود چنان كه طبرسى در روایتى از خود حضرت نقل مى‏كند كه فرمود:

آیة من كتاب اللَّه لم یعمل بها احد قبلى، و لا یعمل بها احد بعدى كان لى دینار فصرفته بعشرة دراهم فكنت اذا جئت الى النبى (ص) تصدقت بدرهم

‏یعنى" آیه‏اى در قرآن است كه احدى قبل از من و بعد از من به آن عمل نكرده و نخواهد كرد، من یك دینار داشتم آن را به ده درهم تبدیل كردم و هر زمان مى‏خواستم با رسول خدا ص نجوا كنم درهمى را صدقه مى‏دادم".

 

 

آیه بیست و دوم : آیه 20 سوره نساء

وَ إِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ

 

زَوْجٍ وَ ءَاتَیْتُمْ إِحْدَئهُنَّ قِنطَارًا فَلَا

 

تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیًْا  أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَ

 

إِثْمًا مُّبِینًا(20)

و اگر خواستید همسرى دیگر به جاى همسر پیشین جایگزین كنید و به همسر پیشین مال فراوانى [به عنوان مهریه‏] پرداخته‏اید، چیزى از آن را پس مگیرید. آیا آن را با تكیه به تهمت و گناهى آشكار پس مى‏گیرید؟!

 در الدر المنثور است كه زبیر بن بكار در كتاب موفقیات از عبد اللَّه بن مصعب روایت كرده كه گفت: عمر، بن خطاب، دستور داد زنان را بیش از چهار صد درهم مهر نكنید، كه هر كس از این پس بیش از این مهر معین كند زائد بر چهارصد درهم را به بیت المال مى‏اندازم، زنى كه در مجلس بود، گفت: تو اى عمر چنین حقى ندارى، عمر پرسید: چرا؟ گفت براى اینكه خداى تعالى مى‏فرماید: (و اگر به زنى یك قنطار، پوستى از گاو پر از طلا، مهریه دادید حق ندارید چیزى از آن را پس بگیرید) عمر گفت: زنى در تشخیص حكم خدا به واقع رسید و مردى به خطا رفت.در در نقل هاى خود اهل سنت آمده است كه عمر گفت:

 اللهم غفرا كل الناس أفقه من عمر یعنى خدایا مرا بخش همه مردم از عمر فقیه ترند و بعد روى منبر رفت و گفت هرچقدر مهریه بخواهید مى توانید قرار دهید.

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آذر 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()