ویژه نامه غدیر....

    

( آیات مربوط به خلفای چهارگانه)

آیه نهم : آیه 22 سوره نور

وَ لَا یَأْتَلِ أُوْلُواْ الْفَضْلِ مِنكمُ‏ْ وَ السَّعَةِ أَن یُؤْتُواْ أُوْلىِ الْقُرْبىَ‏ وَ الْمَسَاكِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ  وَ لْیَعْفُواْ وَ لْیَصْفَحُواْ  أَ لَا تحُِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكمُ‏ْ  وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(22)

و نباید صاحبان ثروت و نعمت از شما درباره خویشاوندان خود و در حق مسكینان و مهاجران راه خدا از بخشش و انفاق كوتاهى كنند، باید مؤمنان عفو و صفح پیشه كنند و از بدیها درگذرند، آیا دوست نمى‏دارید كه خدا هم در حق شما مغفرت (و احسان) فرماید؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 این آیه در باره گروهى از صحابه از جمله ابابكر نازل شد كه بعد از" داستان افك" سوگند یاد كردند كه به هیچیك از كسانى كه در این ماجرا درگیر بودند و به این تهمت بزرگ دامن زدند كمك مالى نكنند، و در هیچ موردى با آنها مواسات ننمایند، آیه فوق نازل شد و آنها را از این شدت عمل و خشونت باز داشت و دستور عفو و گذشت داد.

آیه دهم : آیه 207 سوره بقره

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ  وَ اللَّهُ رَءُوفُ  بِالْعِبَادِ(207)

و بعضى از مردم از جان خود در راه رضاى خدا درگذرند و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است.

هنگامى كه پیغمبر اسلام تصمیم گرفت مهاجرت كند براى اداى دینهاى خود و تحویل دادن امانتهایى كه نزد او بود على ع را به جاى خویش قرار داد و شب هنگام كه مى‏خواست به سوى غار" ثور" برود و مشركان اطراف خانه او را براى حمله به او محاصره كرده بودند دستور داد على ع در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد حضرمى) كه مخصوص خود پیغمبر بود روى خود بكشد در این هنگام خداوند به" جبرئیل" و" میكائیل" وحى فرستاد كه من بین شما برادرى ایجاد كردم و عمر یكى از شما را طولانى‏تر قرار دادم كدام یك از شما حاضر است ایثار به نفس كند و زندگى دیگرى را بر خود مقدم دارد هیچكدام حاضر نشدند. به آنها وحى شد اكنون على ع در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فداى او سازد به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید.

هنگامى كه جبرئیل بالاى سر و میكائیل پایین پاى على ع نشسته بودند جبرئیل مى‏گفت:" به به آفرین بر تو اى على! خداوند بواسطه تو بر فرشتگان مباهات مى‏كند".

در این هنگام آیه فوق نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخى به نام" لیلة المبیت" نامیده شده است.

آیه یازدهم : آیه 40 سوره توبه

إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُواْ ثَانىِ‏َ اثْنَینْ‏ِ إِذْ هُمَا فىِ الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَحِبِهِ لَا تحَْزَنْ

إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا  فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُواْ السُّفْلىَ‏  وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ الْعُلْیَا  وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ(40)

به معنى آیه دقیقا توجه شود :

اگر پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله را (براى رفتن بجنگ تبوك) یارى نكنید، پس (نمیتوانید باو زیانى رسانید، چنان كه در گذشته كمى یار و یاور بآن حضرت زیان نرسانید، و) خدا او را یارى كرد هنگامى (در شب اوّل ماه ربیع الاوّل سال سیزدهم از بعثت) كه كفّار و ناگرویدگان (بخدا و رسول) آن بزرگوار را (از مكّه) بیرون كردند (خواستند بیرون كنند، پس آن حضرت امیر المؤمنین «صلوات اللَّه علیه» را در جاى خود خواباند و در همان شب با ابو بكر بسوى ثور «نام كوهى است در مكّه» رفتند) در حالى كه آن حضرت دوّمى از دو بود (كسى با او جز ابو بكر نبود) آن گاه كه هر دو در غار و شكاف (ثور) بودند، و (چون ابو بكر كفّار و مشركین را كه براى یافتن پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله بر در غار آمده بودند دید نگران شده و ترسید، پیغمبر اكرم) بمصاحب و یار خود (ابو بكر) میفرمود: (از آمدن كفّار در اینجا) اندوهگین مشو كه محقّقا خدا با ما است (ما را یارى كرده و حفظ و نگهدارى مینماید) پس خدا سكینه و آرامش از جانب خود را بر (دل) آن حضرت فرو فرستاد (و دانست كه مشركین بر ایشان دست نمییابند) و (نیز) پیغمبرش را بلشگرهایى (از فرشتگان) كه آنها را نمیدیدند (در جنگ بدر) یارى كرد، و كلمه و گفتار كفّار را (دعوت و خواندنشان مردم را بسوى كفر) فروتر و پائین‏تر (خوار و بى ارزش) و كلمه و سخن خدایى (: لا اله الا اللَّه و محمّد رسول اللَّه) را بلند و بالاتر گردانید (كه هیچگاه باطل و نادرستى بآن راه نیابد) و خدا تواناى درستكار است (هر چه بخواهد میكند و چیزى او را ناتوان نمیگرداند، و آنچه میكند از روى حكمت و درستكارى است)

آیه دوازدهم : آیه 43 سوره رعد

وَ یَقُولُ الَّذِینَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلًا  قُلْ كَفَى‏ بِاللَّهِ شَهِیدَا بَیْنىِ وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ(43)

كافران مى‏گویند كه تو پیامبر نیستى. بگو: خدا و هر كس كه از كتاب آگاهى داشته باشد، براى شهادت میان من و شما كافى است.

در بسیارى از روایات آمده است كه منظور از مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ على بن ابى طالب ع است.

آیه سیزدهم : آیه 55 سوره مائده

إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ(55)

جز این نیست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و هم چنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند.

 در بسیارى از كتب اسلامى و منابع اهل تسنن، روایات متعددى دائر بر اینكه آیه فوق در شان على ع نازل شده نقل گردیده كه در بعضى از آنها اشاره به مساله بخشیدن انگشتر در حال ركوع نیز شده و در بعضى نشده، و تنها به نزول آیه در باره على ع قناعت گردیده است.

آیه چهاردهم : آیه 61 سوره آل عمران

فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِینَ(61)

پس هر كه با تو درباره او [عیسى‏] پس از آنكه بر تو [به واسطه وحى، نسبت به احوال وى‏] علم و آگاهى آمد، مجادله و ستیز كند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت كنیم سپس یكدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

این آیه سند افتخارى براى اهل بیت است چرا كه در قضیه ى مباهله پیامبر با حضرت زهرا و حضرت على و حسنین علیهم السلام حاضر شد و مراد از انفسنا در این آیه حضرت على علیه السلام است.كدامیك از سه خلیفه‏ى  دیگر چنین افتخارى داشته اند؟

             آیه پانزدهم : آیاتی از سوره انسان

إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا(5)....وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا(8)

همانا نیكان همواره از جامى مى‏نوشند كه نوشیدنى‏اش آمیخته به كافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است. (5) و غذا را در عین دوست داشتنش به مسكین و یتیم و اسیر انفاق مى‏كنند. (8)

 حسن و حسین ع بیمار شدند پیامبر ص با جمعى از یاران به عیادتشان آمدند، و به على ع گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى، على ع و فاطمه ع و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا یابند سه روز روزه بگیرند (طبق بعضى از روایات حسن و حسین ع نیز گفتند ما هم نذر مى‏كنیم روزه بگیریم).چیزى نگذشت كه هر دو شفا یافتند، در حالى كه از نظر مواد غذایى دست خالى بودند على ع سه من جو قرض نمود، و فاطمه س یك سوم آن را آرد كرد، و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: السلام علیكم اهل بیت محمد ص" سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمین هستم، غذایى به من بدهید خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند، آنها همگى مسكین را بر خود مقدم داشتند، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند.

روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذا را آماده كرده بودند (همان نان جوین) یتیمى بر در خانه آمد آن روز نیز ایثار كردند و غذاى خود را به او دادند (بار دیگر با آب افطار كردند و روز بعد را  نیز روزه گرفتند).

در سومین روز اسیرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد على ع دست حسن ع و حسین ع را 

گرفته بود و خدمت پیامبر ص آمدند هنگامى كه پیامبر ص آنها را مشاهده كرد دید از شدت گرسنگى مى‏لرزند! فرمود! این حالى را كه در شما مى‏بینم براى من بسیار گران است، سپس برخاست و با آنها حركت كرد هنگامى كه وارد خانه فاطمه س شد دید در محراب عبادت ایستاده، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبیده، و چشمهایش به گودى نشسته، پیامبر ص ناراحت شد.

در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت اى محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى‏گوید، سپس سوره" هل اتى" را بر او خواند (بعضى گفته‏اند كه از آیه" ان الْأَبْرارَ" تا آیه كانَ سَعْیُكُمْ مَشْكُوراً كه مجموعا هیجده آیه است در این موقع نازل گشت).

آیه شانزدهم : آیه 36 سوره نور

فىِ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ(36)

 [نور خدا] در خانه‏هایى است كه خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذكر شود، همواره در آن خانه‏ها صبح و شام او را تسبیح مى‏گویند.

در بسیاری از تفاسیر اهل سنت وارد شده است كه به هنگام تلاوت این آیه از پیامبر پرسیدند منظور چه بیوتى است؟ فرمود" بیوت الانبیاء" است ابو بكر پرسید این خانه (اشاره به خانه فاطمه و على كرد) نیز از آن جمله است؟پیامبر ص فرمود:" نعم من افاضلها":" آرى این از برترین آنها است"

اگر این خانه از بهترین بیوت باشد مسلماً به خاطر افرادى است كه در آن هستند و بنابراین افراد آن خانه هم بهترین افراد می شوند.حال آیا بهترین افراد نسبت به جانشینى پیامبر اولویت ندارند؟

آیه هفدهم : آیه 214 سوره شعراء

وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ(214)

نزدیك‏ترین خویشاوندانت را [از عذاب الهى‏] بیم ده.

بر اساس آنچه در تواریخ اسلامى آمده، پیامبر ص در سال سوم بعثت مامور ابلاغ این دعوت شد زیرا تا آن زمان، دعوت مخفیانه انجام مى‏گرفت، و تعداد كمى اسلام را پذیرا شده بودند، امام هنگامى كه آیه وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ، و آیه، فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ (سوره حج آیه 94) نازل گردید پیغمبر ص مامور شد دعوت خود را آشكار سازد، و نخست از خویشاوندان شروع كند.

اما كیفیت این ابلاغ و انذار به طور اجمال چنین بوده كه پیامبر ص بستگان نزدیكش را به خانه ابو طالب دعوت كرد، آنها در آن روز حدود چهل نفر بودند، و از عموهاى پیامبر ص ابو طالب و حمزه و ابو لهب حضور داشتند، پس از صرف غذا هنگامى كه پیامبر ص مى‏خواست وظیفه خود را ابلاغ كند، ابو لهب با گفته‏هاى خود زمینه را از میان برد، لذا فرداى همان روز پیامبر ص آنها را دعوت دیگرى به غذا كرد.

بعد از صرف غذا چنین فرمود:" اى فرزندان عبد المطلب! من به خدا سوگند هیچ جوانى را در عرب نمى‏شناسم كه براى قومش چیزى بهتر از آنچه من آورده‏ام آورده باشد، من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام، و خداوند به من دستور داده است كه شما را دعوت به این آئین كنم، كدامیك از شما مرا در این كار یارى خواهید كرد، تا برادر من و وصى و جانشین من باشید؟.

جمعیت همگى سر باز زدند جز على ع كه از همه كوچكتر بود برخاست و عرض كرد: اى پیامبر خدا! من در این راه یار و یاور توام، پیامبر ص دست بر گردن على ع نهاد و فرمود:

ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیكم فاسمعوا له و اطیعوه:

" این برادر و وصى و جانشین من در شما است، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت كنید".

جمعیت از جابر خاستند در حالى كه خنده تمسخرآمیزى بر لب داشتند و به ابو طالب مى‏گفتند: به تو دستور مى‏دهد كه گوش به فرمان پسرت كنى، و از وى اطاعت نمایى!

آیه هجدهم : آیه 23 سوره شوری

قُل لَّا أَسَْلُكمُ‏ْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فىِ الْقُرْبىَ‏ ٌ(23)

  بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم‏] هیچ پاداشى جز مودّت نزدیكان [یعنى اهل بیتم‏] را نمى‏خواهم.

هنگامى كه آیه" قُل  لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ " نازل شد اصحاب عرض كردند اى رسول خدا! خویشاوندان تو كه مودت آنها بر ما واجب است كیانند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزند آن دو، این سخن را سه بار تكرار فرمود"!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آذر 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()