سخنرانی  آقای جوادی- مسجد محمدیه- جلسه پنجم. موضوع: تنبلی

تعریف واژه : غفلت از انرژی ها و استعدادها و امکانات خود و ضعف نشان دادن در بکارگیری نیروها ، اوقات و استعدادهای شخصی و به عبارت دیگر سستی و کوتاهیِ نفس از توجه و التفات به آنچه غرض و مطلوب اوست در دنیا و آخرت.

آیات :  وَ لَا تَهِنُواْ وَ لَا تحَْزَنُواْ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ(آل عمران،139) معنى :  سستى نكنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختى‏هایى كه به شما مى‏رسد] اندوهگین مشوید كه شما اگر مؤمن باشید، برترید.

فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ(انشراح،7) معنى : پس هنگامى كه از كار مهمّى فارغ مى‏شوى به مهم دیگرى پرداز.

وَ كَأَیِّن مِّن نَّبىِ‏ٍّ قَتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ كَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابهَُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَكاَنُواْ  وَ اللَّهُ یحُِبُّ الصَّابرِِینَ(آل عمران،146)

معنى : چه بسیار پیامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ كردند! آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند) و خداوند استقامت‏كنندگان را دوست دارد.

وَ اذْكُر رَّبَّكَ فىِ نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ وَ لَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِینَ(اعراف،205) معنى : پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد كن و از غافلان مباش!

اقْترََبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فىِ غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ(انبیاء،1) معنى : حساب مردم به آنان نزدیك شده، در حالى كه در غفلتند و روى گردانند!

وَ لَهُ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ مَنْ عِندَهُ لَا یَسْتَكْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا یَسْتَحْسرُِونَ(19) یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَ النهََّارَ لَا یَفْترُُونَ(20)سوره انبیاء معنى : از آن اوست آنان كه در آسمانها و زمینند! و آنها كه نزد اویند [فرشتگان‏] هیچ گاه از عبادتش استكبار نمى‏ورزند، و هرگز خسته نمى‏شوند.، (تمام) شب و روز را تسبیح مى‏گویند و سست نمى‏گردند.

إِنَّ لَكَ فىِ النهََّارِ سَبْحًا طَوِیلًا(مزمل،7) معنى : و تو در روز تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت!

وَ أَن لَّیْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى‏(نجم،39) معنى : و اینكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نیست.

وَ جَعَلْنَا النهََّارَ مَعَاشًا(نبا،11) معنى : و روز را وسیله‏اى براى زندگى و معاش قرار دادیم.

روایات : روایت اول : امام باقر علیه السلام فرمودند : من نفرت دارم از مرد که در کار دنیایش تنبل باشد و هر که در کار دنیایش تنبل باشد در کار آخرتش تنبل تر است.(اصول کافی) روایت دوم : از امام علی علیه السلام نقل شده است که : با عزم و اراده به جنگ سستی بروید.(غررالحکم) روایت سوم : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمودند : ای علی از دو خصلت دوری کن : بی حوصلگی و تنبلی زیرا اگر بی حوصله باشی بر حق شکیبا نباشی و اگر تنبل باشی حقی را بجا نیاوری.(بحار الانوار) روایت چهارم : از امام علی علیه السلام نقل شده است که : هر که از سستی فرمان برد پشیمانی او را در میان گیرد.(غررالحکم) روایت پنجم : از امام صادق علیه السلام روایت شده است که : سه چیز انسان را از رفتن در پی مقامات عالیه و اهداف بلند باز می دارد : کوتاهی همت ، چاره اندیش نبودن ، سستی اندیشه(تحف العقول) روایت ششم : امام کاظم علیه السلام فرمودند : خداوند از بنده  بی کار نفرت دارد.(من لا یحضره الفقیه) روایت هفتم : از امام علی علیه السلام نقل شده است که : بدان که دنیا سرای آزمایش و گرفتاری است که آدمی هرگز در آن ساعتی آسوده و بیکار نشود مگر اینکه در روز قیامت مایه اندوه و افسوس او گردد.(میزان الحکمه)

روایت هشتم : از امام علی علیه السلام نقل شده است که : هوا و هوس برخواسته از بیکاری است.(غرر الحکم) روایت نهم : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : دو چیز است که مایه فتنه بسیاری از مردم است : تندرستی و بیکاری(میزان الحکمه) روایت دهم : از امام صادق علیه السلام روایت شده است که : در طلب روزی خود تنبلی نکنید که همانا پدران ما به خاطر آن تلاش و کوشش می کردند تا آن را بدست آورند.(جامع السعادات) روایت یازدهم : از امام صادق علیه السلام روایت شده است که : کسالت ، به دین و دنیای شخص ضرر وارد می نماید.(تحف العقول) روایت دوازدهم : از امام صادق علیه السلام روایت شده است که : آیا شما ناتوان تر از مورچه ها هستید؟مورچه ها با تلاش و کار ، رزق خود را به لانه خود می کشند.(اصول کافی) روایت سیزدهم : از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه : هر كه دو روزش یكسان باشد مغبون(ضرر دیده) است، و هر كه روز دومش بهتر از روز اولش باشد مورد غبطه است (باید به برنامه او غبطه و آرزو كرد و از آن سرمشق گرفت) و هر كه روز اولش بهتر از روز دومش باشد ملعون است (زیرا بجاى تكامل و پیشرفت بسوى حق، تنازل و عقب گرد كرده است) و هر كه براى خود پیشرفتى نبیند رو به نقصان است و آنكه رو به نقصان و سقوط است مردن برایش بهتر از زندگانى است.(وسائل الشیعه)

مصادیق سستی و تنبلی : سستی در انجام دستورات خدا.(اگر کسی نماز و روزه قضا دارد نباید در انجام آن سستی کند یا اگر کسی می تواند پول تهیه کند و به حج برود نباید سستی کند) ،سستی در بدست آوردن رزق مادی ،سستی در پیدا کردن کار ،سستی نسبت به انجام کارهای شخصی مثل بهداشت و مسواک و آراستگی و .... ، سستی در تعمیر وسائلی که خراب شده اند مثل ماشین ، بخاری و ... ،سستی نسبت به وظایف خانوادگی بخصوص پدر و مادر و زن و فرزند مثل خرید وسائل منزل و ... ، سستی نسبت به صله رحم ،سستی در رسیدگی به فقراء و کمک به همنوعان ، سستی در امر ازدواج و در نتیجه بالاتر رفتن سن ازدواج چه از طرف پدر و مادر و چه از طرف جوانان ،  سستی در کسب علم و معارف ، سستی در یادگیری قرآن و تلاوت آن ،سستی در انجام مستحبات مثل نماز اول وقت یا نماز شب و ... ،  سستی در اخذ بعضی از مدارک مثل گواهینامه رانندگی و .... ،سستی در یادگیری بعضی از حرفه ها ،سستی در برابر برخورد با مشکلات و در نتیجه زود از کوره در رفتن ،  سستی در دفاع کردن از دیگران ،  سستی در ترک شهوات و گناهان ،  سستی در رسیدگی به سلامت خود ،سستی در امر ورزش ،  تنبلی کردن در پیشرفتهای معنوی مثل بدست آوردن حضور قلب بیشتر در نماز و ... ،  سستی کردن و در نتیجه از دست دادن موقعیتها  به خاطر دلائل واهی مثل دوری راه یا اختلاف نظرات سیاسی و ... ،  سستی در انجام وظیفه و شغل  ،سستی در مناجات با خدا و دعا و درخواست از خدا ،سستی در امر به معروف و نهی از منکر ،سستی در دفاع از دین ، سستی در اجرا کردن برنامه ریزی ها و عهدها مثل اینکه شخص بر خلاف برنامه ای که تنظیم کرده است رفتار کند و اراده قوی نداشته باشد که دقیقا بر طبق همان برنامه عمل کند و در نتیجه مثلا سر وعده حاضر نشود یا اگر عهد بسته نماز شب بخواند آن را بجا نیاورد یا اگر عهد کرده فلان کتاب را بخواند سستی کند و دیگر آن را نخواند ،سستی در تفریح کردن ،سستی در برابر دشمن ،سستی در تربیت فرزند(مثلا پدر حاضر است برای کلاس ورزش فرزندش چند ده هزار پول خرج کند ولی برای دین فرزندش وقت نمی گذارد) ،  سستی در یاد گرفتن احکام شرعی مثل اینکه شخص با اینکه سن و سال زیادی دارد ولی هنوز مسائل ابتدائیِ نماز و روزه یا خمس را نمی داند ،سستی در پرداخت بدهی های مالی مثل قرض و حق الناس و خمس و...،سستی در استفاده از وقت

ریشه ها و منشاهای سستی و تنبلی : ضعف ایمان و ضعف نفس و ضعف اراده ،بی برنامگی ،نداشتن مربی و ناظر بر زندگی ،بی نظمی ،عدم اطلاع از ارزش وقت و ارزش جوانی و ... ،یاس و نا امیدی ،غرق شدن در رفاه و نعمتهای ظاهری ،افراط در دوستی ( مثل اینکه شخص بخاطر ارتباط زیاد با دوستان و بیرون رفتن با آنها حق زن و بچه اش را پای مال کند یا بخاطر اینکه با دوستان تا آخر شب بیرون است نماز صبحش را نخواند یا چون خیلی دوستش را دوست دارد از دوستی خدا باز بماند.) ،عادت کردن و در نتیجه سستی در مورد غیر عادت مثل عادت کردن به مسجدی و نرفتن به مسجد دیگر که استفاده بهتر دارد.

مفاسد تنبلی و کسالت : تباه شدن جوانی ،تضییع اوقات ،کسالت روی کسالت ،کج خلقی ،زیانهای اقتصادی ،  عقب ماندن از رشد و تکامل ،بی اعتباری خانوادگی و اجتماعی ،مسئولیت آخرتی ،کوتاهی در مسئولیتهای شخصی و خانوادگی ،پایمال کردن حقوق مردم ،افسردگی

در زیر به چند تذکر اشاره می شود :

تذکر اول : طبق روایات اسلامی در روز قیامت از جمله چیزهائی که از انسان سوال می شود وقت است که وقتت را در چه راهی صرف کرده ای؟بنابراین باید برای این سوال ، جوابی داشته باشیم.نکند به خاطر سستی هائی که داشته ایم در جواب این سوال درمانده شویم.

تذکر دوم : در بیان حالات حضرت علی علیه السلام وارد شده است که : در هوای داغِ نیمروز برای کار کردن بیرون می رفت در حالی که نیازی نداشت و علتش این بود که می خواست خدای متعال ببیند او برای کسب روزی حلال زحمت می کشد.(میزان الحکمه)

تذکر سوم : در روایات از زنبور عسل به عنوان نماد شیعه نام برده شده است. از امام على علیه السلام نقل شده است كه : شِیعَتُنَا بِمَنْزِلَةِ النَّحْل یعنى شیعیان ما چون زنبور عسلند.(بحار الانوار) دقت در احوال این موجود شگفت انگیز بسیارى از صفات حمیده یك مومن را تداعى مى كند.مثلا تلاش زنبور عسل براى ما نمونه است همچنین زنبور عسل تنها براى رفع گرسنگى و تامین نیازش كار نمى كند چون با چند روز تلاش مى تواند تمام غذاى طول عمرش را تهیه كند بلكه او به كار و فعالیت اهمیت داده و هر روز به تولید عسل مى پردازد.

تذکر چهارم : از جمله عواملی که موجب کسالت و تنبلی است خواب زیاد است.البته این را باید در نظر داشت که برای خواب ، میزان کلی در دست نیست و به اختلاف اشخاص از نظر سن و شغل و فعالیت آنها متفاوت است.پس هرکس باید به مقدار ضرورت که باعث رفع خستگی شود استراحت کند و خواب رود و چون غرض از خواب تجدید قوا است کسانی که از حد معمول بیشتر می خوابند بدنشان فاسد و قلوبشان قساوت دار می شود.(از جمله ریشه های قساوت قلب پر خوابی است)در زیر به روایاتی در رابطه با خواب اشاره می شود :  از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه : خواب بسیار، از خوردن آب بسیار ناشى مى‏شود، و خوردن آب بسیار، از خوردن غذاى بسیار ناشى مى شود ، و افراط در اكل و شرب، موجب ثقل و گرانى نفس و باعث قساوت و تیرگى دلند، و تیرگى دل، سبب كسالت و عدم اقدام به طاعت و باز ماندن از تفكّر و خضوع و خشوع است.(بحار الانوار)

از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه : خواب زیاد دین و دنیاى شخص را تباه مى كند.(بحار الانوار)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: مادر سلیمان بن داود به سلیمان گفت: اى فرزند عزیزم كوشش كن كه شب بسیار نخوابى زیرا بسیارىِ خواب شب ، شخص را در قیامت تهى دست رها مى‏كند.(من لا یحضره الفقیه)

 امام رضا علیه السّلام در تفسیر این آیه كه خداوند عزّ و جلّ میفرماید: «فالمقسمات امرا» سوره ذاریات: 4. فرمود: فرشتگان روزیهاى بنى آدم را در فاصله طلوع صبح تا دمیدن آفتاب قسمت مى‏كنند، بنا بر این هر كس در این هنگام بخوابد از روزى خود خواب مانده و محروم شده است.(من لا یحضره الفقیه)

 

 

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389    | توسط: mahmood javadi    | طبقه بندی: سخنرانی های اقای جوادی در محرم 89- مسجد محمدیه،     |
نظرات()