نکاتی تفسیری از آیه

 

شریفه بسم الله الرحمن

 

الرحیم

 

 

در ادامه مطلب.....

توضیحاتی راجع به کلمه (بسم) در بسم الله الرحمن الرحیم(قسمت اعظم این توضیحات از تفسیر الفرقان گرفته شده است)

باء میتواند سه معنی داشته باشد : 1- مصاحبت 2- استعانت 3- ابتدائیت

اسم هم میتواند هفت مصداق داشته باشد: 1- اسماء لفظی مثل الله و رحمن و تمامی اسماء لفظی خدا

در مقابل اسماء لفظی ، اسماء عینی که حقیقت اسماء لفظی است وجود دارد که خود دارای مصادیق مختلف است که در زیر به آن اشاره میشود :

2- اسماء ذات خدا مثل حیات و علم و قدرت(البته منظور لفظ نیست بلکه حقیقت این صفات منظور است)

3- اسماء فعلی خدا  مثل رازق بودن خدا

4- اسماء خلقی خدا که شامل تمام مخلوقات خدا میشود که هر یک از مخلوقات یکی از اسماء الله هستند

اسماء خلقی خدا هم خود میتوانند به چند دسته تقسیم شوند.البته این تقسیم بندی برای فهم بهتر کلمه(بسم)است.

5- یکی از اسماء خلقی خود کسی است که در پیشگاه خدا به نماز ایستاده است.

6- یکی از اسماء خلقی خود عبادت است که خودش یکی از اسماء خداست چرا که علامتی دال بر خداست.

7-یکی از اسماء خلقی انبیاء و معصومین هستند.

حال باید بیاییم و سه معنای باء را در این هفت معنی اسم در هم ضرب کنیم و ببینیم کدام یک از این معانیِ 21 گانه میتواند صحیح باشد.

اگر مراد از اسم در عبارت (بسم) ، اسماء لفظی باشد باء میتواند به معنی مصاحبت و ابتدائیت باشد.ولی معنی استعانت در این فرض چندان معنی صحیحی ندارد چرا که افراد از لفظ کمک نمیخواهند.البته ممکن است کسی با معنی استعانت هم با توضیحاتی معنائی از جمله بدست آورد.

در این رابطه یک موید روائی میآوریم:

قال عبدالله بن یحیى: یا أمیر المؤمنین، ما تفسیر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؟ قال: إن العبد إذا أراد أن یقرأ، أو یعمل عملا، فیقول: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أی بهذا الاسم أعمل هذا العمل، فكل عمل یعمله، یبدأ فیه ب بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فإنه مبارك له فیه».

                        البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 105

اگر مراد از اسم در عبارت (بسم)اسماء ذات یا اسماء فعل باشد باء به معنی استعانت میباشد.بهترین معنی طبق این فرض همین است که باء به معنی استعانت باشد.اما راجع به معنی مصاحبت باید گفته شود که اگر باء به معنی مصاحبت باشد مراد این است که من به همراه صفات ذاتیه یا فعلیه خدا(دقت شود که مراد لفظ نیست)فلان کار را انجام میدهد که البته ایم معنی نیاز به توضیح دارد.و اما معنی ابتدائیت در این فرض هم باید با توضیح دادن معنی صحیحی از آن بدست آورد.بنابراین واضح ترین معنیِ باء طبق این فرض همان استعانت است.

و اما اگر مراد از اسم  در عبارت (بسم)اسماء خلقی خدا باشد که شامل تمام مخلوقات خدا شود مراد از باء میتواند مصاحبت باشد مثلا نسبت به عبادت یعنی من به همراه موجودات ، عبادت خدا را انجام میدهم همچنانکه در آیه 41 سوره نور آمده است :

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُونَ (نور - 41 )

و همچنین طبق این فرض باء ممکن است به معنی استعانت هم باشد یعنی من فلان کار را انجام میدهم به کمک همین مخلوقات چرا که عالم خلقت عالم اسباب و مسببات است و همه چیز به هم متصل است و موجودات همگی با هم مرتبطند بنابراین انسان برای انجام کارهایش از مخلوقات دیگر هم کمک میگیرد.و اما معنی ابتدائیت در این فرض هم با توضیحاتی مثل توضیحات معنی استعانت قابل تصور است.

و اما اگر مراد از اسم در عبارت (بسم) خود شخص گوینده باشد در این فرض هم هر سه معنی باء را میتوان منظور کرد.اگر باء به معنی مصاحبت باشد یعنی  من نفس خود را در هر کاری از جمله عبادت خدا همراهی میکنم یعنی من که متشکل از یک جسم ظاهری هستم به همراه نفس و درون خودم عبادت خدا را انجام میدهیم یعنی هم ظاهر من عبادت میکند و هم باطن من.اگر باء به معنی ابتدائیت باشد یعنی من کارهایم را از خودم شروع میکنم یعنی اول سراغ خودم میروم بعد سراغ دیگران.و اگر هم به معنی استعانت باشد یعنی من کارهایم را به کمک خود انجام میدهم.

و اما اگر مراد از اسم عبادت باشد باز باء به هر سه معنی ممکن است فرض شود.یعنی من هر لحظه از عبادت خدا کمک میگیرم همچنانکه در آیه 45 سوره بقره آمده است : وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوة و همچنین یعنی من هر لحظه به همراه عبادت خدا هستم و هیچ گاه عبادت خدا را ترک نمیکنم و همچنین یعنی من شروعم با عبادت خداست.

و اما اگر مراد از اسم در عبارت (بسم) انبیاء و معصومین باشند باز باء میتواند هر سه معنی را داشته باشد.در ابتدائیت یعنی من کارهایم را به آنها شروع میکنم یعنی آنها راهنمای من در مسیر هستند بنابراین راه باید از آنها آغاز شود تا مسیر به طور صحیح آغاز شود.در مصاحبت یعنی من در امور  و کارهایم با آنها ملازمت دارم و به همراه آنها هستم.البته این همراهی همراهی جسمی ممکن است نباشد بلکه به این معنی است که از دستورات آنها پیروی میکنم یعنی همراهی عملی با آنها دارم.در استعانت هم یعنی در مسیر خودم از آنها استعانت میجویم و از آنها کمک میخواهم که راه صحیح را به ما نشان دهند.

حال بعد از تمام این گفته ها معنی (بسم) مشخص شد و همه موارد ذکر شده میتواند به عنوان معنی (بسم) منظور شود.

و اما نکات دیگر راجع به تفسیر آیه اول سوره حمد :

الف.کلمه الله از کلماتی است که مختص به خدای متعال است.در آیه 65 سوره مریم آمده است :  رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًّا. مشرکین هم  به اصنام و طاغوتهای خود آلهه میگفتند نه الله.

ب.در اشتقاق کلمه الله اختلاف است.کلیت این اختلاف به این صورت است که آیا این کلمه از یک کلمه عربی مشتق شده یا از یک کلمه عبری.البته این وجه هم وجود دارد که الله اصلا مشتق نیست بلکه خودش به این صورت از اول علم شده است.

ج.اینکه الله به چه معنا میباشد با توجه به لغات نزدیک این کلمه در لغت عرب و با توجه به اصل این کلمه در صورتی که مشتق باشد میتوان معانی مختلفی برای آن بیان کرد: معبود-کسی که دیگران به او تکیه میکنند و به او پناه میبرند-کسی که عقول نسبت به او متحیرند-کسی که از  کل مخلوقاتش بالاتر است-کسی که کنه ذاتش از مخلوقاتش محجوب است-کسی که مخلوقاتش به سوی او تضرع و ناله میکنند.

د.و اما راجع به رحمن با توجه به نحوه استعمال این کلمه در مواضع مختلف  گفته شده رحمت عام الهی را میرساند و  رحیم هم با توجه به استعمالات  آن در مواضع مختلف به معنی رحمت خاص است. البته این رحمت عام و خاص که گفته شد یک چیز نسبی است مثلا ممکن است یک رحمتی رحمت عام باشد ولی نسبت به رحمت بالاتر  از خود رحمت خاص باشد.مثلا در آیاتی از قرآن کریم صفت رحیم بودن خدا برای کل مردم آمده است مثل آیات زیر:

إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ(بقره- 143)  إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ(حج- 65) وَ إِنَّ اللَّهَ بِكمُ‏ْ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ(حدید- 9)

در این آیات رحیم ، رحمت خاص برای انسانهاست در مقابل رحمت عامی که بقیه موجودات را هم شامل میشود.از طرفی همین صفت رحیم ممکن است برای مومنان بکار رود در مقابل رحمانی که برای کل انسانها بکار میرود.

ه.رحیمیت خدا هم مربوط به دنیاست و هم مربوط به آخرت و رحمانیت خدا نیز هم دنیا را شامل است و هم آخرت را همچنانکه در آیه 26 سوره فرقان آمده است :  الْمُلْكُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمن. چرا که حشر مردم در آخرت  به رحمت رحمانیه خداوند است.طبق این حرف اگر در بعضی روایات وارد شده است که یا رحمان الدنیا و الآخره و رحیمهما مراد همین است.از طرف دیگر رحمانیت خدا با دنیا بیشتر مرتبط است و رحیمیت خدا هم با آخرت بیشتر مرتبط است بنابراین اگر در روایتی وارد شده بود که الرحمن رحمان الدنیا و الرحیم رحیم الآخره مراد این معنی است.

ز.رحمه  در خدا با رحمت در ما مخلوقات متفاوت است.رحمت در ما مخلوقات آن حالت رقتی است که در قلب ما ایجاد میشود ولی در خدا اینجور نیست.بنابراین رحمان و رحیم مثل سمیع و بصیر است که اگر به خدا نسبت داده شد باید ابتداء از صفات مخلوقات جدا شود و بعد به خدا نسبت داده شود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()