احکام اسلام و علوم روزبررسی مسائل قانون گذاری اسلامی و بیان برخی آثار و فواید آنها

غسل

غسل یعنى شستن تمام بدن با شرایط خاص (مثل نیت همراه با آب پاك و ...) كه در شریعت اسلام به عنوان یك عبادت وارد شده است. امّا همانطور كه گذشت اینگونه عبادات دو جنبه (عبادى- بهداشتى) دارد.

قرآن كریم در آیات متعددى افراد پاكیزه را ستایش كرده و آنها را محبوب خدا معرفى مى‏كند.در مورد غسل تعبیر «طهارت» را به كار مى‏برد و در چند مورد دستور انجام غسل مى‏دهد:

اوّل: افراد جنب (كسى كه با جنس مخالف خود نزدیكى كرده یا به هر دلیل منى از او بیرون آمده است) غسل كنند:

وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا ... ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَكُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. «1»

« (اى اهل ایمان هنگامى كه مى‏خواهید براى نماز بپاخیزید ...) و اگر جنب

هستید پاكیزه شوید (غسل كنید) ... خدا هیچ‏گونه سختى براى شما قرار نخواهد داد و لیكن مى‏خواهد تا (جسم و جان) شما را پاكیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام كند.»

دوّم: افراد حائض (زنان پس از دوره عادت ماهیانه خونریزى) غسل كنند.

وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ «2»

«و از تو درباره خون حیض سؤال مى‏كنند، بگو: چیز زیان‏بار و آلوده‏اى است، از این رو در حالت قاعدگى، از زنان كناره‏گیرى كنید و با آنها نزدیكى ننمائید، تا پاك شوند و هنگامى كه پاك شدند، از طریقى كه خدا به شما فرمان داده با آنان آمیزش كنید. خداوند توبه‏كنندگان را دوست دارد و پاكان را نیز دوست دارد.»

حكمت‏ها و اسرار علمى غسل:

در این مورد اظهار نظر صاحب‏نظران و پزشكان را مى‏آوریم.

 اثر معنوى غسل:

غسل باعث نورانیت باطنى انسان مى‏شود و حالت معنوى در انسان ایجاد مى‏كند كه روح را طهارت و نشاط مى‏بخشد.

 فواید بهداشتى غسل:

برخى از پزشكان در مورد فواید بهداشتى طهارت به ویژه بعد از مقاربت مى‏نویسند:

الف: نشاط بخشیدن به بدن و ورزیده شدن آن از طریق تحریك پایانه‏هاى عصبى موجود در پوست.

ب: كاهش احتقان خون در پوست و دستگاه تناسلى و دفع خون‏هاى جمع شده در این قسمت‏ها به سایر قسمتهاى بدن به ویژه قلب و مغز.

ج: عمل غسل یك فعالیت عضلانى است كه موجب نشاط قلب و حسن جریان خون در بدن و ورزش عضلات ارادى بدن است.

د: غسل، سلامتى پوست را تأمین مى‏كند تا بهتر به وظایف متعدد خود كه از مهمترین آنها انتقال احساسات و تنظیم دماى بدن و حفظ سلامتى بدن است، عمل نماید.

ه: زدودن سلول‏هاى مرده، مواد چربى زائد و گرد و غبار و سایر آلودگى‏ها از پوست. «1»

یكى از مفسران در مورد فلسفه غسل و اینكه لازم است تمام بدن شسته شود مى‏نویسد:

 «خارج شدن منى از انسان، یك عمل موضعى نیست (مانند بول و سایر زواید) بدلیل اینكه اثر آن در تمام بدن آشكار مى‏گردد و تمام سلول‏هاى تن به دنبال خروج آن در یك حالت سستى مخصوص فرو مى‏روند ...

طبق تحقیقات دانشمندان در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتى وجود دارد كه تمام فعالیت‏هاى بدن را كنترل مى‏كند، اعصاب سمپاتیك و اعصاب پاراسمپاتیك. این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان و در اطراف تمام دستگاه و جهازات داخلى و خارجى گسترده‏اند.

وظیفه اعصاب سمپاتیك تند كردن و به فعالیت واداشتن دستگاه‏هاى مختلف بدن است و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیك كند كردن فعالیت آنهاست ... و از تعادل فعالیت این دو دسته اعصاب نباتى دستگاه‏هاى بدن به طور متعادل كار مى‏كند. گاهى جریان‏هایى در بدن رخ مى‏دهد كه این تعادل را به هم مى‏زند از جمله این جریان‏ها مسأله ارگاسم (اوج لذت جنسى) است كه معمولا مقارن خروج منى صورت مى‏گیرد در این موقع سلسله اعصاب پاراسمپاتیك (اعصاب ترمزكننده) بر اعصاب سمپاتیك (اعصاب محرك) پیشى مى‏گیرد و تعادل به شكل منفى به هم مى‏خورد.

این موضوع نیز ثابت شده است كه از جمله امورى كه مى‏تواند اعصاب سمپاتیك را به‏كار وادارد و تعادل از دست رفته را تأمین كند تماس آب با بدن است. و از آنجا كه تأثیر «ارگاسم» روى تمام اعضاى بدن به طور محسوس دیده مى‏شود و تعادل این دو دسته اعصاب در سراسر بدن به هم مى‏خورد دستور داده شده است كه پس از آمیزش جنسى یا خروج منى تمام بدن با آب شسته شود.» «1»

یکی از صاحب نظران می گوید: شارع مقدس اسلام غسل جنابت را واجب فرمود تا بدن شسته و رسوبها كه لانه انگلها است مرتفع گردد و از خطر آن مصونیت حاصل شود. و نیز غسل جنابت باعث مى‏شود كه منافذ پوستى بدن بازشود و تنفس جلدى كه از لوازم سلامتى و حیات است عادى شود و حیات و نشاط را ارمغان مى‏آورد. و اشاره به همین فایده است حدیث مشهور «تحت كل شعرة جنابة» «2» (در زیر هر مویى جنابت است.)

هنگام عمل آمیزش در أثر حركات عنیفه اعصاب خسته و منقبض مى‏شود و غسل كردن‏ به آب گرم، اعصاب را منبسط و آنها را به حال طبیعى و عادى برمى‏گرداند و نیز جریان خون را در همه بدن تشدید و تجدید مى‏نماید.» «1»

آثار اجتماعى غسل:

برخى از صاحب‏نظران به نقل از پزشكان مى‏نویسند:

«چون در روزهاى جمعه و اعیاد ملى اسلامى روى اصول سیاسى از جانب شارع تشریفاتى برقرار و اجتماعات و نماز جمعه و نماز عید برپا مى‏گردد و خطابه‏ها و سخنرانى مذهبى طبق نیازمندى روز تأدیه مى‏شود و از جاهاى دور همه در یك جا دور هم گرد آیند و میتینگ اسلامى داده مى‏شود. لهذا باید افراد خود را نظیف و پاكیزه نمایند و عرقهاى بدن خود را بشویند تا موجب تنفر دیگران، در مجامع نشود لهذا دستور غسل كه شستشوى تمام بدن است در این ایام با تأكیدات زیادى از ناحیه شرع رسیده است.» «3»

فواید خاص غسل مسّ میت:

برخى از نویسندگان در مورد غسل مسّ میت مى‏نویسند:

در سطح پوست بیمار تعداد زیادى میكروب وجود دارد. و از دكتر صدر الدین نصیرى نقل مى‏كنند كه:

 «در هر سانتى‏متر مربع تقریبا 000/ 40 میكروب وجود دارد. برخى از میكروب‏ها هم پس از مرگ بیمار قوى شده و افزایش مى‏یابند. در این هنگام سطح پوست، محل و كانون مهم سرایت و انتشار مستقیم بیمارى‏هاى عفونى مى‏باشد. شارع مقدس اسلام بدن میت را پیش از شستن پلید دانسته و براى جلوگیرى از ابتلاء به بیمارى‏ها نسبت به كسانى كه بدن میت را مس كنند (و دست بمالند) غسل را لازم دانسته و شستن موضع آلوده را كافى ندانسته تا از آلوده شدن اشخاص به میكروب‏ها بقدر امكان جلوگیرى شود.» «4»

بررسى:

در اینجا تذكر چند نكته لازم است:

1. دستور غسل یكى از خدمات ادیان الهى به انسان‏هاست كه موجب طهارت معنوى روحى و بهداشت بدن انسان مى‏گردد. ادیان الهى در این گونه امور راه صحیح زندگى معنوى و مادى را به انسان آموزش داده‏اند. ولى از آنجا كه این عمل ریشه‏اى طبیعى و غریزى در انسان، بلكه در حیوانات دارد، لذا نمى‏توان گفت كه این مطلب اعجاز علمى كتب آسمانى است بلكه ارشاد و تأیید یك عمل طبیعى انسان است.

2. غسل یك عبادت است كه مقدمه نماز قرار مى‏گیرد و پایین آوردن آن در حد یك عمل بهداشتى صحیح به نظر نمى‏رسد. هر چند كه آثار بهداشتى این دستور الهى بر كسى پوشیده نیست.

3. آن چنان كه از سخنان برخى صاحب‏نظران به دست مى‏آمد علت وجوب غسل جنابت را مسائل بهداشتى مى‏دانند. در حالى كه غسل جنابت اساسا مستحب است و بخاطر اینكه مقدمه نماز است، واجب مى‏شود. (نه از باب مسائل بهداشتى) پس مسائل بهداشتى ممكن است از اسرار علمى و حكمت صدور احكام غسل‏ها باشد امّا نمى‏توان ثابت كرد كه علت منحصر و تامه غسل همان مسائل بهداشتى است بلكه ممكن است مصالح و مفاسد دیگرى (مثل مسائل معنوى و اجتماعى) هم مورد نظر شارع بوده است.

4. برخى از این آثار بهداشتى كه از شستشوى بدن حاصل مى‏شود. با شستشوى ساده بدن (بدون نیت و شرایط دیگر غسل) نیز حاصل مى‏شود. پس معلوم مى‏شود كه این آثار هدف اصلى شارع مقدس اسلام نبوده است. بلكه حدّ اكثر مى‏توان گفت: دستور غسل فى الجمله (به صورت اجمالى) برخى از این آثار را نیز در پى دارد.

ممنوعیت استمناء (جلق زدن یا خودارضائى)

استمناء، یعنى اینكه كسى كارى كند كه از خودش منى بیرون آید. این عمل در اسلام ممنوع و حرام شده است. قرآن كریم مى‏فرماید:

وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ «1»

«آنها كه دامان خویش را از بى‏عفتى حفظ مى‏كنند جز با همسران و كنیزان (كه در حكم همسرند) آمیزش ندارد، چرا كه در بهره‏گیرى از اینها مورد سرزنش نخواهند بود. و هر كس جز اینها را طلب كند، متجاوز است.»

حكمت‏ها و اسرار علمى:

متخصصان علوم پزشكى و صاحب‏نظران در مورد این عمل زشت آثار زیانبار فراوانى را ذكر كرده‏اند كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:

آثار زیان‏بار روانى و اخلاقى:

برخى از نویسندگان آثار خودارضائى را اینگونه برمى‏شمارند:

 «تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح، حسادت، غم و كدورت، مالیخولیا و فكر گوشه‏گیرى، از نتایج شوم ابتلاى به این انحراف جنسى است.»

أثر زیان‏بار اجتماعى:

یكى از صاحب‏نظران با نقل نوشته‏هاى كتاب «ناتوانى‏هاى جنسى» «2» اینگونه مى‏نویسد:

 «این عمل، مبتلایان را به ضعف قواى شهوانى دچار مى‏كند، جبون (ترسو) و بى‏حال بار مى‏آیند، شهامت و درستى از آنان سلب مى‏شود چه بسا اشخاصى هستند كه در عنفوان جوانى در أثر مبتلا شدن به جلق چنان دچار ضعف قواى روحى و جسمى مى‏شوند كه معتادین به تریاك و شیره در مقابل آنان شیر نرى به شمار مى‏آیند.» «3»

آثار زیان‏بار آن از نظر جسمى:

 «مشاهدات دكتر «هوپین سون» ثابت كرده كه: عموم ناراحتى‏هاى مربوط به دستگاه تناسلى، از آثار استمناء است. و نیز ناراحتى‏هاى شبكیه چشم و مشیمیه از آن سرچشمه مى‏گیرد.

آثار عادت به این كار شنیع: صورت، رنگ اصلى خود را از دست مى‏دهد و پژمرده مى‏شود. حالت گرفتگى در سیماى آنها ظاهر مى‏گردد. چشم‏هاى آنها با حلقه‏هاى كبود رنگى احاطه مى‏شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى‏گردد كه: نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، است.

از اثرات و نشانه‏هاى این عمل نیز: كم خونى و ضایع شدن قواى جسمانى، روحى، دوران سر، صداى گوشها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى و ضعف و سستى است.» «4»

یكى دیگر از صاحب‏نظران در این مورد مى‏نویسد:

 «اشخاصى كه سن آنها از چهل سال كمتر باشد استمناء نور چشم آنها را كم و ضعیف مى‏كند و صداى آنها را منخفض مى‏نماید و طراوت جوانى و حسن صورت را كم‏ مى‏كند و مداومت آن موجب عنین شدن (از كار افتادن نیروى جنسى) مى‏گردد. مویها را سفید و به پیرى زودرس مبتلا مى‏گردند. و سرعت انزال (برماتسم) از عوارض حتمى آن خواهد بود.» «1» و «2» دكتر عدنان الشریف نیز آثار پزشكى استمناء را بررسى كرده ولى متذكر مى‏شود كه استمناء در حال خواب امرى طبیعى است كه احتلام نامیده مى‏شود «3» و سید جواد افتخاریان نیز مطالب مشابهى دارد. «4»

بررسى:

در اینجا لازم است چند نكته روشن شود:

1. ممنوعیت استمناء یكى از خدمات دین اسلام به بشریت بویژه جوانان است. در زمانى كه بشر اطلاعى از ضررهاى بهداشتى و روحى استمناء نداشت اسلام این عمل شنیع را حرام اعلام كرد. و این مطلب انطباق احكام اسلام با پیشرفت‏هاى علوم پزشكى را نشان مى‏دهد.

2. در قرآن كریم به طور صریح از استمناء سخنى به میان نیامده بلكه همانطور كه گذشت قرآن یك قاعده كلى (ممنوعیت ارضاء غریزه جنسى از راه غیر ازدواج و مشروع) را بیان مى‏كند كه استمناء مى‏تواند یكى از مصادیق آن قاعده باشد. پس این مطلب نمى‏تواند اعجاز علمى قرآن محسوب شود.

3. آثارى كه براى استمناء شمرده‏اند قسمتى از فلسفه و اسرار علمى این حكم را نشان مى‏دهد. و علت تامه و منحصر صدور این حكم را بیان نمى‏كند. و ممكن است قانون‏گذار اسلام به مصالح و مفاسد دیگرى نیز نظر داشته است.

4. استمناء مى‏تواند یكى از علل و عوامل مؤثر در بیمارى‏ها و آثار زیان‏بار روحى و جسمى باشد كه ذكر شد. برخى از این موارد علل و عامل دیگرى نیز دارد (مثل كم خونى و ...) پس این آثار فى الجمله (نه در همه افراد و موارد) مى‏تواند صحیح باشد.

پس از ذکر موارد فوق باید بگوییم که قانون گذاری اسلامی بر مبنای علم و آگاهی می باشد لذا ناچاریم که این احکام را از جانب خدا بدانیم.

مطالب فوق به طور خلاصه با اندکی تغییر از کتاب عالیقدر" پژوهشی در اعجاز قرآن" نقل شده است لذا خواننده را برای تحقیقات بیشتر به این کتاب ارجاع می دهیم.

                                                                                                                      والسلام علیکم

 

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()