احکام اسلام و علوم روزبررسی مسائل قانون گذاری اسلامی و بیان برخی آثار و فواید آنها

ممنوعیت نوشیدن شراب (خمر)

خمر چیست؟ خمر به معناى پوشش است و هر چیزى كه چیز دیگر را بپوشاند و مخفى كند «خمار» مى‏گویند. ولى در اصطلاح شریعت به هر مایع مسكر (مست‏كننده) خمر گفته مى‏شود. خواه از انگور گرفته شده باشد و یا از كشمش و خرما باشد و هر نوع مشروب الكلى را شامل مى‏شود.

استعمال واژه (خمر) براى مایعات مسكر به علت تناسبى است كه بین معناى لغوى آن (پوشیدن) با این معنا وجود دارد، زیرا این مایعات به جهت مستى كه ایجاد مى‏كند، روى عقل پرده‏اى مى‏افكنند و نمى‏گذارند بد را از خوب و زشت را از زیبا تمیز دهد. «1»

مشروبات مست‏كننده نام‏هاى مختلفى دارد، از قبیل: عرق، شامپاین، ویسكى،

 براندى، كنیاك، ودكا و آبجو، كه همگى داراى الكل هستند ولى مقدار الكل آنها متفاوت است. براى مثال عرق 66% الكل دارد ولى شراب الكل كمترى دارد.خمر محتوى مواد شیمیایى بسیارى است. ولى آنچه بیشتر مورد نظر ماست الكل اتیلیك است كه در حقیقت ماده اصلى خمر بوده و سبب تمام زیانهاى ناشى از مصرف انواع آن است. این ماده از تخمیر قند انگور بوجود مى‏آید.

تاریخچه شراب‏خوارى:

قبل از ظهور اسلام، شراب‏خوارى یك عادت بشرى بود و در بین بسیارى از ملت‏ها شراب یك غذاى رسمى (مثل چاى در ایران) بود. چرا كه مردم از ضررهاى آن به صورت كامل اطلاعى نداشتند. تا آنجا كه ما پژوهش كردیم ممنوعیت شراب قبل از اسلام سابقه نداشته و از احكام تأسیسى اسلام است. «1» به طورى كه پس از ممنوعیت شراب‏خوارى در اسلام، سیل اعتراضات به سوى اسلام و رهبران مسلمانان سرازیر شد و بسیارى از این حكم تعجب كرده و علت آن را جویا مى‏شدند. «2»

البته هنوز هم شراب‏خوارى در بسیارى از كشورهاى غیر مسلمان به صورت آزاد رواج دارد و در این رابطه تبلیغات وسیعى نیز صورت مى‏گیرد.

ارنست رنان، مورخ فرانسوى مى‏نویسد:

«دین اسلام پیروان خویش را از بلاهاى چندى من جمله شراب و خوك و لعاب دهان سگ نجات داده است.» «3»

حكمت‏ها و اسرار علمى:

حرمت و نجاست شراب و مسكرات از چند جهت قابل بررسى است. و در روایات أهل بیت (ع) و سخنان متخصصان علوم پزشكى مطالب مختلفى در مورد ضررهاى معنوى، اجتماعى و بهداشتى آن گفته شده است. كه به طور خلاصه بدانها اشاره مى‏كنیم:

الف: آثار شراب‏خوارى در روایات:

امام باقر (ع) می فرمایند:

«دائم الخمر مانند بت‏پرست است، شراب برایش رعشه بدن پدید مى‏آورد، مردانگى و انصاف و مروتش را نابود مى‏كند، شراب است كه شراب‏خوار را وادار بر جسارت بر نزدیكان و اقوام و خویشان و خون‏ریزى و زنا مى‏نماید حتى در هنگام مستى نمى‏تواند از زناى با محارم ایمن باشد او پس از مستى این كار را بى‏توجه انجام مى‏دهد. و شراب واداركننده به هر نوع شر و اعمال ضد انسانى است.»

در این روایات به برخى آثار زیانبار جسمى (مثل رعشه بدن) و برخى آثار روحى و روانى اشاره شده است. از همه مهمتر مسأله زایل شدن عقل است كه به آن اشاره شده است.

 

ضررهاى اجتماعى شراب‏خوارى:

شراب‏خواران بخاطر روحیه درنده‏خوئى و شرارت كه در حال مستى غالبا پیدا مى‏شود، دست به اعمال جنایت‏آمیز مى‏زنند، به طورى كه آمار زیادى از تصادفات و قتل و خودكشى و درگیرى با پلیس، مربوط به افرادى است كه از مشروبات الكلى استفاده مى‏كنند. «1» طبق آمارى كه برخى مؤسسات تحقیقاتى در غرب منتشر كرده‏اند: «2» جرائم اجتماعى الكلیست‏ها از این قرار است:

مرتكبین قتل‏هاى عمومى 50% ضرب و جرح در اثر نوشیدن شراب 8/ 77% سرقت‏هاى مربوط به الكلیست‏ها 5/ 88% جرائم جنسى مربوط به الكلیست‏ها     8/ 88% یكى از صاحب‏نظران مى‏نویسد: یكى از ضررهاى مسكرات مردم آزارى است. شخص شراب‏خوار، مردم، همسایگان، پدر و مادر، خانواده و فرزندان خود را اذیت مى‏كند. «3»

زیان‏هاى اقتصادى شراب‏خوارى:

یكى از دانشمندان مى‏گوید:

 «اگر دولت‏ها ضمانت كنند كه درب نیمى از میخانه‏ها را ببندند مى‏توان ضمانت كرد كه از نیمى از بیمارستان‏ها و تیمارستان‏ها بى‏نیاز مى‏شویم.» «4»

 

 

آثار زیانبار خمر از نظر علوم پزشكى:

در این مورد بسیارى از صاحب‏نظران، پزشكان و مفسران، مطلب و كتاب نوشته‏اندكه به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏كنیم: در ابتدا مطلب دكتر دیاب و دكتر قرقوز را كه توضیحات مشروحى در این زمینه داده‏اند مى‏آوریم:

الكل با سرعت شگفت‏انگیزى از طریق بافتهاى مخاطى دهان و معده و ریه جذب شده، وارد خون مى‏شود. یعنى به محض رسیدن جام محتوى مشروب به دهان، الكل جذب و سریعا وارد جریان خون مى‏شود. پس از ورود الكل به معده با توجه به نسبت آب موجود در آن به تمام بافتهاى بدن توزیع مى‏گردد. اگر زن باردار مشروب الكلى مصرف كند، مقدارى از الكل مصرف شده، به بدن جنینى كه در شكم دارد مى‏رسد و مستقیما روى مغز وى اثر مى‏گذارد، زیرا تأثیر مستقیم الكل روى مغز است.

شخص مست در معرض این خطرها قرار ‏دارد:

1. تصادف با اتومبیل و یا سقوط در رودخانه و یا گودال به دلیل عدم توانایى در حفظ تعادل به هنگام راه رفتن.

2. تجاوز به حقوق دیگران و به راه انداختن مشاجرات بى‏دلیل به جهت فقدان تعقل و تفكر منطقى.

3. اقدام به تجاوزات جنسى به دلیل ایجاد میل شدید به مقاربت جنسى در شخص.

4. التهاب لوز المعده حاد، كه بیمارى بسیار خطرناكى بوده و ممكن است منجر به مرگ شود.

5. زخم معده حاد كه ممكن است منجر به مرگ شود.

6. اغما ،كه ممكن است با كمبود قند خون نیز همراه شود. اگر شخص مست به هنگام اغما در معرض سرما نیز قرار گیرد ممكن است بمیرد. حتى برخى افراد مست با استنشاق بوى استفراغ خود نیز مى‏میرند.

7. مرگ بر اثر تنگى نفس و متوقف شدن قلب از فعالیت.

در زمستان سال 1976 در یكى از روستاهاى حومه شهر حلب مردى نیمه شب در حال مستى وارد منزل خود مى‏شود و ناگهان به ذهنش خطور مى‏كند كه زنش به وى خیانت كرده است. این فكر تا بدانجا در او تقویت مى‏شود كه زن و چهار فرزند بى‏گناه خود را در خواب سر مى‏برد.

اعتیاد مزمن به الكل سبب وارد آمدن زیان‏هاى بسیارى به تمام دستگاههاى بدن مى‏گردد، كه مى‏توان این زیان‏هاى را با توجه به دستگاه‏هاى متضرر به شرح زیر تقسیم كرد:

الف: الكلیسم و بیمارى‏هاى عصبى:

اعتیاد به الكل موجب ابتلاء به بیمارى‏هاى عصبى زیر مى‏گردد:

1. ایجاد اختلال در كار تعدادى از اعصاب: در این حالت فرد الكلى دچار ضعف عضلات و لرزش

 

 اندامها و درد در ناحیه دست‏ها و پاها مى‏گردد.

 

2. ایجاد اختلال در كار یك عصب: در این حالت اختلالاتى در مسیر فعالیت آن عصب توأم با

 

فلج موقت حاصل مى‏شود. و یا توجه به نوع عصب، این اختلال ممكن است به صورت فلج عصب صورت و یا عصب چشم و یا فلج ناشى از نحوه خوابیدن بروز نماید، كه حالت أخیر بیشتر در كشورهاى به اصطلاح پیشرفته به چشم مى‏خورد كه در آن شخص در حال مستى (معمولا

 

 شنبه كه فردایش تعطیل است) به صورتى مى‏خوابد كه اعصاب آرنج و سر استخوان‏هاى مچ دست و انگشتانش تحت فشار قرار مى‏گیرند و بدین ترتیب عضلات محرك دست فلج مى‏گردد.

3. التهاب عصب بینایى: اكثر كسانى كه به مشروبات الكلى اعتیاد دارند، از این بیمارى كه

 

 توأم با كاهش قدرت دید است، رنج مى‏برند. این حالت در برخى موارد نادر نیز منجر به كورى مى‏شود.

 

4. داء الحصاف الكلى: یا گرى خشك الكلى (جرب) این بیمارى به فراوانى نزد الكلیستها

 

مشاهده مى‏شود

 

 

.

5. مجموعه بیمارى‏هاى گوناگون دیگرى نیز وجود دارند كه بیشتر در میان افراد الكلى یافت مى‏شوند. از جمله این بیمارى‏ها مى‏توان ورم غشاى خارجى مغز، سیفلیس نخاعى، از بین رفتن سلول‏هاى مغزى و معلولیت‏هاى عضلانى را نام برد.

 

 

ب: الكل و بیمارى‏هاى گوارشى:

از همان ابتداى ورود الكل به دستگاه گوارش، تخریب و فساد را با خود به ارمغان مى‏آورد، از جمله:

1. خراش غشاهاى مخاطى دهان و حلق و آسیب رسیدن به پرزهاى چشایى و ترك زبان.

2. ظاهر شدن پلاك‏هاى سفید رنگ بر روى زبان كه غالبا به سرطان زبان مبدل مى‏گردد.

3. التهاب مرى.

4. استفراغ‏هاى شدید خونى به دلیل پاره شدن برخى از رگ‏ها در ناحیه اتصال مرى به معده.

5. سرطان مرى. آمار نشان مى‏دهد كه 90% بیماران مبتلا به سرطان مرى را معتادان به الكل تشكیل مى‏دهند.

6. التهاب حاد معده. همه معتادان به الكل بلا استثنا به التهاب حاد معده مبتلا هستند.

7. سرطان معده. 90% مبتلایان به سرطان معده از معتادان به مشروبات الكلى هستند كه مصرف دخانیات نیز به این امر كمك مى‏كند.

8. الكل و كبد: امروزه بیمارى‏هاى كبدى ناشى از مصرف مشروبات الكلى یكى از مشكلات خطرناك بهداشتى جهان به شمار مى‏رود. كافى است بدانیم كه نوشیدن خمر مهمترین عامل پیدایش حالات تشمع كبد (سیروز) در كشورهاى غربى است

امّا مهمترین بیماریهاى كبدى ناشى از نوشیدن مشروبات الكلى: تراوش چربى در كبد تراوش چربى در كبد توأم با زرد شدن بدن (یرقان)- التهاب حاد كبدى- تشمع كبد (سیروز) معمولا این بیمارى‏ها كاملا به هم مرتبط هستند و همگى در نهایت به تشمع كبد منجر مى‏شوند. این بیمارى به هیچ عنوان درمان‏پذیر نیست زیرا كبد مركز سوخت و ساز و تبادلات غذایى بدن است .از مهمترین نتایج تشمع كبد مى‏توان به آب آوردن شكم و ظهور زگیل‏هایى در مرى و سرطان كبد اشاره كرد. در فرانسه سالیانه 500/ 22 نفر و در آلمان 16000 نفر بر اثر تشمع كبد در نتیجه مصرف مشروبات الكلى مى‏میرند.

ز: الكل و باردارى: مهمترین مسأله‏اى كه در فرزندان زنان الكلى به چشم مى‏خورد، وجود انواع معلولیت در 33% آنهاست. این معلولیت‏ها ممكن است به شكل نقص در رشد، عقب‏ماندگى ذهنى، نقص خلقت ظاهرى و ناراحتى‏هاى قلبى مادرزادى باشد. «1»

یكى از مفسران معاصر در این مورد مطالبى تحت عنوان «اثر الكل در نسل» بیان مى‏كند و مى‏نویسد:

 «كسى كه در حین انعقاد نطفه مست است 35% عوارض الكلسیم حاد را به فرزند خود منتقل مى‏كند و اگر زن و مرد هر دو مست باشند صددرصد عوارض حاد در بچه ظاهر مى‏شود و كودكانى كه فاقد نیروى كافى عقلانى و روحى بوده‏اند و از مادران الكلى بدنیا آمده‏اند 75% و از پدران الكلى نیز 75% بوده است. و كودكانى كه در هنگام تولد توانایى زندگى را ندارند از پدران الكلى 6% و از مادران الكلى 45% است». «2»

ط: مسائل متفرقه:

1. الكل ممكن است باعث افزایش حملات نقرس شود، زیرا موجب افزایش اوره خون مى‏گردد.

2. ممكن است اعتیاد به الكل باعث به وجود آمدن سنگ‏هاى دوقلویى كلیه و یا ورم مثانه گردد.

3. كاهش میزان قند خون در بدن پس از نوشیدن مشروبات الكلى ممكن است بسیار شدید و باعث بى‏هوشى و حتى مرگ شود. «3»

یكى از مفسرین معاصر در این مورد مطالبى تحت عنوان «اثر الكل در عمر» بیان مى‏كند و مى‏نویسد:

«یكى از دانشمندان مشهور غرب اظهار مى‏دارد كه هرگاه از جوانان 21 ساله تا 23 ساله معتاد به مشروبات الكلى 51 نفر بمیرند در مقابل از جوان‏هاى غیر معتاد 10 نفر هم تلف نمى‏شوند و بر اثر تجربیاتى كه كمپانى‏هاى بیمه عمر كرده‏اند، ثابت شده است كه عمر معتادان به الكل نسبت به دیگران 25% تا 30% كمتر است.» «1»

بررسى:

1. جلوگیرى از نوشیدن شراب و حكم به پلید بودن آن یكى از معجزات علمى قرآن كریم است. چرا كه در شرایطى این احكام صادر شد كه بشریت با علاقه و اشتها به شراب‏خوارى روى آورده بودند و از ضررهاى بهداشتى آن اطلاع چندانى نداشتند. و حتى كتاب مقدس (تورات و انجیل‏ها) نیز تشویق‏گر این بودند. در حقیقت این ممنوعیت یكى از خدمات دین اسلام به بشریت بوده است.

2. ضررهاى شراب‏خوارى به ویژه ضررهاى بهداشتى آن از حكمت‏هاى تحریم و نجاست شراب است.امّا بازهم نمى‏توان بطور قطع گفت كه همین ضررهاى بهداشتى علت انحصارى تحریم شراب است چرا كه ممكن است مصالح و مفاسد دیگرى نیز مورد نظر شارع بوده است. همانطور كه در قرآن بر ضررهاى اجتماعى شراب بیشتر پافشارى شده بود. «2»

پس ضررهاى معنوى، اجتماعى و بهداشتى شراب فى الجمله وجود دارد و یكى از اسرار علمى و حكمت‏هاى حرمت و نجاست شراب است.

 

 

وضو

وضو یعنى شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا با شرایط خاص كه یك عبادت

 

محسوب مى‏شود. در اسلام عباداتى وجود دارد كه داراى دو جنبه است: یكى بعد عبادى

 آن كه موجب تقرب انسان به خدا و كمال معنوى او مى‏شود و دوّم بعد بهداشتى و درمانى آن كه‏آثار مفیدى در محیط اجتماعى یا شخصى انسان دارد و سلامت انسان را تأمین مى‏كند. نماز- وضو- غسل- روزه و ... از این قبیل عبادات هستند.

قرآن كریم در مورد دستور وضو مى‏فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَیْنِ ... ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَكُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. «1»

«اى اهل ایمان هنگامى كه مى‏خواهید براى نماز بپاخیزید دست و صورت خویش را بشوئید ... خدا هیچ‏گونه سختى براى شما قرار نخواهد داد و لیكن مى‏خواهد تا (جسم و جان) شما را پاكیزه گرداند.»

حكمت‏ها و اسرار علمى:

در مورد فلسفه و حكمت‏هاى معنوى و علمى و بهداشتى وضو، مطالبى در

روایات و سخنان صاحب‏نظران و پزشكان آمده است كه بسیار جالب است: در اینجا برخى از آنها را ذكر مى‏كنیم:

نظام‏مند كردن نظافت شخصى:

یكى از پزشكان مى‏نویسد:

«شاید نظافت و پاكیزگى نزد برخى افراد مسأله‏اى ذوقى و شخصى و یا بستگى به وضع اقتصادى فرد یا دولت داشته باشد. امّا در قرآن نظافت امرى است تحت نظام و ضابطه، به طورى كه فرد مسلمان خود را ملزم مى‏داند به عنوان یك واجب شرعى آن را در هر حال و به طور مستمر رعایت كند.» «2»

 آثار وضو در بهداشت انسان:

یكى از پزشكان در مورد وضو مى‏نویسد:

 «اگر دست‏آوردهاى علمى جدید را درباره بهداشت پوست مورد مطالعه قرار دهیم به عمق اهمیت تشریع وضو و طهارت در قرآن پى خواهیم برد.

بهداشت پوست در درجه اوّل بر نظافت و شستشوى بدن به ویژه قسمتهاى باز آن متمركز است نظافت مستمر پوست براى بازماندن سوراخ‏هاى غدد عرقى و چربى امرى حیاتى است به طورى كه لازم مى‏شود هر فرد روزانه حدّ اقل دو بار دست و صورت و گردن خود را بشوید.» «1»

در مورد فواید بهداشتى وضو نوشته‏اند:

 «پیشگیرى از ابتلا به بسیارى از بیمارى‏هاى گوارشى كه به دلیل آلودگى دست‏ها عارض مى‏شوند. مهمترین این بیمارى‏ها،به  بیمارى‏هاى عفونى (مثل وبا، تیفوئید، التهابات معوى [معدوى‏]، مسمومیتهاى غذائى) معروفند. تأثیر مثبت بر فعالیت دستگاه گردش خون و نشاط یافتن شخص به دلیل تحریك اعصاب و ماساژ اعضاى بدن. زدودن آلودگى‏هاى بدن و فراهم شدن شرایط مساعد براى فعالیت پوست.» «2»

سابقا گمان مى‏كردند ورود میكروب در داخل بدن منحصر به ثقب (سوراخ) مخرج و مدخل (مثل دهان) بدن است. أخیرا به ثبوت رسیده كه ممكن است میكروب از همان مسامات جلدى وارد بدن شود.

چون دست و صورت بیشتر در معرض كثافات واقع [مى‏شود] و پا و سر كمتر است لهذا در سر و پا به مسح تنها اكتفا شد تا موجب حرج نشود.»

و در دنباله مى‏نویسد:

 «وضوى اسلامى عینا همان خاصیت ماساژ «3» (ماساژ سوئدى) را به نحو اتم حاوى‏مى‏باشد. زیرا وقتى روى سطح اعضاء وضو آب سرد رسید و محل آن سرد شد قهرا جریان خون به آن سمت شدت یافته و براى حفظ درجه 37 از حرارت طبیعى بدن و جبران حرارت از دست رفته اعضاء وضو تا به حال طبیعى برسد، دستگاه گردش خون به فعالیت سریع مشغول و در نتیجه نشاط و سلامتى و تعدیل در دستگاه دوران خون كه مهمترین جهازات بدن است به وجود آید. و بهداشت بدن را تأمین مى‏نماید.» «1»

بررسى:

1. دستور وضو به صورت اجبارى یكى از خدمات ادیان الهى به انسان است كه موجب نورانیت باطنى و معنویت خاص همراه با نظافت شخصى مى‏گردد.

2. همانطور كه گذشت شستن دست و صورت به صورت طبیعى در برنامه روزانه انسانها وجود داشته و در برخى ادیان هم به صورت دستور وضو انجام مى‏گرفته است. پس نمى‏توان این مطلب را حكم تأسیسى و اعجاز علمى قرآن كریم دانست، هر چند كه انجام وضو به صورت خاص و شرایط آن در اسلام با دیگر مكاتب و ملل متفاوت است.

3. وضو یك عبادت اسلامى است و نباید آن را در حد یك ماساژ و شستشوى ساده دست و صورت پایین آورد. هر چند كه خواص بهداشتى آن قابل چشم‏پوشى نیست. ولى نباید آن را تك بعدى مطرح كرد. بلكه بعد اصلى و اصیل آن همان عبادت بودن آن است.

4. اسرار علمى بهداشتى وضو مى‏تواند جزئى از فلسفه و حكمت این حكم باشد امّا علت منحصر و تامه صدور آن نیست. بلكه مصالح دیگرى (بویژه معنوى) مورد نظر اسلام بوده است.

6. برخى از مطالب كه در فلسفه حكم وضو بیان شد (مثل تفاوت گذاشتن بین مسح سر و پا و شستن صورت و دست‏ها به دلیل بیشتر در معرض میكروب‏ها بودن) قابل اشكال است چون پا و سر و گردن مثل صورت در معرض میكروب‏ها است. بلكه گاهى پاى انسان بیشتر مورد آزار میكروب‏ها قرار مى‏گیرد. در حالى كه دستور شستن گردن یا سر در وضو نیامده است

نوشته شده در تاریخ جمعه 1 بهمن 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()