احکام اسلام و علوم روزبررسی مسائل قانون گذاری اسلامی و بیان برخی آثار و فواید آنها

احکام اسلام و علوم روزبررسی مسائل قانون گذاری اسلامی و بیان برخی آثار و فواید آنها

پس از اینکه انسان با استفاده از دلایل متقن و قوی ثابت کرد که این جهان با همه ی پدیده های شگفت انگیز خود خالقی قادر و دانا دارد و وجود خدا برای او ثابت شد به دنبال این موضوع می رود که چگونه و از چه طریقی با این وجود برتر ارتباط برقرار کند و چگونه می تواند احساس نیاز خود به ارتباط با خالق را برطرف کند.آیا خاق وی ،او را تنها خلق کرده است و به حال خود رها کرده و یا اینکه به او توجه دارد و راههایی را هم برای رسیدن به خود برای انسان قرار داده است.ادیان جهان هرکدام ادعا دارند که بهترین راه برای رسیدن به خدا را ارائه می دهند، لذا انسان خداجو لازم است در مورد آنها تحقیق کند تا اگر واقعاً انسان را به خدا نزدیک می کنند از آن پیروی کند.همه می دانیم که راه حق و حقیقت یکی است و این محال است که دو راه متضاد و مخالف هردو به یک سرمنزل انسان را هدایت کند،لذا باید نتیجه گیری کنیم که از میان ادیان مختلف باید یکی از آنها انسان را به مقصود نهایی برساند،پس لازم است در صحت تمام ادیان به خصوص آنهایی که پیروان بیشتری دارند تحقیق کنیم تا مبادا کورکورانه و یا اشتباه راه را بپیماییم و پشیمانی به بار آوریم.

پس از اینکه با تحقیقات خود به این نتیجه رسیدید که اسلام کامل ترین دین است و تنها دینی است که از استوارترین اصول برخوردار است باید توضیحی راجع به قوانین اسلامی دهیم.

ما معتقدیم اسلام دینی است حق و کلام متواتر آن (قرآن و احادیث استوار)  از جانب خالق جهان صادر شده است و پیروی از آن مورد رضایت خداوند است.

(دقت کنید که موارد ذکر شده تماما بر اصول عقلی و انسانی منطبق می باشد و اسلامی که در بالا از آن سخن رفت اسلامی تقلیدی نیست بلکه عقلانی است.)

بخشی از اسلام مربوط به قانون گذاری و چگونگی انجام اعمال عبادی و احکام دین است.وقتی کسی به این موضوع ایمان آورد که اسلام از جانب خدا ست پس ناچار به پذیرش این نیز می باشد که قوانین آن هم از جانب اوست.در بحث های اعتقادی به این نتیجه خواهیم رسید که خداوند عالم وجودی حکیم نیز هست و اعمال و کارهای او بر مبنای حکمت و علم می باشد و این گونه نیست که خداوند کاری را انجام دهد و از آن هیچ هدف و مقصودی نداشته باشد و یا اینکه مطلبی را بیان کند ولی آن مطلب هیچ هدفی را برآورده نکند.

در نتیجه قوانین و احکام اسلام هم که از جانب خدا صادر شده است دارای حکمت و هدفی بوده است .حال این حکمت ها در برخی موارد بر ما پوشیده است و در برخی موارد هم برای ما منکشف شده است.در مواردی که حکمت برخی از احکام را نمی دانیم از آن جهت که اسلام را به عنوان حکم خدا قبول کرده ایم پیروی می کنیم و به آن احکام عمل می کنیم و می دانیم که به هر حال خداوند حکمتی بر این حکم مترتب کرده است.اما علت بسیاری از احکام نیز توسط پیامبر9 و جانشینان به حق ایشان: بیان شده است و همچنین علت بسیاری نیز با پیشرفت علم برای ما مشخص شده است.آنچه که از این مقاله منظور ماست این است که به منکرین نبوت حضرت محمد9 بگوییم بسیاری از احکام بیان شده در اسلام فواید و نتایج چشمگیری دارند که تنها در زمان ما با پیشرفت علوم مشخص شده اند لذا باید گفت چگونه ممکن است فردی درس ناخوانده در زمان توحش اعراب بتواند احکام و قوانینی را تبیین کند که تماماً دارای آثار و فواید فردی و اجتماعی فراوانی هستند.احکامی و قوانینی که تصویب هرکدام از آنها در زمان ما نیاز به تحقیقات جامع و برگزاری شوراها و مجالس و محافل علمی فراوانی دارد تا بدینوسیله بتوانند حکمی را در جامعه و در مورد افراد اجرا کنند که دارای فواید اجتماعی و فردی باشد.چگونه محمد9 توانست تک و تنها چنین مواردی را بیان کند که امروزه با پیشرفت علوم به فواید و آثار مبارک آنها پی برده اند.

گفتن این مطلب هم که شاید این موارد به طور اتفاقی با علوم روز مطابق شده است نیز بدور از عقل و درایت است.اگر چند مورد جزئی بود شاید می توانستیم چنین حکمی دهیم ولی این موارد آنقدر زیاد است که صدور چنین حکمی غیر عاقلانه می نماید.

علاوه بر دلایل دیگری که در رابطه با دین اسلام می توانیم ارائه دهیم این مورد هم خود از دلایلی است که ثابت می کند اسلام دینی بشری نیست چراکه علوم موجود در این دین فرازمانی است و در آینده ریشه دارد و از کسی جز خدای عالم چنین قوانینی بر نمی آید.

در زیر مواردی ازآثار  احکام اسلامی  را به نقل و تلخیص از کتاب اعجاز علمی قرآن اثر با ارزش دکتر محمد علی رضایی می آوریم ، مخاطب عزیز را برای مطالعه ی پاورقی ها به کتاب ایشان رجوع می دهیم:

در قرآن كریم از برخى امور یاد شده است كه داراى جنبه تعبدى و دینى و جنبه بهداشتى است. یعنى برخى از احكام دینى كه در قرآن بدانها تصریح شده داراى فواید پزشكى و بهداشتى است و رعایت آنها باعث جلوگیرى از بیماریهاى زیادى مى‏شود. یعنى این احكام داراى مصلحت‏ها و حكمت‏هایى بوده كه با پیشرفت علوم پزشكى بدانها پى برده‏ایم و به عبارت دیگر قرآن به برخى نكات اشاره مى‏كند كه علوم پزشكى و عقل آدمیان در صدر اسلام آنها را كشف نكرده بود و این خود نوعى اعجاز علمى قرآن محسوب مى‏شود.

در اینجا باختصار به برخى از آیات و احكام و حكمت‏هاى تشریع آنها اشاره مى‏كنیم.

الف: بهداشت غذائى‏

1. دعوت به غذاهاى پاك و پاكیزه (طیّب):

غذاى طیّب به چیزهاى خوراكى پاك و پاكیزه گفته مى‏شود كه انسان از خوردن آنها لذّت مى‏برد «1» خدا در قرآن مى‏فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ «2»

«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از غذاهاى حلال و پاكیزه كه ما نصیب شما كرده‏ایم بخورید.»

یا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً «3»

«اى مردم از آنچه در زمین است حلال و پاكیزه را تناول كنید.»

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ «1»

«بگو (اى پیامبر) چه كسى زینت‏هاى خدا را كه براى بندگان خود آفریده حرام كرده و از خوردن غذاهاى حلال و پاكیزه منع كرده است؟»

نزول:

برخى از طایفه‏هاى مشركین از قبیل خزاعه، بنى عامر و غیر آنها بعضى از انواع حبوبات و گوشتها را بدون دلیل بر خود حرام كرده بودند و آن را به خدا نسبت مى‏دادند. آیه دوّم در صدد ردّ این اعمال و تهمت‏ها است.

در این آیات بویژه آیه دوّم چند نكته تفسیرى جالب وجود دارد:

الف: آیه خطاب به همه مردم (ناس) اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان است. یعنى خوردن غذاى حلال و پاكیزه براى عموم بشریت مفید است و این مطلب مورد ابتلاء همه انسان‏هاست چرا كه گاهى غذاهایى را بر اساس عقاید انحرافى یا خرافات و یا عادات بر خود ممنوع مى‏كنند و قرآن همه غذاهاى پاكیزه و حلال را جایز مى‏شمارد.

ب: آیه دلالت بر حلّیت عام در تمام تصرفات دارد؛ یعنى هر گونه تصرفى در غذاهائى كه خدا براى بشر آفریده جایز است، مگر آنكه دلیلِ شرعىِ خاصى آن را منع كند. (مثل حرمت گوشت خوك)

 پ: امتناع كردن (بدون دلیل شرعى) از آنچه كه خدا براى انسان حلال كرده است، تشریع حرام است. «2»

ت: حلال به چیزى مى‏گویند كه ممنوعیتى نداشته باشد و طیّب به چیزهایى گفته مى‏شود كه موافق طبع سالم انسانى باشد. «3»

قرآن كریم با نزول چند دسته از آیات به اصطلاح رژیم غذایى را براى بشریت آورده است. و این امر را در چند مرحله انجام داده است:

اوّل: از غذاى طیب بخورید.

دوّم: از غذاى طیب حلال بخورید.

سوّم: غذاهاى طیب را بر خود حرام نكنید (و با كسانى كه غذاهاى طیب را بر خود حرام مى‏كنند برخورد مى‏كند)

چهارم: غذاهاى طیب را معرفى مى‏كند (مثل گوشت- شیر- عسل و ... كه در ادامه، آیات مربوط به آنها را مى‏آوریم)

 پنجم: غذاهاى خبیث را بر انسان حرام كرده است. «1»

ششم: مواردى خاص از غذاهاى خبیث و حرام (مثل خون- مردار ...) را نام برده و تحریم كرده است.

تاریخچه:

انسان بصورت طبیعى از برخى غذاها لذت مى‏برد و از آنجا كه اسلام بر اساس فطرت انسان بنا نهاده شده است به ما دستور مى‏دهد كه از غذاهاى طیب (كه موافق طبع انسان است و از آنها لذت مى‏برد) بخورد. اما برخى از مكاتب در اثر انحرافات و تحریفات از این مسیر مستقیم كنار رفته و گاهى خوردن غذاهاى طیب را ممنوع اعلام كرده‏اند:

«بودائیسم، بطور مطلق خوردن گوشت را براى پیروان خود منع كرده و هندوها نیز بخاطر مقدس شمردن گاو، گوشت آن را نمى‏خورند. مذاهب دیگرى نیز وجود دارند كه پیروان خود را از خوردن گوشت حیوانات و یا فرآورده‏هاى حیوانى (تخم مرغ، شیر، پنیر و ...) به مدت چهل یا نود روز در سال منع مى‏كنند.» «2»

احكام:

در مورد غذاى انسان چند حكم اساسى در اسلام وجود دارد:

1. غذا پاك باشد یعنى نجس نباشد.

2. غذا پاكیزه باشد یعنى پلید (خبیث) نباشد.

3. غذا حلال باشد، یعنى غذاى حرام نباشد.

4. دو گونه غذا حرام است:

اول: غذایى كه در قرآن یا روایات اهل بیت (:) تحریم شده است. (مثل خون و ...)

دوم: غذایى كه از راه غیر مشروع بدست آمده است و انسان مالك یا مجاز در تصرف آن نباشد. «3»

حكمت‏ها و اسرار علمى:

در مورد حكمت‏هاى حرمت غذاهاى نجس و غذاهایى كه در قرآن بطور خاص تحریم شده (مثل خون- مردار- و ...) در آینده سخن گفته مى‏شود و اینك در مورد بقیه موارد سخن برخى از صاحب‏نظران را نقل مى‏كنیم:

 «قرآن، انواع گوناگونى از غذاها را كه ذائقه افراد را ارضا كرده و براى جسم و روح آنها نیز مفید بوده و زیانى به آنها نمى‏رساند را حلال فرموده است ...

معنى كلمه طیب در منفعت و ارزش غذایى محدود نمى‏گردد، بلكه از آن نیز تجاوز مى‏كند و فواید روانى غذا را نیز در بر مى‏گیرد. براى اینكه غذایى طیب باشد باید حلال هم باشد كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَیِّباً «1» زیرا هنگامى كه شخص از دسترنج خود غذا مى‏خورد ضمن دست‏یابى به یك لذت و نشئه خاص، احساس سعادت بزرگى نیز به وى دست مى‏دهد، درست بر خلاف آن روحیه حریصى كه روزى سایرین را به لطایف الحیل از چنگ آنها بیرون مى‏آورد.»(طب در قرآن ص 163)

قرآن كریم از طرفى انسان را از خوردن غذاهاى مضر و خبیث بازمى‏دارد و از طرف دیگر او را نسبت به خوردن غذاهاى پاك و مفید (طیب) توصیه مى‏كند و این دو دستور اسلامى، سلامتى و بهداشت جسم انسان را تأمین مى‏كند؛ همانگونه كه آرامش روانى و بهداشت اجتماعى انسانها را با قید «حلال» بودن غذا تأمین مى‏كند.

بررسى:

در اینجا تذكر چند نكته لازم است:

1. توصیه قرآن به غذاى طیب و حلال تأثیرات مفیدى در بهداشت جسم و روان انسان دارد و این مطلب از خدمات بزرگ قرآن و اسلام به بشریت است.

2. از آنجا كه میل به غذاهاى پاك و پاكیزه ریشه در طبع انسان دارد و امرى است كه از درون ساختمان وجودى او ریشه مى‏گیرد، لذا دستور اسلام به خوردن غذاهاى «طیب» به نوعى یك دستور ارشادى است و حكم تأسیسى محسوب نمى‏شود. پس نمى‏توان آن را یك معجزه علمى قرآن محسوب كرد. البته در مورد حكم حلال بودن غذا و جزئیات آن،احكامى وجود دارد كه عقل و طبع انسان بدون راهنمایى الهى بدانها دست پیدا نمى‏كند.

3. مطالبى كه در مورد «طیب» و «حلال» بودن غذا گفته شد، مى‏تواند بخشى از فلسفه و حكمت حكم باشد ولى علت منحصر حكم نیست و این احتمال وجود دارد كه در تشریع این احكام مصالح و مفاسد دیگرى نیز در نظر گرفته شده باشد.

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()