ویژه نامه غدیر....

    

( روایات مربوط به خلفای چهارگانه)

31، در آیه 36 سوره نور خداوند می فرماید :

فىِ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ

در خانه هایی که خدا رخصت داده (که قدر و منزلت ) آنها رفعت یابدو نامش در آنها یاد شود در آن (خانه) ها هر بامداد و هر شامگاه او را نیایش می کنند.

 

 

 

 

 

 

در ذیل این آیه حدیثى در كتابهاى تفسیرى اهل سنت چه تفاسیر روائى آنها و چه غیر آن وارد شده است كه به هنگام تلاوت این آیه از پیامبر پرسیدند منظور چه بیوتى است؟ فرمود" بیوت الانبیاء" است ابو بكر پرسید این خانه (اشاره به خانه فاطمه و على كرد) نیز از آن جمله است؟پیامبر ص فرمود:" نعم من افاضلها":" آرى این از برترین آنها است"

اگر این خانه از بهترین بیوت باشد مسلماً به خاطر افرادى است كه در آن هستند و بنابراین افراد آن خانه هم بهترین افراد می شوند.حال آیا بهترین افراد نسبت به جانشینى پیامبر اولویت ندارند؟

32، احادیث متعددی در کتب اهل سنت و شیعه وارد شده است که مفاد کلی آنها حکایت از آن دارد که حضرت علی علیه السلام همواره قرین حق و حق همیشه ملازم با آن حضرت است.عنوان کلیِ این احادیث این مطلب را نشان می دهد که :

علی مع الحق و الحق مع علی

علی با حق است و حق نیز با علی است.

 

 

 


تا جایی که فخر رازی که یکی از مفسرین معروف اهل سنت است  در جلد اول تفسیر مفاتیح الغیب(تفسیر کبیر) در صفحه 180 می گوید :

و من اقتدى فی دینه بعلی بن أبی طالب فقد اهتدى، و الدلیل علیه قوله علیه السلام: اللهم أدر الحق مع علی حیث دار

 

 

 

 

 


یعنی کسی که در دینش به علی بن ابی طالب اقتدا کند مسلماً هدایت شده است و دلیل بر این مطلب قول پیامبر است که :

**((خدایا حق را با او بگردان هر كجا كه بگردد))   **

حال آیا حضرت علی ع بهترین جانشین برای پیامبر نیست؟آیا طبق این حدیث عایشه اشتباه نکرد که در برابر علی ایستاد؟آیا شیعیان درپیروی از چنین فردی در اشتباه اند؟آیا...

33، حدیث یوم الانذار كه در منابع اهل سنت و شیعه وارد شده است سند دیگرى براى اثبات جانشینى حضرت على براى پیامبر است.آنگاه كه رسول اكرم با نزول آیه وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ(شعراء، 214) مامور انذار و تبلیغ بستگان خویش شدند در جلسه اى كه تشكیل شد حضرت على را به عنوان جانشین خود معرفى كردند.

34، تقریباً تمام مفسران و مورخان اتفاق نظر دارند ،هنگامى كه سوره توبه نازل شد و پیمانهایى را كه مشركان با پیامبر اسلام داشتند لغو كرد ،پیامبر اسلام براى ابلاغ این فرمان آن را به ابو بكر داد تا در موقع حج در مكه براى عموم مردم بخواند سپس آن را گرفت و به على (ع) داد و او را مامور ابلاغ آن قرار داد و در مراسم حج به همه مردم ابلاغ كرد.

" احمد حنبل" پیشواى معروف اهل سنت در كتاب" مسند" خود از" ابن عباس" چنین نقل مى‏كند كه پیامبر (ص) ابابکر را فرستاد و سوره توبه را به او داد (تا به مردم به هنگام حج ابلاغ كند) سپس على (ع) را به دنبال او فرستاد و آن را از او گرفت و( پیامبر)فرمود:

لا یذهب بها الا رجل منى و انا منه

ابلاغ این سوره تنها به وسیله كسى باید باشد كه او از من است و من از اویم

 

 

 

 

 

 


35، حدیث معروفی در منابع اهل سنت و شیعه از پیامبر وارد شده است که آن حضرت فرمود :

آگاه باشید که مَثَل اهل بیت من در میان شما مَثَل کشتی نوح است که هرکس سوار آن شد نجات پیدا کرد و هرکس آن را رها نمود غرق شد.

 

 

 

 

 


این حدیث نشان دهنده این است که مراد از اهل بیت، هر کسی نیست، بلکه افراد خاصی هستند که تمسک به آنها باعث نجات است.راجع به اینکه مصداق اهل بیت چه کسانی هستند ذیل حدیث ثقلین بحث شد.(مورد 13)

36، در حدیث معروفی که اهل سنت و شیعه آن را نقل کرده اند پیامبر فرمود:

انا مدینه العلم و علی بابها و من اراد المدینه و الحکمه فلیاتها من بابها

من شهر علم هستم و علی دروازه ی آن است.پس هرکس آن شهر و حکمت را اراده کند باید از دروازه ی آن وارد شود.

 

 

 

 

 


آیا کسی بهتر از حضرت علی (با وجود چنین صفاتی) شایستگی برای جانشینی پیامبر را دارد؟!

37، عمل هریک از ائمه شیعه بیشترین تطابق را با سنت رسول خدا داشته است.با مطالعه زندگی ائمه متوجه می شویم که آنها تمام تلاش خود را در جهت بر پا داشتن سنت رسول خدا انجام داده اند تا جایی که امام حسین علیه السلام جان خود را برای احیای سنت پیامبر فدا می کند.آیا جز چنین افرادی شایستگی جانشینی پیامبر را دارا می باشند!؟

38، با دقت بر روی آیه  اولو الامر یعنی آیه 59 سوره نساء متوجه می شویم که این آیه جز بر اهل بیت عصمت و طهارت یعنی همان امامان شیعه قابل تطبیق نیست.

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكم

ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و صاحبان امر از خودتان (نیز)پیروی کنید.

 

 

 

 

 

 


39، تحقیقات تاریخی نشان می دهد در دوران بعد از پیغمبر افرادی که با حکومت خلفای پس از پیامبر مخالف بودند به گونه های مختلف نارضایتی خود را نشان می دادند هرچند قدرت حاکمه آنان را مرتد اعلام کرد ، در صورتی که حقیقتاً تمام آنان مستحق این حکم نبودند چون علت مخالفت بسیاری از آنها سخنان پیامبر بود که وصی و جانشین پس از خود را مشخص نموده بود و آنان با چشم خود می دیدند که تاریخ از مسیرش منحرف شده است لذا محکم ایستادند و حتی برچسب ارتداد را قبول کردند ولی اشتباهات خلفا را در حد امکان بر ملا ساختند.

این مطلب خود نشان دهنده این است که در رابطه با خلفای بعد از پیامبر موافقت عمومی وجود نداشته بلکه واقعاً گروهی از صحابه قائل به جانشینی حضرت علی علیه السلام بوده اند.

40، كندن دربِ خیبر توسط حضرت على علیه السلام باز از جمله مواردى است كه برترى حضرت على علیه السلام را بر دیگر صحابه ثابت می كند.فخر رازى مفسر معروف اهل سنت هم در تفسیر معروفش به این مطلب اشاره كرده است.

فخر رازى در جلد 21 از تفسیر مفاتیح الغیب صفحه 436 می نویسد :

قال علی بن أبی طالب كرم اللّه وجهه: و اللّه ما قلعت باب خیبر بقوة جسدانیة و لكن بقوة ربانیة.

و ذلك لأن علیا كرم اللّه وجهه فی ذلك الوقت انقطع نظره عن عالم الأجساد و أشرقت الملائكة بأنوار عالم الكبریاء فتقوى روحه و تشبه بجواهر الأرواح الملكیة و تلألأت فیه أضواء عالم القدس و العظمة فلا جرم حصل له من القدرة ما قدر بها على ما لم یقدر علیه غیره.

معنا : على كرم الله وجهه فرمود : به خدا قسم من باب خیبر را با نیروى جسمانى نكندم بلكه با نیروى الهى كندم.

و دلیل این مطلب این است كه على در آن وقت نظرش از عالم جسمانى منقطع شد و نور عالم دیگرى بر او روشن شد و قدرتى براى او ایجاد شد كه براى شخص دیگرى ایجاد نشد.

قابل توجه اینكه قبل از حضرت على علیه السلام " ابو بكر" پرچم را به دست گرفت و با مسلمانان به سوى لشكر یهود تاخت، اما بى آنكه نتیجه بگیرد بازگشت، بار دیگر" عمر" پرچم را به دست گرفت و مسلمانان شدیدتر از روز قبل جنگیدند ولى بدون گرفتن نتیجه بازگشتند.

این خبر به گوش رسول خدا ص رسید فرمود:

اما و اللَّه لاعطینها غدا رجلا یحب اللَّه و رسوله، و یحبه اللَّه و رسوله، یاخذها عنوة :" به خدا سوگند فردا پرچم را به دست مردى مى‏سپارم كه او خدا و پیامبرش را دوست دارد، و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند، و او قلعه را با قدرت فتح خواهد نمود".

گردنها از هر سو كشیده شد كه منظور چه كسى است؟ جمعى حدس مى‏زدند كه منظور پیامبر ص على ع است ولى على ع هنوز در آنجا حضور نداشت، چرا كه چشم درد شدیدى او را از حضور در لشكر مانع شده بود، اما صبحگاهان على ع سوار بر شترى وارد شد، و نزدیك خیمه پیامبر ص پیاده گشت، در حالى كه چشمانش شدیدا درد مى‏كرد.

پیامبر ص فرمود: نزدیك بیا! نزدیك رفت، از آب دهان مباركش بر چشم على ع مالید، و چشمش به بركت این اعجاز كاملا سالم شد، سپس پرچم را به دست او داد.

على ع با لشكر اسلام به سوى قلعه بزرگ خیبر حركت كرد، مردى از یهود از بالاى دیوار سؤال كرد تو كیستى؟ فرمود:" من على بن ابى طالبم" یهودى فریاد كشید اى جماعت یهود شكستتان فرا رسید! در این هنگام مرحب‏

 یهودى فرمانده آن دژ به میدان مبارزه على ع آمد و چیزى نگذشت كه با یك ضربت كارى بر زمین افتاد.

جنگ شدیدى میان مسلمانان و یهودیان در گرفت على ع نزدیك در قلعه آمد، و با حركتى نیرومند و پر قدرت در را از جا بر كند و به كنارى افكند، به این ترتیب قلعه گشوده شد، و مسلمانان وارد شدند آن را فتح كردند.

41، در تفسیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏6 ص77 كه یكى از تفاسیر معروف اهل سنت است در بحث داستان حدیبیه از قول عمر چنین آورده است كه:

 

فقال عمر بن الخطاب و الله ما شككت منذ أسلمت الا یومئذ

یعنى عمر گفت به خدا سوگند من از موقعى كه اسلام آوردم شك نكردم الا در روز حدیبه.

 

 

 

 

 

 

 


خواننده گرامى مى تواند دلیل شك عمر در روز حدیبیه را در تاریخ مطالعه كند.نکته ای که باید بیان شود این است که كسى كه در رسالت پیامبر شك كند شایستگى جانشینى او را ندارد.این مطلب هم دقت شود که اصل این قضیه مورد  قبول علمای اهل سنت هم هست تا حدی که در مقام توجیه این حرف عمر برآمده اند.آیا چنین شخصی صلاحیت پیروی را دارد یا علی ابن ابیطالب که طبق منابع شیعه و سنی فرمود:

لَو کُشِفَ الغِطاء مَا ازدَدتُ یَقیناً،اگر پرده ها کنار رود ذره ای به یقین من افزوره نخواهد شد!

42، در كتب تاریخى قضیه اى از عمر نقل شده است كه در زیر این قضیه طبق نقل كتاب تاریخ یعقوبى مى آید :

 چون پیامبر وفات كرد مردم گفتند: ما گمان نمى‏كردیم كه پیامبر خدا تا بر همه زمین دست نیابد خواهد مرد. و عمر بیرون آمد و گفت: بخدا قسم پیامبر خدا نمرده است و نمى‏میرد لیكن همچنانكه موسى چهل شب ناپدید شد، ناپدید مى‏شود و سپس بازمى‏گردد، بخدا سوگند كه او دستها و پاهاى مردمى را خواهد برید. و ابو بكر گفت: بلكه خدا خبر مرگ او را بما داده و گفته است" انك میت و انهم میتون" [زمر،30]. پس عمر گفت: بخدا سوگند كه گویا من هرگز این آیه را نخوانده‏ام. سپس گفت:

لعمرى لقد ایقنت انك میت            و لكنما ابدى الذى قلته جزع‏

بجانم سوگند كه یقین داشتم تو هم خواهى مرد لیكن آنچه گفتم از بى‏تابى بر زبان آمد.

به نظر خواننده ى محترم چنین كسى كه از آیه اى از قرآن اصلا خبر ندارد و چنین رفتارى دارد مى تواند خلیفه ى مسلمین شود!!؟

43، همان طور که می دانید اسلام دینی است که در مورد جزئی ترین موضوعات هم دارای فرامین و احکامی است ،به عنوان مثال اسلام در مورد مسواک زدن ،غذا خوردن و حتی دستشویی رفتن آداب و احکامی تعیین نموده است. حال این سوال پیش می آید که چگونه ممکن است اسلام در این موارد حکم صادر کند ولی در مورد جانشینی پیامبر که از مهم ترین مسائل اسلامی است، شخصی را به عنوان جانشین معین نکند!!!

آیا منطق اسلام این گونه بوده است که نسبت به مسئله ی مهمی مثل جانشینی پیامبر بی تفاوت بوده  و آن را به خودِ مردم واگذار کرده باشد تا با شورا، جانشین انتخاب کنند!!!

برادران اهل سنت ما چگونه این سوال را پاسخ می دهند، حال آنکه شیعیان نیاز به پاسخ به این سوال را ندارند چرا که طبق روایات عدیده ی شیعه و سنی این مطلب مسلم است که پیامبر در مواقع مختلف حضرت علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرده است..

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آذر 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()