ویژه نامه غدیر 

روایات مربوط به خلفای چهارگانه

14، علاوه بر روایت ثقلین روایاتی از طریق شیعه و سنی نقل شده است که پیامبر اوصیاء بعد از خود را دوازده نفر معرفی کرده اند و این عددِ دوازده جز با اعتقاد شیعه سازگاری ندارد.

15، بعضی از رهبران مذاهب چهارگانه ی  اهل سنت جزو شاگردان امامان ما بوده اند.به عنوان مثال ابوحنیفه افتخار می کند و به زبانی رسا اعلام می دارد اگر آن دو سال نبود که از مجلس امام صادق علیه السلام بهره برده است هلاک می شد.

لولا السنتان لهلک النعمان(مختصر التحفه الاثنا عشریه صفحه 8)

16، پیامبر اسلام دخترش را به ازدواج حضرت علی علیه السلام در آورد.گفتنی است ابوبکر و عمر از فاطمه خواستگاری کردند ولی پیامبر پاسخ فرمودند : هنوز دستوری به من نرسیده است.(ذخائر العقبی صفحه 29)

17، وقایعی مثل پیدا شدن کشتی نوح در کوههای آرارات و پیدا شدن لوح هایی در آن که نام 5 تن از ائمه شیعه در آن نوشته شده بوده است مویدی برای اثبات نظریه شیعه است.برای پیگیری این موضوع به وب لاگ مذکور مراجعه کنید.

و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم.

 

18، از بعضی از ادله برداشت می شود که همچنان که نام پیامبر در تورات و انجیل بوده است ، در رابطه با امامان 12 گانه نیز در آن کتب مطالبی بوده است و حتی از تورات کنونی هم چنین چیزی را می توان برداشت کرد. در کتاب پیدایش تورات باب17 آیه 20 بشارتی برای پیامبریِ پیامبر اسلام  و امامتِ امامان دوازده گانه داده شده است.در این قسمت از کتاب پیدایش خطاب به حضرت ابراهیم آمده است :

 

 

 

این آیه در کتاب پیدایشِ تورات  طبق تفسیری که شده است منطبق با ائمه 12 گانه شیعه است.البته همچنان که قبلاً گفته شد برای بحث تفصیلی این مطلب به آدرس وب لاگ رجوع شود.

در تایید این مطلب می توان گفت که از بعضی از روایات استفاده می شود که یهودیان با 12 وصی پیامبر نیز آشنا بوده اند.در کتاب ینابیع الموده جلد 3 صفحه 285 از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده است که جندل بن جناده یهودی پس از دیدن حضرت موسی در خواب و امر آن حضرت به مسلمان شدن ، نزد پیامبر آمد و خواب خود را نقل نمود و سپس گفت : اوصیای شما بعد از شما چه کسانی هستند؟پیامبر فرمود اوصیای من 12 نفر هستند ، جندل گفت ما هم همین طور در تورات خوانده ایم.سپس از حضرت خواست تا اسامی آنان را مشخص نماید و پیامبر اسامی آنان را با مشخصات نام بردند و جندل مسلمان شد.

19، از بعضی از کارهایی که خلفای سه گانه انجام داده اند انسان به این مطلب می رسد که این افراد شایستگی خلیفه مسلمین بودن را نداشته اند مثل قضاوتهای اشتباهی که گاهی از آنها رخ داده است و در کتب خودِ اهل سنت هم آمده است. در قسمت اول این جزوه به بعضی از این کارهای خلفاء اشاره شد.

فاطمه پاره تن من است هر كس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است.

20، از بعضى از روایات اهل سنت استفاده می شود كه حضرت فاطمه از ابابكر ناراحت بود.درصحیح مسلم در بحث فدك روایتى است كه می تواند دال بر ناراحتى حضرت زهرا از ابابكر باشد.و این را می دانیم كه پیامبر راجع به حضرت فاطمه فرمود :

 

 

 

در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است فاطمه از ابابکر کناره گیری کرد تا از دنیا رفت و برای تشییع جنازه اش هم اجازه حضور ابابکر داده نشد.

21، خلفاء حق صدور احکام شریعت را از جانب خود ندارند.عمر به چه حقی ازدواج موقت را حرام کرد.در صحیح ترمذی جلد 4 صفحه 38113 آمده است که:

از عبد الله بن عمر که پسر عمر بوده است پیرامون متعه(ازدواج موقت)سوال شد. او گفت : حلال است.سوال کننده پرسید پدرت آن را نهی کرده است.عبد الله گفت : اگر دیدی پدر من چیزی را نهی کرد ولی رسول خدا بدان عمل کرده باشد کدام را تبعیت میکنی؟سائل گفت : البته امر پیامبر را ، او گفت پس به تحقیق آن را پیامبر اکرم انجام داده است.

آیا چنین شخصی که حتی فرزندش هم او را به عنوان کسی که حکم صادر کند قبول ندارد شایسته رهبری مسلمین است؟!

 همچنین باید گفت عمر به چه حقی اجازه داد که نماز مستحبی(نماز تراویح) به جماعت خوانده شود و به چه حقی جمله ( الصلاه خیر من النوم،نماز بهتر از خواب است ) را در اذان نماز صبح اضافه کرد. خداوند در قرآن می فرماید :

وَ مَن لَّمْ یحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُون‏، وَ مَن لَّمْ یحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ‏، وَ مَن لَّمْ یحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْفَاسِقُون

یعنی آنهایی كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده است داورى و حکم نكنند، هم اینانند كه كافرند، ستمكارند،فاسقند.(آیات 44 و 45 و 47 سوره مائده)

 

 

 

 

 

 

 

 


22، حدیث منزلت که پیامبر در رابطه با حضرت علی گفت و در روایات اهل سنت هم نقل شده است یکی دیگر از دلایل اثبات شیعه و خلافت حضرت علی (ع) می باشدکه :

انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی

تو نسبت به من به منزله ی هارون نسبت به موسی هستی الا اینکه بعد از من دیگر نبی نمی آید.

 

 

 

 

 

 

 

23، پیامبر در داستان مباهله با حضرت علی و حضرت زهرا و حسن و حسین برای مباهله حاضر شد.آیا این داستان برای فضیلت اهل بیت و اینکه بهترین جانشین برای پیامبر هستند کافی نیست. نویسنده تفسیر" كشاف" كه از بزرگان اهل تسنن است در ذیل آیه مى‏گوید:

" این آیه قوى‏ترین دلیلى است كه فضیلت اهل كساء را ثابت مى‏كند".

24، در كتاب صحیح مسلم آمده است كه :

عامر بن سعد گفت: معاویه با سعد روبرو شد و گفت: چه چیزى مانع شده كه  ابو تراب(على) را دشنام دهى؟ سعد گفت: سه چیز را به یاد دارم كه پیامبر خدا به او گفته است و لذا او را دشنام نمى‏دهم، اگر یكى از آنها در حق  من بود براى من محبوب‏تر از گله‏اى چارپا بود، شنیدم كه رسول خدا كه او را در یكى از جنگ‏ها جانشین خود (در مدینه) كرده بود و على گفته بود كه یا رسول اللّه آیا مرا با زن‏ها و كودكان رها مى‏كنى؟ پیامبر به او گفت: آیا راضى نمى‏شوى كه تو نسبت به من به منزله هارون از موسى باشى جز اینكه پس از من پیامبرى نیست. و نیز شنیدم كه فرمود: فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند، سپس پیامبر فرمود: على را بخوانید، على آمد در حالى كه چشم او درد مى‏كرد و پیامبر از آب دهان خود به چشم او زد و پرچم را به او داد و خدا به وسیله او فتح كرد. و نیز هنگامى كه این آیه نازل شد: «انما یرید اللّه لیذهب عنكم الرجس اهل البیت» پیامبر، على و فاطمه و حسن و حسین را خواند و گفت: خدایا اینان خاندان من هستند.

25، در مذهب اهل سنت تناقضاتی وجود داردکه نشان دهنده اشکالات اساسی در این مذهب می باشد.به عنوان مثال از طرفی اهل سنت به شیعه در رابطه با لعن صحابه ایراد می گیرند و از طرف دیگر جناب حریز بن عثمان که محبوب همه اهل سنت است و از معتبر ترین راویان آنهاست و همه صحاح سته غیر از مسلم از او روایت نقل می کنند به طوری که احمد بن حنبل او را سه مرتبه موثق می نامد و می  گوید ثقه ثقه ثقه! چنین کسی در صبحگاهان 70 مرتبه و در شامگاهان نیز 70 مرتبه به حضرت علی لعن می فرستاده است.

(انه کان یلعن علیا فی الصباح سبعین مره و فی العشاء سبعین مره)

(تهذیب التهذیب ج 2 ص 207)

این تناقض چگونه جواب داده می شود!!؟؟

26، از برخی سخنانِ علمای اهل تسنن هم می توان برداشت کرد که اصول اعتقادی اهل سنت دارای انسجام و یکپارچگی نیست.

 فخر رازی که یکی از مفسرین اهل سنت است هنگامی که به آیه 55 سوره مائده می رسد که این آیه درباره حضرت علی است که انگشتر خود را در رکوع به فقیر داد می گوید این آیه نمی تواند فقط در رابطه با علی باشد چون در آیه لفظ جمع آمده است ولی همین فخر رازی وقتی به آیه 22 سوره نور می رسد که شان نزولش در رابطه با ابابکر است این آیه را مختص به ابابکر گرفته با اینکه در آن آیه هم لفظ جمع به کار برده شده است و در آنجا گفته است گاهی اوقات برای تعظیم شخصی برای او لفظ جمع بکار برده می شود!!!

چطور برای تعظیم ابابکر لفظ جمع بکار می رود ولی برای تعظیم علی لفظ جمع بکار نمی رود.این مطلب نشان دهنده سستی استدلالات اهل سنت و سستی اشکالاتی است که به شیعه وارد می کنند.

متن عربی فخر رازی برای علاقه مندان در زیر آورده می شود :

فخر رازی در ذیل آیه 55  سوره مائده می گوید : أنه  تعالى ذكر المؤمنین الموصوفین فی هذه الآیة بصیغة الجمع فی سبعة مواضع و هی قوله  وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ و حمل ألفاظ الجمع و إن جاز على الواحد على سبیل التعظیم لكنه مجاز لا حقیقة، و الأصل حمل الكلام على الحقیقة.( مفاتیح الغیب، ‏ ج 12 ، ص: 384 ) همین فخر رازی در ذیل آیه 22  سوره نور میگوید : و  اعلم أن اللَّه تعالى وصف أبا بكر فی هذه الآیة بصفات عجیبة دالة على علو شأنه فی الدین أحدها: أنه سبحانه كنى عنه بلفظ الجمع و الواحد إذا كنى عنه بلفظ الجمع دل على علو شأنه/ كقوله تعالى: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ [الحجر: 9 ]، إِنَّا أَعْطَیْناكَ الْكَوْثَرَ [الكوثر: . ] فانظر إلى الشخص الذی كناه اللَّه سبحانه مع جلاله بصیغة الجمع كیف یكون علو شأنه! (( مفاتیح الغیب، ج ‏ 23 ، ص: 349 ))

27، باید بگوییم آنقدر روایات در تایید اهل بیت (ع)در منابع اهل سنت وجود دارد که حتی در کتب دسته چندم اهل سنت هم اسامی دوازده امام شیعه وجود دارد.

28، در کتب شیعه برای هریک از امامان دوازده گانه دلیل جداگانه ای برای امامتش وجود دارد و آن ،کلام صریح امام قبلی برای امام بعدی است.

29، در کتب شیعه معجزاتی برای امامان 12 گانه ذکر شده است که خودِ آنها هم دال بر امامت آنها می باشد.

30، با مطالعه تاریخ زندگیِ هریک از امامان 12 گانه می توان به امامت و برتری آنها برای جانشینیِ رسول خدا پی برد.سعی کنیم تاریخ زندگی همه امامان را مطالعه کنیم.متاسفانه ما فقط از زندگی بعضی از امامان اطلاع داریم و مثلاً امامی مثل امام هادی برای ما شیعیان بسیار ناشناخته است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آذر 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()