اسلام و استفاده از تکنولوژی و مقایسه آن با استفاده بشر کنونی از تکنولوژی :

از جمله شبهاتی که در زمانه ما به اسلام و احکام آن وارد میشود این است که بعضی از احکام اسلام مطابق با این زمان نیست و در این زمان با توجه به پیشرفت علم دیگر جایگاهی برای این احکام وجود ندارد به عنوان مثال میگویند اینکه بعد از ازدواج موقت ، زن باید عده نگه دارد و قبل از عده نمیتواند ازدواج دیگری بکند مربوط به زمانهای قبلی بوده که امکانات به آن اندازه نبوده تا بتواند تشخیص دهد زن حامله است یا نه ولی در زمانه ما با این پیشرفت علمی که امکان تشخیص حامله بودن یا نبودن زن هست دیگر این حکم جایگاهی ندارد.......

به ادامه مطلب بروید....

اسلام و استفاده از تکنولوژی و مقایسه آن با استفاده بشر کنونی از تکنولوژی :

از جمله شبهاتی که در زمانه ما به اسلام و احکام آن وارد میشود این است که بعضی از احکام اسلام مطابق با این زمان نیست و در این زمان با توجه به پیشرفت علم دیگر جایگاهی برای این احکام وجود ندارد به عنوان مثال میگویند اینکه بعد از ازدواج موقت ، زن باید عده نگه دارد و قبل از عده نمیتواند ازدواج دیگری بکند مربوط به زمانهای قبلی بوده که امکانات به آن اندازه نبوده تا بتواند تشخیص دهد زن حامله است یا نه ولی در زمانه ما با این پیشرفت علمی که امکان تشخیص حامله بودن یا نبودن زن هست دیگر این حکم جایگاهی ندارد.

مثال دیگرش در بحث هلال ماه است که میگویند با این پیشرفت علمی که تلسکوپ کاملا میتواند مسیر ماه را تشخیص دهد چرا فقهای ما میگویند فقط با چشم عادی باید ماه را دید؟

موارد دیگری هم مثل دو مورد فوق میآورند و از این طریق اشکالی به اسلام میکنند که اسلام طبق علمِ روز پیش نمیآید.

در این مقاله ما به دنبال جواب حلی از این اشکال نیستیم و در جای دیگری جواب حلی این اشکال باید مورد بررسی قرار گیرد و حتی در مواردی هم ممکن است قائل شویم این حکم واقعا با پیشرفت علم قابل تغییر است.در این مقاله ما به دنبال جواب نقضی از این اشکال هستیم یعنی میخواهیم بگوییم در قوانین بشری نیز گاهی اوقات با اینکه علم پیشرفت کرده است ولی هنوز از علم و تکنولوژی به دلایلی استفاده نمیشود.

در این ایام ما شاهد برگزاری مسابقات جام جهانی هستیم.از جمله مباحثی که بین کارشناسان داوری و کارشناسان فوتبال مطرح است این است که آیا داوران مسابقات فوتبال میتوانند از تکنولوژی برای قضاوت در مسابقه استفاده کنند یا نه؟این بحث زمانی بسیار مطرح میشود که در بازی انگلستان و آلمان شاهد بودیم که تیم انگلیس گل کاملا صحیحی زد که دوربین های تلویزیونی آن را به نمایش گذاشتند ولی داور به خاطر اشتباهِ دید آن را قبول نکرد.یا مثلا در بازی آرژانتین و مکزیک ، گل تیم آرژانتین کاملا مردود بود و دوربین های تلویزیونی آن را به نمایش گذاشتند ولی داور آن را صحیح اعلام کرد.

در این باره کارشناسان به بحث نشستند ، بعضی گفتند داور نباید از تکنولوژی استفاده کند چرا که زیبائی فوتبال به همین اشتباهات است و یا اینکه داور نباید از تکنولوژی استفاده کند چرا که همه جهان نمیتواند این امکانات را داشته باشد در مقابل بعضی کارشناسان گفتند باید از تکنولوژی در فوتبال استفاده کرد چرا که در مواردی مثل موارد فوق این اشتباه کاملا محسوس است و چنین اشتباهاتی باعث حذف یک تیم و ضایع شدن حق آن است.

به هر حال نظر واحدی در این رابطه نیست و بین کارشناسان فوتبال اختلاف است که آیا در فوتبال میتوان از تکنولوژی استفاده کرد یا نه؟

حال حرف ما در این مقاله این است که چرا با این همه امکانات ، هنوز در فوتبال از چنین امکاناتی استفاده نمیشود؟آیا ممکن است دلیل مهمتری وجود داشته باشد که آن دلیل ، استفاده از امکانات را ممنوع کرده است؟ اگر چنین دلیلی وجود داشته باشد ممکن است در بحث احکام دین هم دلیلی وجود داشته باشد که استفاده ار امکانات را ممنوع کرده است.

خلاصه اینکه این بحث فوتبال مثال بسیار زیبا و خوبی برای استفاده نکردن بشر متمدن و پیشرفته کنونی از امکاناتی است که کاملا در دسترس است و وقتی پرسیده میشود چرا از تکنولوژی استفاده نمیکنید جواب هائی دارند.شاید دین هم برای عدم استفاده اش از تکنولوژی دلیل داشته باشد.

(البته باید گفته شود که استفاده بیش از اندازه از تکنولوژی در فوتبال از کیفیت مسابقات فوتبال کاسته است چرا که وقتی بازیکن خود را زیرذربین می بیند و میداند که در هر لحظه دوربین های تلویزیونی او را زیر نظر دارند  مسلما در کیفیت بازی او تاثیر دارد همچنانکه در این جام جهانی دیده شد که به خصوص ستارگان فوتبال درخشش خاصی را نداشتند چرا که آنها میدانند دوربین های تلویزیونی به خصوص آنها را زیر نظر دارند.)

وقتی در فوتبال که یک ورزش و تفریح است  هنوز کارشناسان و متخصصین داوری به نتیجه واحد نرسیده اند ، آیا میتوان در رابطه با دین که بحث عاقبت انسان در میان است و بحث آخرت در آن مطرح است به صرف اینکه اشکالی به ذهن رسید زود انسان بیاید و با این اشکال اصل دین را زیر سوال ببرد و یا به راحتی حکم را تغییر دهد؟این را باید بدانیم که علم انسان محدود است و وقتی در رابطه با فوتبال نتواند حرف واحدی را بزند به طریق اولی نمیتواند در رابطه با عاقبت انسان نظر واحدی را اتخاذ کند.بنابراین اشکال کنندگان به احکام باید این مطلب را هم در نظر بگیرند که انسان نمیتواند واقف بر تمام زوایای فردی و اجتماعی زندگی بشر شود تا بتواند خودش برای خود قوانینی تنظیم کند.حال اگر با چنین شرائطی دین ، حکمی داد که عقل انسان آن را نفهمید یا در آن اشکال داشت حداقل باید این احتمال را بدهد که ممکن است انسان با علم محدودش این حکم را نفهمیده است نه اینکه در مقام انکار آن بر آید.

بنابراین باید گفته شود چنین اشکالاتی که به دین و احکام آن میشود در ظاهرِ ابتدائی جالب به نظر میرسد الا اینکه با تامل در آنها جوابهای خوبی میتوان به آن داد و حتی مثالهائی از قوانین بشری هم میتوان برای آن پیدا کرد که در قوانین بشری هم چنین مواردی وجود دارد ولی کسی به قوانین بشری اشکال نمیکند ولی وقتی چنین مواردی در دین پیدا میشود انواع مختلف شبهات به آن وارد میشود.علاوه بر مثال بحث فوتبال که در بالا گفته شد در رابطه با حقوق زن و مرد هم در قوانین بشری مواردی هست که در آن موارد حقوق یکی از این دو جنس بیشتر از دیگری است ولی کسی هم اشکالی نمیکند و مورد قبول قرار گرفته است ولی وقتی دین حقوقی را بین زن و مرد تعریف کرد که در ظاهر با هم اختلاف داشت انواع مختلف ایراد ها به آن گرفته میشود.

در آخر همچنانکه در ابتدای مقاله گفتیم باید دوباره بگوییم که جواب ما در این مقاله  یک جواب نقضی است و جواب حلی در جای دیگری باید مورد بررسی قرار گیرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: mahmood javadi    |    |
نظرات()