تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - پاسخ به شبهات دین اسلام

سنگسار از دیدگاه اسلام (پاسخ به فیلم سنگسار ثریا)

در این مقاله سنگسار از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار گرفته است.با خواندن این مقاله دیگر جای شبهه ای نسبت به اسلام در رابطه با حکم سنگسار باقی نمانده و شخص منطقی و بدون تعصب اهداف سازندگان فیلم سنگسار ثریا را متوجه میشود.

در این مقاله ابتداء نظر یکی از علماء اسلام  یعنی آقای صادقی تهرانی آورده شده است.طبق نظر ایشان اصلا جای هیچ شبهه ای نسبت به بحث سنگسار نیست.

البته بعد از آوردن حرف ایشان ، صحبت یکی دیگر از علماء یعنی آقای منتظری که دیدگاه ایشان با دیدگاه مشهور موافق است و مطالبی را که راجع به این مجازات اسلامی گفته اند آورده میشود.

و اما دیدگاه آقای صادقی تهرانی راجع به حکم سنگسار:

رجم از نظر شرع شیوه خاصی برای کشتن نیست و اصلا برای کشتن نمیباشد زیرا اولا کشتن مجرم با رجم نسبت به محصن یا محصنه بر خلاف نصوص قرآنی است زیرا کشتن در انحصار قاتلی است که مرتکب قتل عمد شده باشد و یا کسی که با خدا و پیامبر جنگ داشته و یا کسی که سعی در افسادی کرده و یا بالاخره با شرائط سه گانه مذکور در آیه ارتداد ، مرتد شده باشد و در غیر صور مذکوره ، هرگز اعدامِ جانی ندارد.وانگهی خود رجم در لغت به معنی ریگ افکندن است و نه سنگسار کردن(سنگباران) و همین قدر که افکندن ریگ بر زانی محصن یا محصنه صدق کرد دیگر اضافه بر آن جایز نیست تا چه رسد به کشتن او به وسیله سنگسار کردن و در روایات ما نیز وارد است که بایستی ریگها به مواضع خطرناک و کشنده نخورد ، ریگ هم متوسط بوده و میانگینی از درشت و ریز باشد و اگر مجرم در هنگام ریگ افکندن فرار کرد نباید برگردانده شود. بر این مبنا ، رجم به معنای اعدام به وسیله سنگبار کردن (سنگباران)نیست.

بنابراین رجم به معنی قتل با سنگباران نیست و حتی باید از سنگ زدن به سر و صورت و یا هر جائی که موجب قتل است خودداری کرد و با صدق واقعی سنگباران ادامه دادنش ، تا چه رسد به کشتنِ محکوم حرام است.و فرار محکوم اگر پیش از صدق رجم باشد وی محکوم به برگردانیدن برای اصل رجم است و نه کشتن و چنانچه فرارِ محکوم پس از صدق رجم باشد نباید او را برگشت داد زیرا حدش اجرا شده است.

در سنت قطعیه که رجم با شرائطش وارد است نامی از قتل ، هرگز پیش نیامده و رجم هم اعم از قتل است و هرگز به قصد قتل نیست.

این مطلب هم دقت شود که تحقق یافتن رجم در بلاد اسلامی از جمله محالات است زیرا بر حسب نص قرآن حد زنا به هنگامی ثابت میشود که چهار مرد عادل به صورت عادی آن را مشاهده کنند چنانچه در سوره نساء آمده است: فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ (نساء - 15) و در سوره نور آمده است : لَوْ لا جاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ (نور - 13 )

بنابراین حد زنا تنها بر مبنای تحقق زنا نیست بلکه آنگونه زنا کردنی است که در ملا عام اتفاق افتاده باشد به گونه ای که در میان بینندگان چهار مرد عادل در زمان واحد ، آن را مشاهده کنند و این دیدن به عنوان تلقی شهادت بر آنان واجب است تا این گونه افتضاحی هرگز در جامعه مسلمانان تحقق نیابد.البته این گونه نیست که چهار نفر شاهد عادل موظف باشند به این طرف و آن طرف جستجو کنند و یا بدون اجازه به خانه های مردم وارد شوند تا بر اینگونه جرائم اطلاع حاصل کرده و شهادت دهند بلکه اگر به طور معمولی در جائی ببینند ، مامورند شهادت دهند و طبعا این جریان در بعضی محافل عمومی آن هم در کشورهای غیر اسلامی اتفاق میافتد که البته وقوع آن در بلاد اسلامی بسیار بعید است و اسلام از پیش خواسته که در بلاد اسلامی همانند بلاد کفر آن گونه وقیحانه در ملا عام بی عفتی رخ ندهد و جلوگیری نکردن از آن بی عفتی که مورد شهود عدول واقع شود خود بدترین ضرر به مصلحت اسلام و نظام مقدس اسلامی است.

این مطلب هم دقت شود که شهادت در انحرافات جنسی هم موضوعیت دارد و هم طریقیت.روی این مبنا فیلم از عمل زنا حکمی را برای حد ثابت نمیکند و حد در امور جنسی فقط در انحصار شهادت عادلانه بدون معارض چهار مرد عادل است و بس. و اقرار کردن و اقرار گرفتن نسبت به امور جنسی حرام است و اگر هم چهار مرتبه کسی  با اختیار خود اقرار کند چون مورد اقرارش علم آور است باید مراحل سه گانه نهی از منکر در مورد او انجام شود ولی هرگز موجب اجرای حد شرعی نمیشود و خود این اقرار هم حرام است که باید از آن جلوگیری شود.

روی این اصل کل سنگسار کردن ها که بدون مبنای قرآنی و سنت قطعیه احیانا در بلاد اسلامی به نام اسلام انجام گرفته و یا انجام میگیرد خود عملی است ضد اسلامی. (پایان صحبت های آقای صادقی تهرانی)

با توضیحات ایشان هیچ گونه شبهه ای راجع به بحث رجم وجود ندارد.

سند مطالبی که از آقای صادقی تهرانی بیان شد : کتاب (رساله نوین) و کتاب (پرسش و پاسخ های احکام قضائی بر مبنای قرآنی)

و اما آقای منتظری که دیدگاه ایشان با دیدگاه مشهور موافق است در کتاب (مجازات های اسلامی و حقوق بشر) در رابطه با مساله مورد بحث  به مواردی اشاره کرده اند که در زیر  به ترتیب به آنها اشاره میشود:

مورد اول : شرائط احصان در طرفین که موجب رجم میشود عبارت است از :

1-   بالغ و عاقل بودن زن و شوهر

2-   آزاد بودن یعنی برده نبودن آنها

3-   دائمی بودن زوجیت بین آنها.پس زوجیت موقت کفایت نمیکند

4-   امکان مجامعت در هر وقتی که زن یا شوهر بخواهد.پس اگر زن یا شوهر ، مریض یا در سفر طولانی یا در زندان و یا غائب و در شهر دور دیگری باشد یا در اثر منع کسی و یا به هر علت دیگری نمیتواند نزدیکی نماید احصان صدق نمیکند و طبعا زنای آنان محصنه نمیباشد.

مورد دوم : مطابق روایات قطعی ، در رجم اگر به اقرار باشد مورد رجم باید بتواند فرار کند و اگر فرار کرد نباید تعقیب شود.بله اگر زنای او با شهادت چهار مرد عادل به اثبات رسیده باشد حق فرار ندارد.

مورد سوم : اثبات زنا با شهادت و بینه با شرائطی که دارد قریب به محال است زیرا کسی به این آسانی در مقابل شاهدان عادل زنا نمیکند و عادل هم به فرجِ غیر ، به این راحتی نگاه نمیکند و از طرف دیگر در روایات توصیه شده که شخص زنا کار اگر بین خود و خدا توبه کند بهتر است از اینکه به محکمه برسد و حد بر او جاری شود و اقرار نیز باید بدون ترس و تهدید و در حال عادی با اختیار کامل باشد و شخص زناکار با میل و رغبت به عمل خود اعتراف نماید نه اینکه در زندان و در حال بازجوئی و ترس و تهدید اقرار کند.

مورد چهارم : زنا کار اگر قبل از ارجاع به حاکم توبه کند توبه اش قبول است و حدی بر او جاری نمیشود.

مورد پنجم : اگر کسی بعد از اقرار به گناهی که موجب رجم یا قتل میشود آن را انکار نماید حد از او ساقط میشود و حتی مقرر نگردیده است که حاکم شرع نسبت به انکار او تحقیق کند که آیا راست میگوید یا دروغ.بدیهی است معمولا افراد عادی که مرتکب جرم موجب قتل یا رجم میشوند از خوف اجرای حد بر آنان ، آن را انکار میکنند.شارع مقدس همین انکار آنها را قبول کرده و تحقیق و اجرای حد را ممنوع فرموده است با اینکه میداند نوعا افراد به دروغ آن  را انکار میکنند.

مورد ششم : سنگهائی که به شخص مورد رجم اصابت میکند باید سنگ ریزه باشد نه درشت.

مورد هفتم : کسی که مورد حد رجم واقع میشود نباید صورت او  مورد حد واقع شود و باید از پشت بر او حد جاری کرد.

مورد هشتم : هنگام رجم زن زنا کارِ محصنه بیشتر از نصف بدن او نباید در گودال باشد.

مورد نهم : مخفی نماند که آنچه پیرامون رجم گفته شده به لحاظ حکم اولیِ آن است  ولی اگر شرائطی پدیدار گشت و در پی آن اجرای حکم رجم محذوری مانند موهون شدن چهره اسلام و تنفر عمومی نسبت به دین و احکام آن به دنبال داشت به ناچار باید از اجرای آن حکم ، مطابق روایات باب 10 از ابواب مقدمات الحدود وسائل الشیعه خودداری شود.مطابق این روایات حضرت امیر علیه السلام فرمودند : هیچ حدی نباید در سرزمین دشمن اجراء گردد زیرا خوف آن هست  که شخص مورد حد ، تحت تاثیر تعصب قرار گیرد و به دشمن ملحق شود. بعید نیست از تعلیل ذیل این روایت فهمیده شود در هر موردی اگر اجرای حدی موجب محذوری شود که بر خلاف مصالح اسلام و مسلمانان است باید متوقف شود.ولی این معنی ، نسخ حکم رجم در شریعت و مرحله قانون گذاری و تشریع حکم نیست  بلکه به معنای به فعلیت نرسیدن آن حکم در مرحله اجرا به لحاظ تغییر شرائط اجتماعی و رعایت مصالح برتر و ترجیح اهم بر مهم در موارد تزاحم بین ملاکات احکام شریعت و احتمال تاثیر شرائط در نرسیدن آن حکم به فعلیت است.  (پایان صحبت های آقای منتظری)

با تمام این صحبتها میتوان این نتیجه را گرفت که آن افرادی که میخواهند با حکم رجم اسلام را زیر سوال برده و آن را دین خشن جلوه بدهند یا با مبانی اسلام آشنائی ندارند و یا از روی تعصب میخواهند اسلام را به جهانیان بد جلوه دهند.

البته عمل بد بعضی از مسلمان نیز به آنها کمک کرده تا آنها بهتر بتوانند فعالیتهای خود را به اجرا بگذارند.

به امید اینکه همگی با اسلام واقعی آشنا شویم.  

.............................................................................

بهترین جواب در رابطه با اینکه چرا نام ائمه در قرآن نیامده است :

از جمله سوالات و ایراداتی که به شیعه میشود این است که اگر بحث ائمه و ولایت آنها این قدر مهم است چرا در قرآن به طور صریح از آنها بحثی نشده و مثلا نام آنها به طور صریح در قرآن نیامده است؟

در زیر یک جواب کوتاه و در عین حال منطقی به این سوال داده شده است و به نظر من بهترین جوابی که میتوان به این سوال داد همین است.این مطلب دقت شود که بنده شخص بدون تعصبی هستم و بدون دلیل هم چیزی را قبول نمیکنم و اگر دلیل هم محکم نباشد آن را قبول نمیکنم و اگر کسی مطالب وب لاگ را خوانده باشد این ادعا را قبول میکند(برای نمونه رجوع شود به جلسه چهارم بحث توحید و خداشناسی و جلسه اول بحث شیعه و سنی  و بحث توسل)ولی با این حال با جواب زیر بنده کاملا متقاعد میشوم که چرا نام اهل بیت ما در قرآن نیامده است.البته در صورتی که شما به این جواب ایرادی دارید خیلی خوشحال میشوم که بشنوم و اگر دلیل ردی بر این جواب بیاورید که قابل قبول باشد بنده بدون هیچ تعصبی از نظرم بر میگردم.

در جواب به سوال فوق ابتداء باید میزان خفقان در عصر و زمان ائمه معلوم شود که در زیر به یکی از صدها مورد آن اشاره ای میشود :

میزان خفقان و استبداد در عصر امام  کاظم علیه السلام :

حکومت عباسی در مقابل امام کاظم علیه السلام از مفتیان و قضات درباری ترویج مینمود که طرفدار روش حکومت وقت بودند و امام کاظم را از فعالیتهای علمی باز میداشتند و شاگردان امام را زیر فشار قرار میدادند تا آنجا که تربیت یافتگان مکتب او قادر نبودند حتی به طور صریح نام امام هفتم را ببرند.در اینجا برای ارزیابی میزان خفقان و استبداد در عصر امام کاظم علیه السلام لازم است به سرگذشت یکی از شاگردان برجسته امام گوش فرا دهیم :

محمد بن ابی عمیر از یاران برجسته و شاگردان بلند مقام امام کاظم علیه السلام بود.او توانست در مباحثی گوناگون کتاب و رساله بنویسد و چهل و نه جلد کتاب از خود به یادگار بگذارد.

خلیفه وقت هارون میدانست که اسرار فعالیتهای سیاسی و مبارزات سری شیعیان و اسناد ارتباط آنان با پیشوای هفتم در اختیار محمد بن ابی عمیر است.لذا جاسوسانی را گمارد که فعالیتهای او را زیر نظر بگیرند.سرانجام جاسوسان به هارون گزارش کردند که اسامی عموم شیعیان عراق در اختیار محمد بن ابی عمیر است از این رو محمد به دستور هارون دستگیر و زندانی شد و زیر فشار قرار گرفت که اسرار و اسامی آنها را فاش سازد او حاضر به افشای اسرار نشد سرانجام او را لخت کرده و در میان دو چوب قرار دادند و صد تازیانه بر پیکر او زدند.زندان او هفده سال به درازا کشید و کتب ارزشمند او به وسیله خواهرش زیر خاک مخفی شده بود و از میان رفت.

منبع : کتب تاریخ و رجال

از این مطلب برداشتها و استفاده های مختلفی میتواند کرد که ما فقط به یکی از آنها که در ارتباط با سوال فوق است اشاره میکنیم :

اینکه نام ائمه علیهم السلام در قرآن نیامده کاملا واضح است که برای این است که اگر میآمد در چنین فضاهائی مسلما مورد حذف قرار میگرفت.بنابراین برای محفوظ ماندن قرآن از تحریف نام ائمه به طور واضح و صریح در قرآن نیامده است.وقتی اهل سنت الآن بعد از خواند قرآن میگویند صدق الله العظیم و کلمه العلی را با اینکه اسم خداست و هیچ ارتباطی با حضرت علی علیه السلام ندارد فقط به خاطر تشابه اسمی حذف میکنند مسلما اگر اسم علی در قرآن میآمد در چنین فضاهائی مورد تحریف قرار میگرفت و حکمت خداوند متعال این اقتضا را دارد که آخرین کتاب مقدس مورد تحریف قرار نگیرد.