تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - توسل و انواع آن

 راجع به توسل و راههای مختلف آن و اینکه کدام یک از این راه ها دارای دلیل معتبر شرعی میباشد :

در زمانه ما توسل به معصومین به چند طریق صورت میگیرد که بعضی از آن طرق دارای دلیل و قابل اثبات است  و بعضی از آنها دارای دلیل متقنی نیست که در زیر به انواع توسل اشاره میشود.

قبل از اشاره به انواع توسل این مطلب باید گفته شود که در آیه 186 سوره بقره خداوند میفرماید : وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنىّ‏ِ فَإِنىّ‏ِ قَرِیب‏ یعنی چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو كه من نزدیكم.بنابراین خداوند به ما نزدیک است و این جور نیست که ما نتوانیم مستقیما با خدا حرف بزنیم.بله از باب اینکه ما ممکن است از خدا دور باشیم علاوه بر صحبت بی واسطه خود با خدا از طریق دیگری هم کمک میگیریم.بنابراین اینکه گاهی برای اثبات توسل این مثال زده میشود که شما اگر بخواهی به دیدار پادشاهی بروی باید واسطه قرار دهی مثال صحیحی نیست چرا که پادشاه با خدا فرق دارد.حال میرسیم به انواع توسل :

راه اول : اولین راه توسل این است که شخص مستقیما به در خانه خدا برود و به خدا بگوید خدایا بحق محمد و آل محمد فلان حاجت مرا برآورده کن.

در این مورد ما حب محمد و آل محمد و مقام والای آنها را واسطه برای برآورده شدن حاجاتمان قرار داده ایم و این نوع دعا و این نوع واسطه قرار دادن اهل بیت دارای هیچ اشکالی نیست و خوب هم هست.

راه دوم : دومین راه این است که ما به اهل بیت بگوییم شما برای ما دعا کنید تا خدا حاجتمان را برآورده کند.یعنی خودمان از خدا حاجتمان را خواسته ایم ، حال برای اینکه مکملی هم به آن اضافه شود از اهل بیت میخواهیم که برای ما دعا کنند و این راه همان مضمون دعای توسل است که : یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله.

این راه هم راه صحیحی است اگر چه متوقف بر این بحث است که آیا اهل بیت حرف ما را میشنوند یا نه و آیا کسی که از دنیا رفته صدای ما را میشنود یا نه که این مطلب یعنی اینکه این جور صدا زدن اهل بیت تاثیر دارد قابل اثبات است و برای اثبات این موضوع به کتابهائی که در این رابطه بحث کرده اند رجوع شود.بنابراین ، این راه دوم هم میتواند صحیح باشد.

راه سوم : سومین راه این است که ما از خود اهل بیت بخواهیم که حاجتمان را بدهند یعنی مثلا مستقیما به امام رضا بگوییم ای امام رضا مریض مرا شفا بده.حال آیا این راه دارای دلیل شرعی و معتبر هست یا نه؟

این مطلب باید گفته شود که در اصلِ اینکه بعضی از اولیاء خدا میتوانند تصرفاتی در عالم تکوین انجام دهند هیچ شکی نیست و در آیات قرآن به آن اشاره شده است مثلا در آیه 49 سوره آل عمران آمده است: أَنىّ‏ِ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّینِ كَهَیَْةِ الطَّیرِْ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَكُونُ طَیرَْا بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ أُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكلُُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فىِ بُیُوتِكُمْ  إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََیَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِین یعنى‏من از گل مجسمه مرغى ساخته و بر آن بدمم تا به امر خدا مرغى گردد، و كور مادر زاد و مبتلاى به پیسى را به امر خدا شفا دهم، و مردگان را به امر خدا زنده كنم، و به شما (از غیب) خبر دهم كه در خانه‏هاتان چه مى‏خورید و چه ذخیره مى‏كنید. این معجزات براى شما حجّت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید.

مثال دیگر آن بحث سلیمان و آصف بن برخیا است که در آیات سوره نمل این جور آمده است :

قَالَ یَأَیهَُّا الْمَلَؤُاْ أَیُّكُمْ یَأْتِینىِ بِعَرْشهَِا قَبْلَ أَن یَأْتُونىِ مُسْلِمِینَ(38)

قَالَ عِفْرِیتٌ مِّنَ الجِْنّ‏ِ أَنَا ءَاتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ  وَ إِنىّ‏ِ عَلَیْهِ لَقَوِىٌّ أَمِینٌ(39)

قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا ءَاتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْكَ طَرْفُكَ  فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَاذَا مِن فَضْلِ رَبىّ‏ِ لِیَبْلُوَنىِ ءَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ  وَ مَن شَكَرَ فَإِنَّمَا یَشْكُرُ لِنَفْسِهِ  وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبىّ‏ِ غَنىِ‏ٌّ كَرِیمٌ(40)

آن گاه سلیمان گفت: اى بزرگان دربار، كدام یك از شما تخت بلقیس را پیش از آنكه تسلیم امر من شوند خواهد آورد؟ (تا چون اعجاز مرا مشاهده كند از روى ایمان تسلیم شود). (38)

 (از آن میان) عفریتى از جن گفت: من پیش از آنكه تو از جایگاه (قضاوت) خود برخیزى آن را به حضورت آرم و من بر آوردن تخت او قادر و امینم. (39)

آن كس كه به علمى از كتاب الهى دانا بود (یعنى آصف بن برخیا یا خضر كه داراى اسم اعظم و علم غیب بود) گفت كه من پیش از آنكه چشم بر هم زنى تخت را بدین جا آرم (و همان دم حاضر نمود)، چون سلیمان سریر را نزد خود مشاهده كرد گفت: این توانایى از فضل خداى من است تا مرا بیازماید كه (نعمتش را) شكر مى‏گویم یا كفران مى‏كنم، و هر كه شكر كند شكر به نفع خویش كرده و هر كه كفران كند همانا خدا بى‏نیاز و  كریم است. (40)

بنابراین در اصل این مطلب که بندگان صالح خدا میتوانند در امور تکوینی تصرف داشته باشند هیچ حرفی نیست الا اینکه چنین تصرفاتی که در آیات بالا به آن اشاره شد ظاهرا تصرفاتی است که برای نشان دادن معجزه بوده است نه اینکه مثلا کار حضرت عیسی مریض شفا دادن و زنده کردن مرده بوده است بلکه حضرت عیسی برای اثبات پیامبری خود از این طریق استفاده کرده آن هم باذن خدا.در مورد آصف بن برخیا نیز فقط یک مورد بوده است آن هم برای نشان داده معجزه ای به بلقیس.

به هر حال سرایت دادن این موارد به غیر حضرت عیسی و آصف نیازمند دلیل است.

به هر حال با دو شرط توسل نوع سوم درست است : یکی اینکه دلیل داشته باشیم که چنین اموری از اهل بیت ما واقع شده و میشود.دیگر اینکه بر فرض وقوع چنین اموری از اهل بیت ، واقع شدن این امور فقط به عنوان معجزه نباشد بلکه واقعا این امور یکی از وظایف اهل بیت باشد.بنابراین همچنانکه در مورد حضرت عیسی این جور نبود که در طول عمر هر کسی مریض شود بیاید نزد آن حضرت بلکه موارد خاصی بود که حضرت آنها را شفا داد ممکن است گفته شود در صورت وقوع چنین اموری از اهل بیت ما آنها هم  برای اثبات معجزه ای این امور را انجام داده اند نه اینکه کار آنها شفا دادن مریض باشد و هر کس به آنها بگوید مریض مرا شفا بده آنها شفا دهند.

حال آیا این دو شرط محقق است؟ظاهرا نمیتوان دلیل معتبری برای اثبات توسل نوع سوم آورد و خود اهل بیت هم در زمان خودشان مردم را به چنین امری ترغیب نکرده اندکه بیایید تا ما مریضتان را شفا دهیم و در ادعیه و زیارات هم توسلی به این صورت نداریم.علاوه بر اینکه توسل نوع سوم گاهی با کارهائی همراه است که اصلا آن کارها صحت و سقمی ندارد مثل سجده در برابر ضریح امام و یا به کار بردن الفاظی که ظاهر آن الفاظ با توحید منافات دارد.بنابراین باید به مردم آگاهی داده شود که چه نوع توسلی صحیح است.

به هر حال از بین این سه راه ، راه اول و دوم راههای معتبری است و راه سوم چندان قابل اثبات نیست.پس بهترین راه توسل همان راه اول و دوم است.

 

.....................................................................................

نظر جدید نویسنده در مورد توسل را حتما در قسمت زیر بخوانید:

ترجمه و توضیحی از دعای کمیل(17)

در برگه شماره شانزدهم از بحث دعای کمیل توضیحاتی راجع به توسل آمد و انواع مختلف توسل به این صورت بیان شد : راه اول : اولین راه توسل این است که شخص مستقیما به در خانه خدا برود و به خدا بگوید خدایا بحق محمد و آل محمد فلان حاجت مرا برآورده کن.

راه دوم : دومین راه این است که ما به اهل بیت بگوییم شما برای ما دعا کنید تا خدا حاجتمان را برآورده کند.یعنی خودمان از خدا حاجتمان را خواسته ایم ، حال برای اینکه مکملی هم به آن اضافه شود از اهل بیت میخواهیم که برای ما دعا کنند و این راه همان مضمون دعای توسل است که : یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله.

راه سوم : سومین راه این است که ما از خود اهل بیت بخواهیم که حاجتمان را بدهند یعنی مثلا مستقیما به امام رضا بگوییم ای امام رضا مشکل ما را حل کن.

در برگه شماره 16 گفتیم راههای اول و دوم صحیح است و راه سوم دارای دلیل معتبر نمیباشد ولی در این برگه میگوییم راه سوم هم میتواند یک راه صحیحی باشد و اشکالی ندارد که کسی از این طریق هم به اهل بیت توسل پیدا کند.کسی که میتواند مشکلی را حل کند و قدرت بر آن دارد خواستن از او اشکالی ندارد.

خلاصه اینکه:

توضیحاتی راجع به توسل در مقاله قبلی آمد و انواع مختلف توسل به این صورت بیان شد :

راه اول : اولین راه توسل این است که شخص مستقیما به در خانه خدا برود و به خدا بگوید خدایا بحق محمد و آل محمد فلان حاجت مرا برآورده کن.

راه دوم : دومین راه این است که ما به اهل بیت بگوییم شما برای ما دعا کنید تا خدا حاجتمان را برآورده کند.یعنی خودمان از خدا حاجتمان را خواسته ایم ، حال برای اینکه مکملی هم به آن اضافه شود از اهل بیت میخواهیم که برای ما دعا کنند و این راه همان مضمون دعای توسل است که : یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله.

راه سوم : سومین راه این است که ما از خود اهل بیت بخواهیم که حاجتمان را بدهند یعنی مثلا مستقیما به امام رضا بگوییم ای امام رضا مشکل ما را حل کن.

در مقاله قبلی گفتیم راههای اول و دوم صحیح است و راه سوم دارای دلیل معتبر نمیباشد ولی در این برگه میگوییم راه سوم هم میتواند یک راه صحیحی باشد و اشکالی ندارد که کسی از این طریق هم به اهل بیت توسل پیدا کند.کسی که میتواند مشکلی را حل کند و قدرت بر آن دارد خواستن از او اشکالی ندارد.

خلاصه اینکه قبلا  طبق  تحقیقاتم به این نتیجه رسیده بودم که راه سوم راهی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد ولی در ادامه تحقیقات نتیجه گرفتم که راه سوم هم میتواند یک راه صحیح باشد چرا که وقتی اهل بیت ما توانائی تصرفاتی در تکوین را دارند خواستن از آنها که مثلا فلان تصرف را در تکوین انجام دهید اشکالی ندارد.

و اینکه ائمه ما توانائی تصرفاتی در تکوین را دارند طبق بعضی از آیات قرآنی و روایات قابل اثبات است.

در این مورد اگر کسی سوالی برایش مطرح شده است میتوانیم با هم مکاتباتی داشته باشیم.

 ................................................