تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - تفسیر ایات 130تا 154 سوره بقره

آیات 130 تا 141 سوره بقره :

از آیه 130 تا 141 سوره بقره مجموعه آیاتی است که باید با هم معنی شود که در زیر نکاتی راجع به بعضی از این آیات گفته میشود :

آیه 130 دال بر این است که هرکس غیر از دین توحید ، دین دیگری انتخاب کند کم عقل است چرا که غیر از دین توحید ، هیچ دین دیگری دارای برهان نیست.

واقعش هم همین است.اگر کسی قرآن را که دارای دین توحیدی است  با تورات و انجیل مقایسه کند کاملا متوجه میشود که اگر کسی سراغ آن دو کتاب برود از روی حماقتش است.

آیه 132 و 133 دال برا این است که قرآن با نقل وصیت ابراهیم گویا مى‏خواهد این حقیقت را بازگو كند كه شما انسانها تنها مسئول امروز فرزندانتان نیستید، مسئول آینده آنها نیز مى‏باشید تنها به هنگام چشم بستن از جهان نگران زندگى مادى فرزندانتان بعد از مرگتان نباشید، به فكر زندگى معنوى آنها نیز باشید.

در آیه 138 این نکته نهفته است که باید رنگ خدائی داشته باشیم.حال آیا زندگی ما و رفتار ما دارای رنگ خدائی است؟اولین چیزی که از اشیاء مشاهده میشود رنگ آن است ، حال آیا هرکس به ما نگاه کند رنگ خدا را در ما میبیند یا رنگ مادیات را؟

نکته ای راجع به آیه 140 :

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ و هی عندكم الكتابیین شهادة التوحید و الرسالة الإسلامیة الأخیرة فی بشارات(البلاغ)

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ أی لا أحد أظلم من أهل الكتاب حیث كتموا: أخفوا و ستروا أمرا ثابتا، محقّقا عندهم، و هی شهادة اللّه سبحانه و تعالى لإبراهیم (ع) بالحنیفیة و الإسلام، و تنزیهه عن  الیهودیة و النصرانیة.(الجدید)

...........................................

آیه 142و143 سوره بقره :

از آیه 142 این استفاده میشود كه معمولا سفهاء و افراد بى علم هستند كه در كارهاى اجتماعى خلل ایجاد میكنند و با حرفهاى خود در بین مردم یك موجى را ایجاد میكنند.

در رابطه با آیه 143 باید گفته شود كه در معناى وسط بودن امت اسلام و همچنین معناى شاهد بودن در این آیه اختلاف است كه با رجوع به تفسیر نمونه و المیزان این اختلاف روشن میشود.

یك اختلاف اساسى بین تفسیر الفرقان و بقیه تفاسیر در ذیل این آیات در رابطه با بحث قبله هست كه مراد از قبله در این آیات كعبه است یا بیت المقدس.در این رابطه هم رجوع شود به تفسیر الفرقان و بحث روائى تفسیر المیزان.

حدیثى در مورد جمله وَ مَا كاَنَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَكُمْ :

و فی تفسیر العیاشی، عن الزبیری عن الصادق ع قال: قلت له أ لا تخبرنی عن الإیمان، أ قول هو و عمل أم قول بلا عمل؟ فقال الإیمان عمل كله و القول بعض ذلك العمل، مفروض من الله، مبین فی كتابه، واضح نوره ثابت حجته، یشهد له بها الكتاب و یدعو إلیه، و لما أن صرف الله نبیه إلى الكعبة عن بیت المقدس- قال المسلمون: للنبی أ رأیت صلاتنا التی كنا نصلی إلى بیت المقدس، ما حالنا فیها و ما حال من مضى من أمواتنا، و هم كانوا یصلون إلى بیت المقدس؟ فأنزل الله وَ ما كانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمانَكُمْ- إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ، فسمى الصلاة إیمانا، فمن اتقى الله حافظا لجوارحه- موفیا كل جارحة من جوارحه بما فرض الله علیه- لقی الله مستكملا لإیمانه من أهل الجنة، و من خان فی شی‏ء منها أو تعدى ما أمر الله فیها- لقی الله ناقص الإیمان.

.........................................

آیه 146 سوره بقره :

الَّذِینَ ءَاتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ یَعْرِفُونَهُ كَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقًا مِّنْهُمْ لَیَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ(146)

توضیحاتى كه در تفاسیر گفته شده براى مردم گفته شود باضافه بحث زیر :

در روایاتى چه از طریق اهل سنت و چه از طریق شیعه وارد شده است كه سنت هائى كه قبل از اسلام بوده است در امت اسلامى نیز مشاهده خواهد شد و شباهتهائى بین آنها دیده میشود.

به روایت زیر توجه شود :

عَنِ النَّبِیِّ ص إِذْ قَالَ كُلُّ مَا كَانَ فِی الْأُمَمِ السَّالِفَةِ یَكُونُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ مِثْلُهُ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّة

                        كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 530

شبیه این روایت در بحار الانوار و عیون اخبار الرضا هم آمده است.

حال از این روایات میخواهیم استفاده كنیم كه نسبت به اهل بیت هم ظاهرا یعرفونه كما یعرفون ابناءهم مصداق داشته است  و این حكومتهاى زمان ائمه بودند كه نمیگذاشتند اسم ائمه برده شود و در واقع مطلب را براى مردم مشتبه كردند.و همینها بودند كه اگر اسم ائمه هم در قرآن میآمد آن را مورد تحریف قرار میدادند.

با خواندن آیات ابتدائی سوره بقره و بحث بنی اسرائیل میتواند شباهتهای امت یهود را با اسلام پیدا کنیم و میفهمیم که آیات ابتدائی سوره بقره راجع به بنی اسرائیل چقدر به درد میخورد.

فضای سیاسی-اجتماعی زمان ائمه برای ما بسیار مهم است و برای کارکردن روی مسائل امامت این فضا باید مورد توجه قرار گیرد.به داستان زیر توجه کنید :

هارون بن خارجه نقل مى‏كند كه: مردى از شیعیان، همسرش را سه بار طلاق داده بود. از مطّلعین شیعه مسأله را پرسید و آنان گفتند: اشكال ندارد. اما همسرش گفت: راضى نمى‏شوم مگر اینكه از امام صادق- علیه السّلام- بپرسى. و این هنگامى بود كه امام- علیه السّلام- به دستور ابو العباس، خلیفه عباسى، در حیره بسر مى‏برد.گوید: به حیره رفتم ولى نتوانستم با آن حضرت سخنى بگویم؛ چون خلیفه از ورود مردم به خدمت امام صادق- علیه السّلام- منع كرده بود. فكر مى‏كردم كه چگونه او را ملاقات كنم تا اینكه مردى روستایى را دیدم كه لباس پشمى در بردارد و خیار مى‏فروشد. گفتم: همه این خیارها را به چند مى‏فروشى؟گفت: به یك درهم. یك درهم را به او دادم و گفتم لباست را نیز به من بده.

آنگاه لباسش را گرفتم و پوشیدم و صدا كردم: چه كسى خیار مى‏خرد؟ تا اینكه به خانه آن حضرت، نزدیك شدم. و غلامى را دیدم كه از طرف او آمد و گفت: اى صاحب خیار! وقتى نزدیك آن حضرت رفتم، فرمود: چه چاره خوبى كردى، چه نیازى دارى؟گفتم: من مبتلا شدم و زنم را یك دفعه سه طلاقه نموده‏ام. از شیعیان پرسیدم گفتند: اشكال ندارد. ولى همسرم گفت: راضى نمى‏شوم مگر اینكه از امام صادق بپرسى.

حضرت فرمود: به سوى خانواده‏ات برگرد كه هیچ اشكالى بر تو نیست.

......................................................................

آیه 148 سوره بقره : (به آیه 177 همین سوره بقره هم رجوع شود)

این آیه یك آیه بسیار كاربردى است.چرا كه میگوید هر امتى‏جهت مخصوص خود را دارد.لازم نیست بحث اضافى روى این جهات بكنید كه چرا این این طور است و آن این طور.بجاى این حرفها بروید و خیرات را انجام دهید. این مطلب یك مطلب بسیار مهمى است كه درست است كه با توجه به سیاق این آیه مراد از وجهه همان قبله است لكن میتوان گفت كه علاوه بر آن مصداقهاى دیگر را نیز شامل میشود.گاهى اوقات بحث كردن روى بعضى مسائل فرعى براى زیر سوال بردن آن كار صحیحى نیست مثلا میآیند و میگویند چرا دین اسلام داراى چنین قانونى است(دو برابر بودن ارث پسر نسبت به دختر) كه در جواب باید گفت لكل وجهه هو مولیها فاستبقوا الخیرات.اگر مسلمانى كه برو انجام بده و اگر مسلمان نیستى نمیتوانى نسبت به احكام ما اشكال بگیرى.

البته منظور از این سوالى كه این شخص میكند سوال اعتراضى است نه براى رسیدن به پاسخ.

حال یك مثال در اینجا میزنیم و آن در رابطه با بحث ربا است.مثلا در احكام شرعى وارد شده است كه ربا در مكیل و موزون وارد است و در معدود و متر وارد نیست.یا اگر یك كیلو برنج خوب داده شد در  مقابل دو كیلو برنج بد این هم ربا است.حال اشكال میكنند كه این احكام عقلانى نیست.

در جواب این گروه باید گفته شود اگر حكمى بود كه مخالف عقل بود این اشكال شما وارد بود ولى اگر حكمى باشد كه عقل دلیل آن را نفهمد اشكال وارد نیست.و این مورد از این دسته دوم است.این همه ربا میخورند حالا شارع آمده است و گفته است ربا بخورید ولى در این چند مورد ربا نخورید.آیا این خلاف عقل است.جالب است كه تازه شارع در اینجا احكام را آسان كرده واجازه ربا خوارى در بعضى موارد را داده است و شما میخواهید احكام را سخت كنید?ظاهر ادله این را نشان میدهد كه در بعضى از موارد ربا نیست و در بعضى موارد ربا است حالا ما بخواهیم در اینجا با شارع مخالفت كنیم و مواردى را كه ربا نیست ربا جلوه دهیم و مواردى را كه از نظر شرع ربا هست را بگوییم ربا نیست.

بنابراین ما هستیم و دستورات اسلام و  اگر یك چیزى در ابتداى كار عقل آن را نفهمید نباید بگذاریم به حساب اشكال به دین.مثال : چه جور است كه دو كلمه باعث محرم شدن دو نفر با هم میشود در حالى كه این را هم عقل نمیفهمد.

خلاصه اینكه فاستبقوا الخیرات.آیه مشابه : الحدید : 21   سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ

قرآن به ما میگوید در خیرات و مغفرت و بهشت با هم مسابقه بدهید ولى مسابقه هاى ما در امور مادى و لذتهاى دنیوى و ... است.كان اینكه اصلا در زمانه ما این امور شده است خیرات.الآن جورى شده كه اگر كسى در این امور با دیگران مسابقه ندهد اصلا مسیر را اشتباه دارد میرود. اصلا جاى معروف و منكر عوض شده است.به حدیث زیر توجه شود : وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِیُّ ص كَیْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُكُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَقِیلَ لَهُ وَ یَكُونُ ذَلِكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَیْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ یَكُونُ ذَلِكَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَیْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفا                  تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج‏16، ص: 122

و اما توضیحاتى در رابطه با جمله : أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا

این قسمت از آیه دو معنى میتواند داشته باشد.یا اینكه به معناى آیه 16 سوره لقمان است كه میفرماید :

یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّه‏

یا به معناى آیه 78 سوره نساء است كه میفرماید : أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ

خلاصه  اینكه هر كجا كه ما باشیم مرگ ما را فرا میگیرد و هیچ گاه انسان نمیتواند از مرگ فرار كند.در سوره ق میخوانیم : وَ جَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالحَْقّ‏ِ  ذَالِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تحَِیدُ(19)

پس تا هنوز وقت باقى است باید فكرى كرد چرا كه وقتى كه انسان را مرگ فرا گرفت دیگر برگشت ممكن نیست.در سوره مومنون آمده است : حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبّ‏ِ ارْجِعُونِ(99) لَعَلىّ‏ِ أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ  كلاََّ  إِنَّهَا كلَِمَةٌ هُوَ قَائلُهَا  وَ مِن وَرَائهِم بَرْزَخٌ إِلىَ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ(100)

پیامبر به اباذر میگوید حیاتت را قبل از مرگت غنیمت شمار.

نکته : در روایات این قسمت از آیه به جمع شدن اصحاب حضرت مهدی علیه السلام تفسیر شده است.

................................................................

آیه 152 و 153 سوره بقره :

منظور از ذكر ما خدا را(فَاذْكُرُونى) :  مسلم است منظور از ذكر خدا تنها یادآورى به زبان نیست، كه زبان ترجمان قلب است، هدف این است با تمام قلب و جان به ذات پاك خدا توجه داشته باشید، همان توجهى كه انسان را از گناه باز مى‏دارد و به اطاعت فرمان او دعوت مى‏كند.

به همین دلیل در احادیث متعددى از پیشوایان اسلام نقل شده است كه منظور از ذكر خدا یادآورى عملى است، در حدیثى از پیامبر ص مى‏خوانیم كه به على ع وصیت فرمود و از جمله وصایایش این بود: ثلاث لا تطیقها هذه الامة المواساة للاخ فى ماله و انصاف الناس من نفسه، و ذكر اللَّه على كل حال، و لیس هو سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر، و لكن اذا ورد على ما یحرم اللَّه علیه خاف اللَّه تعالى عنده و تركه: " سه كار است كه این امت توانایى انجام آن را (بطور كامل) ندارند، مواسات و برابرى با برادر دینى در مال، و اداى حق مردم با قضاوت عادلانه نسبت به خود و دیگران، و خدا را در هر حال یاد كردن، منظور سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر نیست، بلكه منظور این است هنگامى كه كار حرامى در مقابل او قرار مى‏گیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید" «نورالثقلین».

در روایت دیگرى وارد شده است كه : َ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مَرْوَانَ بْن مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ وَ إِنْ قَلَّتْ صَلَاتُهُ وَ صِیَامُهُ وَ تِلَاوَتُهُ لِلْقُرْآنِ- وَ مَنْ عَصَى اللَّهَ فَقَدْ نَسِیَ اللَّهَ وَ إِنْ كَثُرَتْ صَلَاتُهُ وَ صِیَامُهُ وَ تِلَاوَتُهُ لِلْقُرْآن‏                        تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج‏15، ص: 257

َ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْكِنَانِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مِنْ أَشَدِّ مَا عَمِلَ الْعِبَادُ إِنْصَافُ الْمَرْءِ مِنْ نَفْسِهِ وَ مُوَاسَاةُ الْمَرْءِ أَخَاهُ وَ ذِكْرُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ قَالَ‏قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ وَ مَا وَجْهُ ذِكْرِ اللَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ قَالَ یَذْكُرُ اللَّهَ عِنْدَ الْمَعْصِیَةِ یَهُمُّ بِهَا فَیَحُولُ ذِكْرُ اللَّهِ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ تِلْكَ الْمَعْصِیَةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون(اعراف-21)                        تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج‏15، ص: 257

َ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْكُوفِیِّ وَ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ كُلِّهِمْ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ عُمَرَ عَنْ مُهَاجِرِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِخْلَاصُهُ أَنْ یَحْجُزَهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّه‏                        تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج‏15، ص: 257

منظور از ذكر خدا ما را(أَذْكُرْكُم) : ثم الذكر فی «فاذكرونی» غیره فی «أذكركم» فان اللّه لا یغفل و لا ینسى، فإنما هو أثر الذكر، ان یرحم عبده فی مواقفه و منها مغفرته، دفعا عن العصیان حین اقترابه، ام رفعا للعصیان بعد اقترافه.

میتوان براى این جمله مصداقهاى زیادى ذكر كرد : 1- مرا به" اطاعت" یاد كنید، تا شما را به" رحمتم" یاد كنم (شاهد این سخن آیه 132 سوره آل عمران است كه مى‏گوید: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).

2- مرا به" دعا" یاد كنید، تا شما را به" اجابت" یاد كنم (شاهد این سخن آیه 60 سوره مؤمن است كه مى‏گوید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ).

3- مرا به" ثنا و طاعت" یاد كنید، تا شما را به" ثنا و نعمت" یاد كنم.

4- مرا در" دنیا" یاد كنید تا شما را در" جهان دیگر" یاد كنم.

5- مرا در" خلوتگاهها" یاد كنید تا شما را در" جمع" یاد كنم.

6- مرا به" هنگام وفور نعمت" یاد كنید، تا شما را در" سختیها" یاد كنم.

7- مرا به" عبادت" یاد كنید، تا شما را به" كمك" یاد كنم (شاهد این سخن جمله إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ است).

8- مرا به" مجاهدت" یاد كنید، تا شما را به" هدایت" یاد كنم (شاهد این سخن آیه 69 سوره عنكبوت است كه مى‏فرماید وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا).

9- مرا به" صدق و اخلاص" یاد كنید شما را به" خلاص و مزید اختصاص" یاد مى‏كنم.

10- مرا به" ربوبیت" یاد كنید شما را به" رحمت" یاد مى‏كنم (مجموعه سوره حمد مى‏تواند گواه این معنى باشد)

البته هر یك از این امور جلوه‏اى از جلوه‏هاى معنى وسیع این آیه است و آیه فوق همه این معانى و حتى غیر آن را نیز شامل مى‏شود: مرا به" شكر" یاد كنید تا شما را به" زیادى نعمت" یاد كنم، چنان كه در آیه 7 سوره ابراهیم مى‏خوانیم لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ.

و أخرج الطبرانی و ابن مردویه و البیهقی فی شعب الایمان عن ابن مسعود قال قال رسول الله صلى الله علیه و سلم من أعطى أربعا أعطى أربعا و تفسیر ذلك فی كتاب الله من أعطى الذكر ذكره الله لان الله یقول فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ و من أعطى الدعاء أعطى الإجابة لان الله یقول ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ و من أعطى الشكر أعطى الزیادة لان الله یقول لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ و من أعطى الاستغفار أعطى المغفرة لان الله یقول اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّارا                    الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏1، ص: 149

و اما توضیحاتى راجع به صبر :   در" نهج البلاغه" در" كلمات قصار" مى‏خوانیم: و علیكم بالصبر، فان الصبر من الایمان كالراس من الجسد، و لا خیر فى جسد لا راس معه، و لا فى ایمان لا صبر معه.

 مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنِ الْأَصْبَغِ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْكَ وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَیْكَ فَیَكُونُ حَاجِزا                        الكافی، ج‏2، ص: 90

نكته اى در ذیل آیه فوق : خداى سبحان صبر را چنین توصیف كرده كه خدا با صابران است كه داراى این صفتند، و اگر در آیه مورد بحث تنها صبر را توصیف كرد و از نماز چیزى نفرمود، با اینكه در آیه:

 (وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِیرَةٌ) الخ نماز را توصیف كرده، بدین جهت بود كه مقام آیات مورد بحث مقام برخورد با مواقف هول انگیز و هماوردى با شجاعان است و در این مقام اهتمام ورزیدن به صبر مناسب‏تر است، بخلاف آیه سابق، و باز به همین جهت در آیه مورد بحث فرمود: (إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ)، و نفرمود: (ان اللَّه مع المصلین).                        ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 518

هنا ترجّح میزانیة الصبر حیث المسرح یستقبل حكم الجهاد بملاقات الأهوال و مقارعة الأبطال فالاهتمام بالصبر فیه أهم، و هناك فی أخرى «وَ إِنَّها لَكَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ» (7: 45) ترجّح میزانیة الصلاة لأنها كأصل و ضابطة خیر موضوع و هی عمود الدین، و نظرا إلى احتمال ثان «إنها» تعنی الاستعانة بكلا الصبر و الصلاة، فهما- إذا- ردف بعض و لصق بعض فی حظیرة الإیمان، مهما  اختلفت مجالاته فی تأثیر أهم لأحدهما صبرا او صلاة، و قد فصلنا القول فیهما على ضوء آیة الخاشعین.                        الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج‏2، ص: 224

كان على (ع) اذا اهاله امر فزع قام الى الصلاة ثم تلى هذه الایة اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ...:

" هنگامى كه على ع با مشكلى روبرو مى‏شد به نماز برمى‏خاست و پس از نماز به دنبال حل مشكل مى‏رفت و این آیه را تلاوت مى‏فرمود:" اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ..." «كافى».

.............................................................

آیه 154 سوره بقره :

این آیه از جمله آیاتى است كه دال بر حیات برزخ است.در زیر آیاتى كه دلالت بر حیات برزخى دارند را میآوریم :

بعضی آیات میتوان گفت که 100 درصد دال بر حیات برزخی است که در زیر به آنها اشاره میشود :

وَ لَا تَقُولُواْ لِمَن یُقْتَلُ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتُ   بَلْ أَحْیَاءٌ وَ لَاكِن لَّا تَشْعُرُونَ(بقره-154)

حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبّ‏ِ ارْجِعُونِ(99) لَعَلىّ‏ِ أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ  كلاََّ  إِنَّهَا كلَِمَةٌ هُوَ قَائلُهَا  وَ مِن وَرَائهِم بَرْزَخٌ إِلىَ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ(مومنون-100)

وَ حَاقَ بَِالِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ(45)النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیهَْا غُدُوًّا وَ عَشِیًّا  وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ(غافر-46)

مِمَّا خَطِیئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نارا(نوح-25)

تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیم(نحل-63)

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً، بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون-فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ، أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون(آل عمران-169و170)

فَأَمَّا إِن كاَنَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ(88)فَرَوْحٌ وَ رَیحَْانٌ وَ جَنَّتُ نَعِیمٍ(89)وَ أَمَّا إِن كاَنَ مِنْ أَصحَْابِ الْیَمِینِ(90)فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصحَْابِ الْیَمِینِ(91)وَ أَمَّا إِن كاَنَ مِنَ الْمُكَذِّبِینَ الضَّالِّینَ(92)فَنزُُلٌ مِّنْ حَمِیمٍ(93)وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ(94)سوره واقعه‏

در آیات سوره یس درباره حبیب نجار آمده است : قِیلَ ادْخُلِ الجَْنَّةَ  قَالَ یَالَیْتَ قَوْمِى یَعْلَمُونَ(26)بِمَا غَفَرَ لىِ رَبىّ‏ِ وَ جَعَلَنىِ مِنَ الْمُكْرَمِینَ(27)

و اما بعضی از آیات ممکن است در رابطه با برزخ باشد چرا که ممکن است این آیات تفاسیر دیگری هم داشته باشد.در زیر به بعضی از این آیات اشاره میشود :

قَالُواْ رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَینْ‏ِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَینْ‏ِ فَاعْترََفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلىَ‏ خُرُوجٍ مِّن سَبِیلٍ(غافر-11)

الَّذِینَ تَتَوَفَّئهُمُ الْمَلَئكَةُ ظَالِمِى أَنفُسِهِمْ  فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءِ   بَلىَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ  بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ(28)فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَلِدِینَ فِیهَا  فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبرِِّینَ(نحل-29)

لَّا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا  وَ لهَُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُكْرَةً وَ عَشِیًّا(مریم-62)

وَ قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِكَةُ، أَوْ نَرى‏ رَبَّنا، لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ، وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِیراً یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ، لا بُشْرى‏ یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِینَ، وَ یَقُولُونَ: حِجْراً مَحْجُوراً وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً أَصْحابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ، وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِیلًا الْمُلْكُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ كانَ یَوْماً عَلَى الْكافِرِینَ عَسِیرا(فرقان-21تا26)

و اما روایاتى راجع به عالم برزخ : قِیلَ مَرَّ النَّبِیُّ ص بِقَبْرٍ دُفِنَ فِیهِ بِالْأَمْسِ إِنْسَانٌ وَ أَهْلُهُ یَبْكُونَ فَقَالَ لَرَكْعَتَانِ خَفِیفَتَانِ مِمَّا تَحْتَقِرُونَ أَحَبُّ إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْقَبْرِ مِنْ دُنْیَاكُمْ كُلِّهَا                        مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، ج‏2، ص: 225

 مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ كُلُّ شِیعَتِنَا فِی الْجَنَّةِ عَلَى مَا كَانَ فِیهِمْ قَالَ صَدَقْتُكَ كُلُّهُمْ وَ اللَّهِ فِی الْجَنَّةِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِیرَةٌ كِبَارٌ فَقَالَ أَمَّا فِی الْقِیَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِی الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِیِّ الْمُطَاعِ أَوْ وَصِیِّ النَّبِیِّ وَ لَكِنِّی وَ اللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَیْكُمْ فِی الْبَرْزَخِ قُلْتُ وَ مَا الْبَرْزَخُ قَالَ الْقَبْرُ مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة   الكافی، ج‏3، ص: 242

ٍعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع زُورُوا مَوْتَاكُمْ فَإِنَّهُمْ یَفْرَحُونَ بِزِیَارَتِكُمْ وَ لْیَطْلُبْ أَحَدُكُمْ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِمَا یَدْعُو لَهُمَا                        الكافی، ج‏3، ص: 230

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لَا كَافِرٍ إِلَّا وَ هُوَ یَأْتِی أَهْلَهُ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِذَا رَأَى أَهْلَهُ یَعْمَلُونَ بِالصَّالِحَاتِ حَمِدَ اللَّهَ عَلَى ذَلِكَ وَ إِذَا رَأَى الْكَافِرُ أَهْلَهُ یَعْمَلُونَ بِالصَّالِحَاتِ كَانَتْ عَلَیْهِ حَسْرَة        الكافی، ج‏3، ص: 230

قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحِیدا فِی حُفْرَتِی وَ ارْحَمْ فِی ذَلِكَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی حَتَّى لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِك- أَبْكِی لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِیرٍ إِیَّای(دعاى ابوحمزه)

در خطبه 20 نهج البلاغه آمده است : فَإِنَّكُمْ لَوْ قَدْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ-  لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ وَ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ-  وَ لَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَایَنُوا-  وَ قَرِیبٌ مَا یُطْرَحُ الْحِجَابُ-

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ الْمُؤْمِنُ یَعْلَمُ بِمَنْ یَزُورُ قَبْرَهُ قَالَ نَعَمْ وَ لَا یَزَالُ مُسْتَأْنِساً بِهِ مَا دَامَ عِنْدَ قَبْرِهِ فَإِذَا قَامَ وَ انْصَرَفَ مِنْ قَبْرِهِ دَخَلَهُ مِنِ انْصِرَافِهِ عَنْ قَبْرِهِ وَحْشَة                       الكافی، ج‏3، ص: 228

از تمام موارد بالا وجود عالمی بعد از مرگ و قبل از قیامت ثابت است الا اینکه سوال این است که در آن عالم چه میگذرد؟آیا عذاب و نعمتی وجود دارد و اگر وجود دارد برای چه کسانی میباشد؟ در روایتى وارد شده است كه :

أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ أَبِی بَكْرٍ الْحَضْرَمِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم.                        الكافی، ج‏3، ص: 235

در زیر کلام گروهی از علماء راجع به سوالات بالا آمده است : و الضرب الآخر من یلهى عنه و یعدم نفسه عند فساد جسمه فلا یشعر بشی‏ء حتى یبعث و هو من لم یمحض الإیمان محضا و لا الكفر محضا و قد بین الله ذلك عند قوله إِذْ یَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِیقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا یَوْماً  فبین أن قوما عند الحشر لا یعلمون مقدار لبثهم فی القبور حتى یظن بعضهم أن ذلك كان عشرا و یظن بعضهم أن ذلك كان یوما و لیس یجوز أن یكون ذلك من وصف من عذب إلى بعثه و نعم إلى بعثه لأن من لم یزل منعما أو معذبا لا یجهل علیه حاله فیما عومل به و لا یلتبس علیه الأمر فی بقائه بعد وفاته‏. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏58، ص: 82

لا یسأل فی القبر إلا المؤمن الخالص و الكافر الخالص، و أما المستضعفون المتوسطون بینهما فلا ثواب لهم فی البرزخ و لا عقاب إلى أن یحشروا

                        مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏14، ص: 206

قال: الشیخ المفید (قدس الله روحه) فی أجوبة المسائل السرویة حیث سئل ما قوله أدام الله تأییده فی عذاب القبر، و كیفیته و متى یكون و هل ترد الأرواح إلى الأجساد عند التعذیب؟ أم لا و هل یكون العذاب فی القبر أو بین النفختین؟ فأجاب (رحمه الله) بأن الكلام فی عذاب القبر طریقه السمع دون العقل، و قد ورد عن أئمة الهدى علیهم السلام أنهم قالوا: لیس یعذب فی القبر كل میت و إنما یعذب من جملتهم من محض الكفر محضا، و لا ینعم كل ماض لسبیله، و إنما ینعم منهم من محض الإیمان محضا، فأما ما سوى هذین الصنفین فإنه یلهى عنهم، و كذلك روی أنه لا یسأل فی قبره إلا هذان الصنفان خاصة و على ما جاء به الأثر من ذلك یكون الحكم ما ذكرناه.                   مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏14، ص: 222

به آیات زیر توجه شود : در سوره روم آمده است : وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُواْ غَیرَْ سَاعَةٍ  كَذَالِكَ كاَنُواْ یُؤْفَكُونَ(55) وَ قَالَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَ الْایمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فىِ كِتَابِ اللَّهِ إِلىَ‏ یَوْمِ الْبَعْثِ  فَهَذَا یَوْمُ الْبَعْثِ وَ لَاكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(56)

شبیه این آیه در آیات دیگر هم آمده است كه در زیر به آنها اشاره میشود : كَأَنهَُّمْ یَوْمَ یَرَوْنهََا لَمْ یَلْبَثُواْ إِلَّا عَشِیَّةً أَوْ ضحَُئهَا(نازعات-46)

وَ یَوْمَ یحَْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ یَلْبَثُواْ إِلَّا سَاعَةً مِّنَ النهََّار(یونس-45)

یَوْمَ یُنفَخُ فىِ الصُّورِ  وَ نحَْشُرُ الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئذٍ زُرْقًا(102)یَتَخَفَتُونَ بَیْنهَُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا(103)نحَّْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ إِذْ یَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِیقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا یَوْمًا(طه-104)

در صورتی که این آیات ظاهرش مراد باشد از این آیات استفاده میشود که گروهی در برزخ گیج و پیجند و کان اینکه خواب هستند.بنابراین شاید بتوان گفت گروهی در برزخ عذاب میشوند و گروهی نعمت داده میشوند و گروهی هم در خوابند.