تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - تفسیر ایه 108 بقره و ایه الکرسی

آیه الكرسى : احادیثى در فضیلت این آیه :

فی تفسیر العیاشی، عن الصادق ع قال: قال أبو ذر: یا رسول الله ما أفضل ما أنزل علیك؟ قال: آیة الكرسی، ما السماوات السبع و الأرضون السبع فی الكرسی إلا كحلقة ملقاة بأرض فلاة ثم قال: و إن فضل العرش على الكرسی كفضل الفلاة على الحلقة.

فی الدر المنثور، أخرج أحمد و الطبرانی عن أبی أمامة، قال: قلت: یا رسول الله أیما أنزل علیك أعظم؟ قال: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، آیة الكرسی.

ورد فی بعض الأخبار: أن آیة الكرسی سیدة آی القرآن: رواها فی الدر المنثور، عن أبی هریرة عن النبی ص‏

، و ورد فی بعضها: أن لكل شی‏ء ذروة(نقطه برجسته)- و ذروة القرآن آیة الكرسی:، رواها العیاشی فی تفسیره عن عبد الله بن سنان عن الصادق ع.

و فی أمالی الشیخ، بإسناده عن أبی أمامة الباهلی: أنه سمع علی بن أبی طالب  ع یقول: ما أرى رجلا أدرك عقله الإسلام- أو ولد فی الإسلام یبیت لیلة سوادها. قلت: و ما سوادها؟ قال: جمیعها حتى یقرأ هذه الآیة: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ- الْحَیُّ الْقَیُّومُ فقرأ الآیة إلى قوله: وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما- وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ. قال: فلو تعلمون ما هی أو قال: ما فیها- ما تركتموها على حال: إن رسول الله ص قال: أعطیت آیة الكرسی من كنز تحت العرش، و لم یؤتها نبی كان قبلی، قال علی فما بت لیلة قط منذ سمعتها من رسول الله- إلا قرأتها.

از على بن ابى طالب ع شنیدم كه مى‏فرمود: باور نمى‏كنم كه كسى اسلام را فهمیده باشد و یا در اسلام متولد شده باشد، و سیاهى شب را به صبح سر كند و این آیه را نخواند،" اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ... وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ" عرض كردم منظور از سیاهى شب چیست؟

فرمود: یعنى همه شب، آن گاه فرمود: اگر بدانید كه این آیه چیست و یا فرمود اگر بدانید در این آیه چیست در هیچ حالى آن را ترك نخواهید كرد.

در حدیث دیگرى از امام باقر ع آمده است:" هر كس آیة الكرسى را یك بار بخواند، خداوند هزار امر ناخوش آیند از امور ناخوش آیند دنیا، و هزار امر ناخوش آیند از آخرت را از او بر طرف مى‏كند كه آسان‏ترین ناخوش آیند دنیا، فقر، و آسان‏ترین ناخوش آیند آخرت، عذاب قبر است". مجمع البیان

در حدیث دیگرى آمده است كه دو برادر به حضور پیامبر ص رسیدند و عرض كردند براى تجارت به شام مى‏رویم، به ما تعلیم دهید چه بگوییم (تا از شر اشرار مصون بمانیم) فرمود: هنگامى كه به منزلگاهى رسیدید و نماز عشا را خواندید، موقعى كه یكى از شما در بستر قرار مى‏گیرد، تسبیح فاطمه زهرا ع بگوید و سپس آیة الكرسى بخواند فانه محفوظ من كل شى‏ء حتى یصبح :" مسلما او از همه چیز در امان خواهد بود تا صبح"، سپس در ذیل این حدیث آمده است كه در یكى از منزلگاهها دزدان قصد هجوم به آنها را داشتند اما هر چه تلاش كردند موفق نشدند «بحار الانوار».

و اما توضیحاتى راجع به مدلول آیه: نكته اول : الحیاة نحو وجود یترشح عنه العلم و القدرة.

نكته  دوم : قیّوم به معناى كسى است كه خود قائم به خویش است و دیگران هم قائم به او هستند. یعنى او در اصل وجود خود نیازى به دیگران ندارد و تمام موجودات عالم در وجود و پایدارى خود به او نیازمند هستند. هر چیزى كه موجود مى‏شود و هر موجودى كه كمالى دارد و آثارى دارد، از فیض او بهره‏مند است و گرنه در كتم عدم باقى مى‏ماند.

نكته سوم : الشفاعة هی التوسط المطلق فی عالم الأسباب و الوسائط أعم من الشفاعة التكوینیة و هی توسط الأسباب فی التكوین، و الشفاعة التشریعیة أعنی التوسط فی مرحلة المجازاة التی تثبتها الكتاب و السنة فی یوم القیامة على ما تقدم البحث عنها فی قوله تعالى: «وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً:» البقرة- 48

نكته چهارم : در آیه بالا مى‏خوانیم كه كرسى خداوند همه آسمانها و زمین را در بر مى‏گیرد، كرسى در اینجا به چند معنى مى‏تواند باشد:

الف: منطقه قلمرو حكومت‏ - یعنى خداوند بر همه آسمانها و زمین حكومت مى‏كند و منطقه نفوذ او همه جا را در بر گرفته و به این ترتیب كرسى خداوند مجموعه عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و كهكشانها و سحابیها است.

طبیعى است كه عرش طبق این معنى باید مرحله‏اى بالاتر و عالى‏تر از جهان ماده بوده باشد (زیرا گفتیم عرش در لغت به معنى سقف و سایه بان و تختهاى پایه بلند است به عكس كرسى) و در این صورت معنى عرش عالم ارواح و فرشتگان و جهان ما وراء طبیعت خواهد بود البته این در صورتى است كه عرش و كرسى در مقابل هم قرار گیرند كه یكى به معنى" عالم ماده و طبیعت" و دیگرى به معنى" عالم ما وراء طبیعت" است ولى چنان كه در ذیل آیه 54 سوره اعراف خواهد آمد عرش معانى دیگرى نیز دارد و مخصوصا اگر در مقابل كرسى ذكر نشود ممكن است به معنى مجموع عالم هستى بوده باشد.

ب: منطقه نفوذ علم‏ - یعنى علم خداوند به جمیع آسمانها و زمین احاطه دارد و چیزى از قلمرو نفوذ علم او بیرون نیست زیرا همانطور كه گفتیم كرسى گاهى كنایه از علم مى‏باشد. در روایات متعددى نیز روى این معنى تكیه شده است از جمله حفص بن غیاث از امام صادق ع، نقل مى‏كند كه از آن حضرت پرسیدم:

منظور از" وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ چیست؟ فرمود: منظور علم او است «نور الثقلین».

 ج: موجودى وسیع‏تر از تمام آسمانها و زمین - كه از هر سو آنها را احاطه كرده است و به این ترتیب معنى آیه چنین مى‏شود: كرسى خداوند همه آسمانها و زمین را در بر گرفته و آنها را احاطه كرده است.

در حدیثى از امیر مؤمنان على ع این تفسیر نقل شده آنجا كه مى‏فرماید: " الكرسى محیط بالسماوات و الارض و ما بینهما و ما تحت الثرى‏

" «نور الثقلین».

" كرسى احاطه به زمین و آسمانها و آنچه ما بین آنها و آنچه در زیر اعماق زمین قرار گرفته است دارد".

حتى از پاره‏اى از روایات استفاده مى‏شود كه كرسى به مراتب از آسمانها و زمین وسیع‏تر است بطورى كه مجموعه آنها در برابر كرسى همچون حلقه‏اى است كه در وسط بیابانى قرار داشته باشد از جمله از امام صادق ع نقل شده كه فرمود:

" ما السماوات و الارض عند الكرسى الا كحلقة خاتم فى فلاة و ما الكرسى عند العرش الا كحلقة فى فلاة

" «مجمع البیان» (آسمانها و زمین در برابر كرسى همچون حلقه انگشترى است در وسط یك بیابان و كرسى در برابر عرش همچون حلقه‏اى است در وسط یك بیابان) البته معنى اول و دوم كاملا مفهوم و روشن است ولى معنى سوم چیزى است كه هنوز علم و دانش بشر نتوانسته است از آن پرده بر دارد زیرا وجود چنان عالمى كه آسمانها و زمین را در بر گرفته باشد و به مراتب وسیع‏تر از جهان ما باشد هنوز از طرق متداول علمى اثبات نشده است، در عین حال هیچگونه دلیلى بر نفى آن نیز در دست نیست، بلكه همه دانشمندان معترف‏اند كه وسعت آسمان و زمین در نظر ما با پیشرفت وسائل و ابزار مطالعات نجومى روز به روز بیشتر مى‏شود و هیچ كس نمى‏تواند ادعا كند كه وسعت عالم هستى به همین اندازه است كه علم امروز موفق به كشف آن شده است بلكه به احتمال قوى عوالم بى‏شمار دیگرى وجود دارد كه از قلمرو دید وسائل امروز ما بیرون است.

...........................................................................

توضیحى راجع به آیه 108 سوره بقره :

أَمْ تُرِیدُونَ أَن تَسَْلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئلَ مُوسىَ‏ مِن قَبْل‏

در زمان پیغمبر گروهى سوالات نابجا از پیغمبر میپرسیدند همچنانكه در زمان موسى هم بنى اسرائیل سوالات نابجا از موسى میپرسیدند.

بعضى سوالات نابجاى بنى اسرائیل از موسى :

وَ إِذْ قُلْتُمْ یَامُوسىَ‏ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتىَ‏ نَرَى اللَّهَ جَهْرَة(بقره-55)

وَ جَاوَزْنَا بِبَنىِ إِسْرَ ءِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلىَ‏ قَوْمٍ یَعْكُفُونَ عَلىَ أَصْنَامٍ لَّهُمْ  قَالُواْ یَامُوسىَ اجْعَل لَّنَا إِلَاهًا كَمَا لهَُمْ ءَالِهَةٌ  قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تجَْهَلُونَ‏

(اعراف- 138)

قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَینِ‏ّ لَّنَا مَا هِى(بقره-68)

قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَینِ‏ّ لَّنَا مَا لَوْنُهَا(بقره-69)

در اینجا دو دسته سوال از موسى شده یكى سوالاتى كه مربوط به مسائل اعتقادى است و یكى سوالاتى كه مربوط به مسائل عملى است و هر دو دسته هم از پیامب اسلام پرسیده میشد.

و اما سوالات بى جا در زمان پیامبر اكرم :

وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتىَ‏ تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ یَنبُوعًا(90) أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نخَِّیلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَرَ خِلَالَهَا تَفْجِیرًا(91) أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَیْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتىِ‏َ بِاللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ قَبِیلاً(92) أَوْ یَكُونَ لَكَ بَیْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقىَ‏ فىِ السَّمَاءِ وَ لَن نُّؤْمِنَ لِرُقِیِّكَ حَتىَ‏ تُنزَِّلَ عَلَیْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ  قُلْ سُبْحَانَ رَبىّ‏ِ هَلْ كُنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولًا(93)سوره اسراء

در سوره مائده آمده است :

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَسَْلُواْ عَنْ أَشْیَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِن تَسَْلُواْ عَنهَْا حِینَ یُنزََّلُ الْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنهَْا  وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ(101)

قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بهَِا كَافِرِینَ(102)

در شان نزول آیات فوق در منابع حدیث و تفسیر اقوال مختلفى دیده مى‏شود، ولى آنچه با آیات فوق و تعبیرات آن سازگارتر است شان نزولى است كه در تفسیر مجمع البیان از على بن ابى طالب ع نقل شده است كه" روزى پیامبر ص خطبه‏اى خواند و دستور خدا را درباره حج بیان كرد شخصى بنام عكاشه- و بروایتى سراقه- گفت آیا این دستور براى هر سال است، و همه سال باید حج بجا بیاوریم؟

پیامبر ص به سؤال او پاسخ نگفت، ولى او لجاجت كرد، و دو بار، و یا سه بار، سؤال خود را تكرار نمود، پیامبر ص فرمود: واى بر تو چرا اینهمه اصرار مى‏كنى اگر در جواب تو بگویم بلى، حج در همه سال بر همه شما واجب مى‏شود و اگر در همه سال واجب باشد توانایى انجام آن را نخواهید داشت و اگر با آن مخالفت كنید گناهكار خواهید بود، بنا بر این ما دام كه چیزى به شما نگفته‏ام روى آن اصرار نورزید زیرا (یكى از) امورى كه باعث هلاكت (بعضى از) اقوام گذشته شد این بود كه لجاجت و پر حرفى مى‏كردند و از پیامبرشان زیاد سؤال مى‏نمودند، بنا بر این هنگامى كه به شما دستورى مى‏دهم به اندازه توانایى خود آن را انجام دهید (اذا امرتكم من شى‏ء فاتوا منه ما استطعتم) و هنگامى كه شما را از چیزى نهى مى‏كنم خوددارى كنید" آیات فوق نازل شد و آنها را از این كار باز داشت.

خلاصه اینكه سوال باید سوال بجا باشد.به طور کلی سوالاتی که جزو یکی از دو مورد بالا یا موارد زیر باشد نباید پرسیده شود.

بعضی ها خیلی سوال میکنند که مثلا چرا نماز صبح دو رکعت است یا... یا؟

باید به این آیه توجه شود که :

وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً (اسراء-85)

روایاتى راجع به سوال :

كَثْرَةُ السُّؤَالِ تُورِثُ الْمَلَال (خستگی)(تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 212)

از امام رضا علیه السلام نقل شده است :

وَ قَالَ ع إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْقِیلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَال(تحف العقول)

از پیامبر هم نقل شده است كه : حُسْنُ السُّؤَالِ نِصْفُ الْعِلْم(بحار الانوار)

امام صادق علیه السلام به عنوان بصرى فرمود : فَاسْأَلِ الْعُلَمَاءَ مَا جَهِلْتَ وَ إِیَّاكَ أَنْ تَسْأَلَهُمْ تَعَنُّتاً وَ تَجْرِبَة

وَ مَن یَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْایمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیل‏

افرادى كه هستند كه داراى حالات خوبى هستند ولى آن را از دست میدهند.