تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - مباحث اخلاقی 3

چگونه باید با قرآن رفتار کنیم؟

 

قرآن کتاب آسمانی مسلمان به عنوان معجزه  پیامبر اسلام شناخته میشود.بحث ما در این نوشتار این است که آیا ما مسلمانان وظایف خود را نسبت به این کتاب آسمانی انجام داده ایم یا نه ؟ و اصلا میدانیم چه وظایفی نسبت به این کتاب داریم یا نه؟

در آیه 30 سوره فرقان آمده است :" پیامبر به پیشگاه خدا عرضه داشت:" پروردگارا! این قوم من قرآن را ترك گفتند و از آن دورى جستند" (وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً).

این سخن و این شكایت پیامبر ص امروز نیز هم چنان ادامه دارد، كه از گروه عظیمى از مسلمانان به پیشگاه خدا شكایت مى‏برد كه این قرآن را به دست فراموشى سپردند، قرآنى كه رمز حیات است و وسیله نجات، قرآنى كه عامل پیروزى و حركت و ترقى است، قرآنى كه مملو از برنامه‏هاى زندگى مى‏باشد، این قرآن را رها ساختند و حتى براى قوانین مدنى و جزائیشان دست گدایى به سوى دیگران دراز كردند!

هم اكنون اگر به وضع بسیارى از كشورهاى اسلامى نظر بیفكنیم مى‏بینیم قرآن در میان آنها به صورت یك كتاب تشریفاتى درآمده است، تنها الفاظش را با صداى جالب از دستگاههاى فرستنده پخش مى‏كنند، و جاى آن در كاشى كاریهاى مساجد به عنوان هنر معمارى است، براى افتتاح خانه نو، و یا حفظ مسافر، و شفاى بیماران، و حد اكثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مى‏كنند.

حتى گاه كه با قرآن استدلال مى‏نمایند هدفشان اثبات پیشداوریهاى خود به كمك آیات با استفاده از روش انحرافى تفسیر به رأى است.

آقاى قرائتى در تفسیر نور ذیل آیه 30 سوره فرقان نوشته اند:

به نظرم رسید اقرار بعضى بزرگان را درباره‏ى مهجوریّت قرآن نقل كنم:

الف: ملا صدرا (ره) در مقدّمه تفسیر سوره واقعه مى‏گوید: بسیار به مطالعه كتب حكما پرداختم تا آنجا كه گمان كردم كسى هستم، ولى همین كه كمى بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعى خالى دیدم. در آخر عمر به فكر رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) بروم. یقین كردم كه كارم بى‏اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جاى نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشید، تا رحمت الهى دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن كردم، درِ خانه وحى را كوبیدم، درها باز شد و پرده‏ها كنار رفت و دیدم فرشتگان به من مى‏گویند: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ».

ب: فیض كاشانى (ره) مى‏گوید: كتاب‏ها و رساله‏ها نوشتم، تحقیقاتى كردم، ولى در هیچ یك از علوم دوائى براى دردم و آبى براى عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و به سوى خدا فرار و انابه كردم تا خداوند مرا از طریق تعمّق در قرآن و حدیث هدایت كرد.

ج: امام خمینى (ره) در گفتارى از اینكه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نكرده، تأسّف مى‏خورد و به حوزه‏ها و دانشگاه‏ها سفارش مى‏كند كه قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه‏ى رشته‏ها، مقصد اعلى قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ایّام جوانى تأسّف بخورند.

 

بنا بر این باید تلاشى همه جانبه داشته باشیم تا قرآن را از مهجوریّت در آوریم و آن را در همه‏ى ابعاد زندگى، محور علمى و عملى خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام را جلب كنیم.

وظایف ما نسبت به قرآن در دو بعد علمی و عملی است.

وظایف ما در بعد علمی عبارت است از :

1-    با توجه به اینکه قرآن معجزه پیامبر ماست ما باید بتوانیم معجزه بودن آن را  ثابت کنیم .اگر ما مسلمان هستیم به چه دلیل اسلام را قبول کرده ایم؟شما چگونه اسلام را ثابت میکنید؟هر پیامبری از طریق معجزه ای که میآورد اثبات میشود.معجزه پیامبر ما قرآن است.حال اگر یک غیر مسلمان از شما پرسید چرا قرآن معجزه است چه جواب میدهید؟بنایراین مهمترین وظیفه ما این است که بفهمیم چرا قرآن معجزه است.حال آیا ما این وظیفه را که اصلا مسلمان بودنمان  متوقف بر آن است انجام داده ایم؟

2-    فهم آیات قرآن از دیگر وظایف ماست ولی بعضا این وظیفه هم انجام نمیگیرد.بعضی از مردم آنقدر که با مفاتیح آشنائی دارند با قرآن آشنا نیستند.خواندن قرآن به تنهائی  اگر چه خوب است ولی اصلا قرآن برای تدبر است نه برای صرف قرائت. ما باید سعی کنیم دنبال فهم قرآن برویم ، حال یا خود رجوع به کتاب تفسیر بکنیم یا اگر نمیتوانیم سراغ کسی که با کتب تفسیر در ارتباط است برویم.البته روحانیون در این باره نقش زیادی دارند و باید در مساجد حتما بحث قرآنی داشته باشند و اگر بحث قرآنی ندارند خود مردم باید از آنها بخواهند و در نتیجه قرآن را از مهجوریت در بیاورند چرا که قرآن در حوزه های علمیه هم مهجور است و آنقدر که در حوزه های علمیه  به کتابهای علماء توجه دارند به قرآن  توجه ندارند و این مایه تاسف است.بنایراین سعی کنیم در طول روز حتما وقت روی تدبر دقیق قرآن بگذاریم.این جور نباشد که ما اهل بیت را بگیریم و قرآن را رها کنیم.دیده میشود بعضی اشخاص حاضرند ساعتها برای ائمه وقت بگذارند و در جلسات عزاداری آنها شرکت کنند ولی در روز نیم ساعت هم وقت روی تدبر در قرآن نمیگذارند.

و اما وظایف ما در بعد عملی عبارت است از :

1-    تلاوت قرآن در طول شبانه روز یکی از وظایف ماست و حتی یکی از مراجع خواندن قرآن را طبق آیه فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ( مزمل - 20 ) در حدی که فرد به زحمت نیفتد واجب دانسته است.

گروهی از مردم آنقدر که دعا و زیارت میخوانند قرآن نمیخوانند و این واقعا یک نقص بزرگ است.

2-    سکوت هنگام تلاوت قرآن و همچنین ساکت کردن دیگران در هنگام تلاوت قرآن

این مطلب به حدی مهم است که یکی از مراجع قائل است در حین تلاوت قرآن یعنی وقتی که دیگری در حال قرائت است و شما صدای او را میشنوید یا باید ساکت باشید و گوش دهید و یا به همراه شخص قاری ،  شما هم همان آیات را بخوانید و نمیتوانید مشغول نماز یا قرائت سوره دیگری شوید.

3-    احترام گذاشتن به کتاب قران و دوری از هر عملی که باعث بی احترامی به قرآن است.

4-    یاد گرفتن قرائت قرآن برای کسانی که نمیتوانند قرآن را قرائت کنند باز یکی از وظایف مهم است.دیده میشود که مثلا بعضی از مردم با اینکه دارای تحصیلا ت زیادی هم هستند نمیتوانند به طور صحیح قرآن بخوانند. یا مثلا شخصی که سالهاست برای ائمه کار میکند مثل مداحی یا آشپزی یا .... نمیتواند قرآن بخواند یا نمیتواند قرآن را بطور صحیح بخواند و این واقعا یک نقص بزرگ برای یک مسلمان است.

بیاییم با انجام وظایف گفته شده با قرآن بیشتر رابطه داشته باشیم .

...............................................

چگونه درست و با حضور قلب نماز بخوانیم؟

یکی از وظایف دینی ما ، در شبانه روز خواندن نماز های یومیه است و برای گروهی از افراد بخاطر اشتغالات زیاد ، تنها  راه ارتباط با خدا خواندن همین نمازها میباشد .بنابراین باید سرمایه گذاری اساسی روی این فریضه دینی کنیم.متاسفانه شنیده میشود افراد در تنها راه ارتباط با خدایشان یعنی در همین نمازهای یومیه آن چنان که باید و شاید  مرتبط با خدا نمیشوند.بنابراین باید علت این موضوع بررسی شود و دنبال راه حل برای این مساله باشیم. مساله حضور قلب در نماز بقدری مهم است که یکی از مراجع قائل است نباید در نماز شک کرد و احکام شکیات نماز مربوط به افراد خاصی میباشد.ایشان در رساله خود نوشته اند:

(( اصولا نماز که معراج المومن و حضور در محضر اقدس الهی است بایستی  با کمال توجه انجام شود ، چه از نظر ارکان معنوی و معرفتی و چه از نظر ارکان و واجبات ظاهریش  ، و چنانچه با تمامی کوششی که در نگهداری اجزا و شرایط نماز داری باز هم مبتلای به شک  در رکعاتش گردی باید به وسیله ای دیگر عدد رکعات و سایر اعمال نماز را کنترل و محاسبه کنی گرچه با گرداندن انگشتری و یا مهر شماره گذار باشد و اگر در صورت امکان کنترلِ درونی یا برونی ، رکعات نماز را کنترل نکردی  و مبتلای به شکی شدی که در حال نماز جبران پذیر نیست چنان نمازی باطل است و انجام وظایف شک هم  برای صحت آن فایده ای ندارد و اصولا تا هنگامی که نمازِ بی شک در امکان نمازگذار است نماز مشکوک قابل پذیرش نیست و وظایف شک نیز آن را جبران نمیکند.کثیر الشک هم اگربتواند باوسایل برونی مانند مهر شماره گذار شکش را بر طرف سازد واجب است در صورت امکان ، رکعات نمازش را باآن محاسبه نماید و چه بگویم که شما در شمارش پولی که حسابش میکنی حواست را شش دانگ متمرکز میسازی و در برابر شخص بزرگی که به حضورش خوانده شده ای تمام آداب حضورش را از پیش آماده میسازی که مبادا کوچکترین برخورد بر خلاف احترامش از شما سر بزند ولی در حالت نماز به هر چیزی فکر میکنی جز به نماز و برای همه مهماتت حضور ذهن داری جز صاحب نماز.))

این گفته یکی از مراجع بود و اما راهکارهایی برای این موضوع: براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز امور ذیل توصیه شده است: 1- بدست آوردن آن چنان معرفتى كه دنیا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هیچ كار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.خلاصه اینکه بدانیم در مقابل چه کسی ایستاده ایم.

2- توجه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولا مانع تمركز حواس است و هر قدر انسان، توفیق پیدا كند كه مشغله‏هاى مشوش و پراكنده را كم كند به حضور قلب در عبادات خود كمك كرده است.

3- انتخاب محل و مكان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى‏دارد مكروه است، و همچنین در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آئینه و عكس و مانند اینها، به همین دلیل معابد مسلمین هر قدر ساده‏تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا كه به حضور قلب كمك مى‏كند.

4- پرهیز از گناه نیز عامل مؤثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى‏سازد، و از حضور قلب مى‏كاهد.

5- آشنایى به معنى نماز و فلسفه افعال و اذكار آن، عامل مؤثر دیگرى است.

6- انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن ، چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز كمك مؤثرى به این امر مى‏كند.

7- سعی کنیم  نماز وداع بخوانیم یعنی این ذهنیت را داشته باشیم که این نماز را که داریم میخوانیم نماز آخر ماست.

8- از همه اینها گذشته این كار، مانند هر كار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پى‏گیرى دارد، بسیار مى‏شود كه در آغاز انسان در تمام نماز فقط یك لحظه كوتاه قدرت تمركز فكر پیدا مى‏كند، اما با ادامه این كار و پى‏گیرى و تداوم میتواند درهمه نماز چنین باشد.

تذکر:انسان باید به جائی برسد که خودش احساس کند نیاز به ارتباط با خدا دارد و بفهمد چرا نماز میخواند نه اینکه فقط برای رفتن به بهشت یا نرفتن به جهنم نماز بخواند و برای اینکه به این مرحله برسیم  باید معرفت خود را نسبت به خدا و دین بالا ببریم . سعی کنیم با صفات خدا آشنا شویم و هدف از زندگی را دریابیم که واقعا در این دنیا چه باید بکنیم

بفهمیم که ما برای پیشرفت معنوی و شناخت خدا به این دنیا آمده ایم نه برای لذتهای زودگذر و یک زندگی تکراری و برای رسیدن به این مقصود باید با خدایی که  صحبت با او ما را برای رسیدن به این هدف کمک میکند ارتباط برقرارکنیم.

اگر کسی به این مرحله رسید که ضرورت ارتباط با خدا را دریافت دیگر در وقت نماز متوجه است که چه میگوید و دنبال این نیست که زود نماز تمام شود و برای بیدار شدن بخاطر نماز صبح هیچ سختی ای نمیکشد.

نکته دیگر اینکه بعضی افراد فقط دنبال کمیت نماز هستند مثلا تمام ذهنیت آنها این است که فلان نماز را بخوانند یا حتما عدد مشخصی از نماز یا رکعات را بخوانند  یا در الفاظ نماز دچار وسواس  میباشند ولی اصلا به این فکر نیستند که باید بفهمند چه میگویند و این نمازها باید روی آنها تاثیر بگذارد یا دیده میشود افراد در بین صحبت با خدا خمیازه میکشند و به محض شروع صحبت کردن با خدا خمیازه آنها شروع میشود آیا ارتباط با خدا این جور باید باشد؟

آخرین نکته اینکه چون دین اسلام دین جهانی است دارای یک زبان جهانی هم میباشد  و همچنانکه مثلا اینترنت دارای یک زبان مشترک است  دین اسلام هم دارای یک زبان مشترک است و آن ، زبان عربی است بنابراین با اینکه هر فردی در هر زمانی میتواند با زبان خودش با خدا صحبت کند ولی دین اسلام دارای  مجموعه عبادات مشترک هم میباشد که همه باید با این زبان با خدا حرف بزنند بنابراین همچنانکه اگر کسی بخواهد از اینترنت استفاده کند  باید از زبان مشترک آن استفاده کند در دین اسلام هم همه باید در عبادات خاصی حتما از زبان عربی استفاده کنند بنابراین ضرورت یادگیری معانی الفاظ نماز به صورتی که شخص بفهمد چه میگوید بر کسی پوشیده نیست علاوه بر اینکه زبان عربی دارای قابلیتی است که الفاظش دارای بار معنایی زیادی است که به راحتی قابل برگرداندن به زبانهای دیگر نمیباشد.

 

...................................................