تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - مباحث اخلاقی 2(ارتباط اجتماعی)

وظایف ما نسبت به خویشاوندان چیست؟

یکی از وظایف ما ، رسیدگی به خویشاوندان است و با اینکه این وظیفه ، یک وظیفه عقلی و عاطفی است لکن اسلام هم نسبت به آن تاکیدات فراوانی دارد. وظیفه ما به عنوان یک مسلمان نسبت به ارحام و خویشاوندانمان چیست؟

در متون اسلامی واژه ای که به عنوان وظیفه ما  در مورد خویشاوندان ذکر شده ، واژه صله رحم  است.   

کلمه صله از ریشه وصل بمعنی هرگونه پیوند ، ارتباط و اتصال است. کلمه رحم هم در لغت عرب به محل قرار گرفتن جنین در شکم مادر گفته میشود و نیز بمعنی قرابت و خویشاوندی هم اطلاق میگردد. بنابراین صله رحم بمعنی رسیدگی به خویشاوندان و ایجاد پیوند و ارتباط با آنهاست. حال مراد از ارحام و خویشاوندان چه کسانی هستند؟

آقای دستغیب در کتاب گناهان کبیره میگویند : (( چون در شرع مقدس ، معنی خاصی برای رحم ذکر نگردیده پس مراد همان معنی عرفی آن است که عبارت از مطلق اقارب است.بمعنی خویشاوندان پدری و مادری هرچند به چندین واسطه باشد و همچنین خویشاوندان از طریق اولاد.))

پس منظور از اقوام ، بستگان حسبی و نسبی از جانب پدر و مادر است که شامل پدر بزرگها و مادربزرگها و اجداد پدری و مادری و عموها و دائی ها و عمه ها و خاله ها و فرزندان ایشان و داماد ها و عروس ها و نواده های آنها میباشد. و نیز برادران و خواهران و برادر زادگان و خواهر زادگان و هرکه وابستگی نسبی به آنان دارد از اقوام به حساب میآیند.

حال بعد از مشخص شدن اینکه ارحام چه کسانی هستند باید ببینیم مراد از صله رحم چیست و به چه کاری صله رحم گفته میشود؟

با توجه به معنای لغوی صله که بمعنی پیوند میباشد هر کاری که از مصادیق پیوند با ارحام و یا مستلزم ارتباط و اتصال با آنان باشد صله رحم به حساب میآید مثل سر زدن به اقوام و کسب اطلاع از احوال ایشان ، انفاق مالی و هرگونه احسان و نیکوکاری در حق آنها ، تلاش در حل مشکلات و رفع گرفتاریها ، رفت و آمد فامیلی ، میهمانی ها و شب نشینی ها ، که همه و همه از مصادیق صله رحم میباشد. و حتی اگر  کم هم باشد از مصادیق صله رحم است مثل سلام و احوال پرسی و لو با تلفن و ابزارهای ارتباطی دیگر مانند پیام کوتاه ، ایمیل .

اما اینکه با توجه به شرائط موجود کدام یک از این موارد از باب وظیفه بر انسان واجب است به تشخیص عرف واگذار شده است. و لذا در جائی که وظیفه انسان انفاق مالی و یا کمک بدنی میباشد صِرف  سلام و احوال پرسی و سرکشی ، کفایت نکرده و موجب رفع تکلیف نمیشود.

نکته دیگر اینکه صله رحم دارای مراتبی است که در زیر به آن اشاره میشود:

در درجه اول همسر و سپس پدر و مادر و اولاد هستند و در درجه دوم کسانی که قرابت نزدیک دارند مانند خواهر و برادر  و فرزندان ایشان و بعد سائر خویشاوندان بر حسب اولویت نزدیکی و قرابت.

مطلب دیگر این است که صله رحم منحصر به بستگان پاک و اهل تقوی نیست بلکه نسبت به آن دسته از خویشاوندانی که اهل معصیت بوده و یا حتی خط فکری و مذهبی و سیاسی آنها با ما متفاوت است نیز جاری است.حتی آن دسته از اقوام که از ما بریده اند یا از ارتباط با ما خوششان نمیآید از این قاعده مستثنی نیستند و چه بسا در سایه این ارتباطات زمینه برای ارشاد و هدایت و اصلاح ایشان فراهم گردد.اما در مواردی که صله رحم باعث عسر و حرج غیر متعارف و یا ضررهای جانی ، مالی و آبروئی و یا منجر به ضررهای معنوی و دینی مانند انحرافات عقیدتی و اخلاقی و خروج از دین باشد وجوب صله رحم برداشته میشود.البته در موارد مختلف نوع ارتباط و صله ، متفاوت است. به عنوان مثال ممکن است رفت و آمد و ملاقات حضوری تبعات منفی داشته لکن ارتباط تلفنی هیچ مفسده ای نداشته باشد که در این صورت به کمترین حد ارتباط ، که ایمن از ضرر باشد اکتفا میشود و تشخیص موارد بر عهده مکلف است. این مطلب هم دقت شود که ما گاهی با ارتباط خوب با فامیل میتوانیم آنها را در مسیر صحیح بیاوریم و اصلا از باب امر به معروف و نهی از منکر بر ما لازم است که خویشاوندان خود را اصلاح کنیم و با رفت و آمد با آنها دستورات دینی را به آنها تذکر دهیم.اگر بعضی از ما نسبت به زنان بد حجاب فامیل خودمان بی تفاوتی نشان نمیدادیم شاید جامعه ما از لحاظ بد حجابی به اینجا نرسیده بود بنابراین نهی از منکر را باید از فامیل شروع کرد.

شیوه های رسیدگی به خویشاوندان ( انواع صله رحم ) :

1-    صله عاطفی: یعنی هر کاری که باعث تحکیم پایه های عاطفی میان خویشان شود. بعضی ازاین کارها عبارتند از  :

خودداری از هر کاری که باعث قطع ارتباط عاطفی فامیل شود-تلاش برای ایجاد صلح و آشتی در صورتی که بین ایشان قهر یا تفرقه ای اتفاق افتاده است-خوش زبانی ، سلام و مصافحه ، احوال پرسی و با خبر شدن از احوال یکدیگر-دید و بازدید و زیارت  از نزدیک ، شرکت در میهمانی ها و شب نشینی ها به شرط سلامت جلسات و خالی بودن آنها از محرمات الهی-برخورد نیکو و مودبانه با یکدیگر و رعایت احترام فامیل بالاخص بزرگترها-عیادت از فامیل مریض-شرکت در غم و شادی و اظهار شادی با شادی اقوام و اظهار همدردی در اندوه ایشان و شرکت در مجالس شادی و عزا و مجالس ترحیم و تشییع جنازه خویشاوندان-قبول احسان و هدیه و اجابت دعوت ایشان-تشکر و قدر دانی از آنها

2-    صله معنوی:  یعنی هر کاری که باعث تحکیم پایه های معنوی میان خویشان شود. بعضی ازاین کارها عبارتند از  :

خیر خواهی و نصیحت گری-ارشاد و هدایت و آشنائی آنها با مسائل دینی-بازداری از ظلم و گناه و امر به معروف و نهی از منکر آنها-عیب پوشی-حفظ ناموس و آبروی ایشان-دعا و استغفار برای ارحام بخصوص مرحومین از ایشان و بجا آوردن اعمالی برای آنها

3-    صله علمی :کمکهای علمی در حد توان ، ارشاد و راهنمائی ، هم فکری و مشاوره و گره گشائی در رشته مربوطه همه از مصادیق صله علمی میباشند.

4-    صله مالی : یعنی کمک به نیازمندان فامیل. گذشته از دیدار با بستگان که فی نفسه مورد توجه است تلاش برای رفع کمبودهای مادی آنان نیز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و اگر هر صاحب ثروتی در حیطه خانوادگی خود به رفع مشکلات بپردازد فقر در جامعه واقعا کم میشود.

5-    صله بدنی : قطعا تنها گذاشتن بستگان در کارهائی که نیازمند نیروی بدنی میباشند نظیر اسباب کشی و مراقبت از مریض و برپائی جلسات و ... کار شایسته ای نیست و باید در چنین مواقعی به یاری خویشاوندان خود بشتابیم.

6-    صله آبروئی : حمایت از فامیل ضعیف و ضمانت کردن از ایشان در مواقع مورد نیاز از مصادیق صله آبروئی است.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که رابطه خویشاوندی گاهی ممکن است دچار آفاتی شود که این آفات عبارتند از :

1-    سهل انگاری و بی تقاوتی به حقوق نزدیکان به خاطر صمیمیت زیاد : گاهی صمیمیت بیش از حد میان دو دوست یا دو خویشاوند برخی حدود و مرزها را از میان برده ، منجر به هتک حرمتها ، فضولی های بیجا ، پاره شدن برخی از حجابها و کنار رفتن پرده ها ، و عدم رعایت آداب اسلامی و اجتماعی در نشست و برخواستها میشود.

2-    جانب داری و حمایت بیجا از روی تعصب و در نتیجه بی عدالتی در حق دیگران.

3-    بعضی صله رحم ها با گناه مخلوط است که باید انسان به این نکته توجه داشته باشد.

و اما در آخر موانع صله رحم را ذکر میکنیم:

جهالت یا غفلت نسبت به وظایف دینی-برخی از رذائل اخلاقی مثل تکبر و حسد و برخورد بد-گرانی و توقعات بالا-دوری مسیر-کثرت اشتغالات و کمبود و نبود وقت-کوچک شدن فضای مسکونی و مشکل مسکن-افزایش اختلافات در سطوح فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خانواده ها.

کانون فرهنگی سبحان مسجد محمدیه

 

..............................................................

 

وظایف پدر و مادر در قبال فرزندان چیست؟

پدر و مادر در مقابل فرزندان خود بسیار مسئول می‌باشند و فرزندان حتی پیش از تولد و پس از آن حق و حقوقی را بر عهده پدر و مادر خویش دارند، والدین برای آن‌که ثمره زندگی آنها ثمره مفیدی باشد، باید نسبت به مسئولیت‌های خود در مقابل فرزندانشان احساس مسئولیت بنمایند.

حقوق قبل از تولد:

مهم‌ترین حقوق فرزندان پیش از تولد سه مورد است که عبارتند از:1- حق حیات :بر همین اساس سقط جنین حرام و نامشروع است. گروهی سقط جنین را زنده به گور کردن پنهانی به شمار می‌آورند.2-مادر خوب :برای آن‌که فرزندان خوب تربیت شوند، پدر لازم است همسر دیندار و با اخلاقی را انتخاب نماید. 3- محافظت از سلامت جنین :یکی از مواردی که لازم است مادران باردار به آن توجه کنند، مراقبت از جنین در دوران بارداری است که در صورت امکان چندین بار به پزشک متخصص  مراجعه نمایند و به دستورات غذایی و بهداشتی او عمل کنند و داروهایی را که پزشک تشخیص می‌دهد برای جنین زیان‌آور است مصرف ننمایند.

حقوق پس از تولد:

مسئولیت‌های پدر و مادر در مقابل کودکانی که به دنیا آورده‌اند عبارتند از:

1- خواندن اذان و اقامه :مستحب است که در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ او اقامه خوانده شود. تا اولین کلماتی را که می‌شنوند، توحید و یکتاپرستی و بیان عظمت خداوند باشد. 2- نام نیک :کودکان این حق را دارند که والدین آنها بهترین و زیباترین نام را برایشان انتخاب کنند و بهترین اسم‌ها، اسم‌هایی مانند: عبدالرحمن، عبدالله و نام‌های پیامبران هستند. 3- عقیقه:«عقیقه» به حیوانی گفته می‌شود که در روز هفتم تولد فرزند برای پذیرایی از خویشاوندان و دوستان و مستمندان ذبح می‌شود. اقدام به این مهمانی و پذیرایی در حد توان خانواده کاری مستحب است و واجب نمی‌باشد.البته به جز پدر خانواده، دیگر خویشاوندان هم می‌توانند اقدام به تهیه آن بنمایند. هم‌چنان که نقل شده رسول خداص برای حسن و حسین اقدام به عقیقه فرموده است. 4- ختنه:باز یکی از وظایف پدر و مادر ختنه کردن فرزند است.

5- دادن شیر:حق کودکان است که از زمان تولد تا زمانی که می‌توانند غذا را تناول نمایند، از شیر مادر خود استفاده کنند؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: (البقره / 233)«مادران باید دو سال تمام به فرزندان خود شیر بدهند، آن‌هایی که می‌خواهند دوران شیرخوارگی را کامل کنند».

6- مهربانی با کودک:کودکان برای رشد و نمو و اعتدال زندگی و عواطف خویش به محبت، عشق، مراقبت و شفقت نیاز دارند، تا از شخصیتی متوازن و به دور از ناهنجاری روانی و عقده‌های گوناگون، برخوردار شوند؛ زیرا چنانچه کودکان از طرف نزدیکان به ویژه پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، خواهران و برادران مورد توجه، مراقبت و محبت قرار نگیرند، در تنگنای روحی و معنوی قرار گرفته و دچار ناراحتی و بی‌تابی می‌شوند و گاهی ناراحتی خود را از طریق گریه بروز می‌دهند. یکی از ویژگی‌های اهل ایمان مهربانی با دیگران به ویژه فرزندان است و گاهی به وسیله بوسیدن، نوازش، خریدن هدیه و ... از آن تعبیر می‌شود. یکی از لوازم محبت و مهربانی با کودکان سلام کردن به آنان است؛ زیرا سلام گفتن به کودکان احساس هویت و شخصیت را در آنان شکوفا می‌نماید و آنها را متوجه می‌نماید که آنها سرمایه و توشه آینده زندگی هستند و در واقع سلام، احوال‌پرسی و اهتمام به کودکان تربیت عملی خوبی برای آنهاست. نهال مهربانی را در درون آنها می‌رویاند و بزرگ می‌کند.

 7- تداوی:معالجه بیمار‌‌ی‌ها به ویژه در عصر حاضر به صورت ضرورتی حیاتی هم‌چون غذا و هوا درآمده است و تداوی و معالجه بیماری‌های کودکان هم‌چون فراهم نمودن دیگر ضروریات و احتیاجات زندگی، به هزینه و مخارجی نیاز دارد.

8- الگویی ارزشمند: به والدین، پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، عمه، خاله، دایی و همه اقوام و خویشاوندان در پایبندی به ایمان، اخلاق و احکام دین یا در بی‌ایمانی، بداخلاقی و لااُبالی‌گری به عنوان سرمشق و الگو نگاه می‌شود و کودکان از کردار، گفتار و عملکردهای آنها تقلید می‌نمایند و همه عادات و خصلت‌ها، از آنان به کودکان منتقل می‌شود . چنانچه والدین و خویشاوندان برای کودکان فامیل الگو و سرمشق خوبی باشند، همین خوبی‌های آنها به کودکانشان منتقل می‌شود و چنانچه الگوی بدی باشند به طور طبیعی همه بدی‌های آنها به آنان منتقل می شود ـ مگر آن‌که خداوند کسی را مورد مرحمت خویش قرار دهد.بر همین اساس والدین و خویشاوندان باید احساس کنند که فرزندانشان امانت‌هایی هستند که به آنان سپرده شده‌اند و تربیت خوب و پسندیده آنها جزو مسئولیت‌های آنهاست و خوبی‌ها و بدی‌های کودکان با نامه اعمال آنها ارتباطی نزدیک دارد و می‌توانند کودکان خود را به سوی بهشت یا جهنم رهنمون کنند.  بر همین اساس والدین مسئولیت دارند که فرزندان خود را به وسیله کردار و گفتار پسندیده خود، به راه خیر، نیکی و پرهیزکاری راهنمایی کنند.

9- حُسن انتخاب مربی:چنانچه کسی به جز مادر کار نگهداری و تربیت کودک را برعهده داشته باشد، والدین موظف به انتخاب مربی پاک، پرهیزکار، اهل شرافت و کرامت و دیانت می‌باشند؛ زیرا کودکان تحت تأثیر خوب و بد مربی خود قرار می‌گیرند. بخصوص در مسائل مذهبی انتخاب یک مربی مذهبی خوب برای فرزندان مطلبی غیر قابل انکار است.

10- تربیت خوب:تربیت به معنی در مسیر رشد و تعالی و تکامل قرار دادن گام به گام یا به وجود آوردن تدریجی چیزی، تا رسیدن به حد کمال است.تربیت چیزی فراتر از تعلیم است و در واقع تربیت جسمی و مادی، تربیت روحی و اخلاقی، تربیت استعدادها، مواهب و توصیه آنها به سوی ارزش‌های معنوی و اخلاقی، تربیت عقلی و فکری، تربیت آگاهی و شناخت، تربیت رفتار، سلوک اجتماعی و سیاسی و عادت دادن به رفتارهای صحیح فردی و اجتماعی را شامل می‌شود. نوع اخیر که زمینه موفقیت در زندگی اجتماعی را فراهم می‌نماید، شامل التزام به احکام و آداب شریعت اعم از عقاید و عبادات و معاملات می‌شود.پدر و مادر موظف به تربیت اسلامی پاک و سالم فرزندان خود می‌باشند. هم‌چنین لازم است در جهت پرورش اندیشه‌ها و اخلاق و اعمالی هم‌چون: قوه اراده، نیروی شخصیت، عشق به جهاد، تسامح و بخشندگی، پرهیز از اسراف و ریخت و پاش، انتخاب رفیق خوب و پرهیز از دوستان نا اهل، از هیچ تلاشی دریغ نورزند و در همه مراحل کودکی، نوجوانی، بلوغ و ازدواج از ارشاد و راهنمایی و یاری به آنها کوتاهی نکنند. یکی از عوامل انحراف جوانان و نوجوانان این است که والدین نظارت کافی در رفتارهای فرزندانشان ندارند و توجه ندارند که رفیق و مربی فرزندشان کیست و فرزندشان از چه کسی الگو برداری میکند.

11- آموزش مفید:علوم بر دو گونه‌اند: علوم مفید و علوم مضر. پدر، مادر، سرپرست و مربی کودکان مسئولیت دارند که بهترین دانش‌های نظری، عملی و حرفه‌های شایسته را به پسران و دختران بیاموزند. مهمترین وظیفه پدر و مادر در این رابطه این است که فرزندان خود را با مسائل دینی آشنا کنند.متاسفانه در این زمانه دیده میشود که فرزندی به حد بلوغ رسیده ولی پدر و مادرها حتی پدر و مادرهای مذهبی اصلا بفکر اینکه فرزندانشان باید مسائل دین را یاد بگیرند نیستند.این نکته باید دقت شود که خوراک روح فرزندان خیلی مهمتر از خوراک جسمشان است. پدر و مادر در آموزش فرزند بسیار دخیلند و وظیفه آنهاست که فرزندان خود را با مسائل دین و قرآن آشنا کنند چه مستقیما خودشان این کار را انجام دهند و چه با واسطه دیگری.والدینی هستند که حاضرند پولهای زیادی برای مادیات فرزندانشان بدهند ولی اصلا به فکر مسائل روحی فرزندان خود نیستند. وظیفه پدر و مادر این است که در دوران بلوغ فکری فرزندان خود ، آنها را نزد یک مربی دینی برده تا فرزندشان مسائل اعتقادی را یاد بگیرد تا ایمانشان ایمان تقلیدی نباشد.خلاصه اینکه والدین در رشد فکری فرزندانشان وظایف بسیاری دارند.

12- عدالت میان فرزندان: بر والدین ایجاد عدالت بین فرزندان لازم است البته ایجاد عدالت طبق سنین آنها و استعدادهایشان.عدالت یعنی هر کدام از فرزندان را طبق سن واستعدادش مورد توجه قرار دهیم.

13- هزینه فرزندان:پدران و مادران مسئولیت دارند که در زمان کودکی و نوجوانی تا پایان تحصیل و یافتن کار ، مخارج لباس و خوراک و تحصیل فرزندان خویش را فراهم نمایند. هم‌چنان که گفته شد، تأمین غذا، لباس و مخارج مدرسه در ایام تحصیل و در حد توان بر والدین واجب است و نیازهای او در حد کفایت باید برطرف شود.  بر والدین و سرپرستان واجب است که مخارج زندگی فرزندان خود را از درآمد حلال و پاک تأمین نمایند، در غیر این‌صورت عواقب زیان‌باری را برای خود و فرزندان آنها به وجود خواهد آورد.

...........................................................................

وظائف زن و شوهر نسبت به یكدیگر چیست؟

بحث خانواده و وظائف متقابل افراد آن از مباحث مهم در حوزة علوم تربیتی، علوم اجتماعی، حقوق و .... است و هر كدام اینها، از زاویه ای به این موضوع نگاه كرده اند. ما در اینجا در صدد این نیستیم كه نگاهی موشكافانه به همة این مباحث داشته باشیم بلكه برآنیم تا با نگاهی تربیتی آنچه را كه باعث زندگی شاداب می شود بیان كنیم. به همین خاطر

وظائف زن و شوهر را در سه قسمت مطرح می كنیم:
1. وظائف متقابل زن و شوهر 2. وظائف اختصاصی شوهر 3. وظائف اختصاصی زن
البته این تقسیم را ما محدود به خانه و زوجین كردیم و اگر بخواهیم پا را از این فراتر بگذاریم، وظائفی دیگر نیز سر بر می آورد مانند: وظائف خانوادة همسران، وظائف جامعه در قبال زن و شوهر، وظائف حكومت و .... كه پرداختن به آنها از حوصلة بحث ما خارج است. ما این نوشتار را بر اساس این سه وظیفه به سه قسمت تقسیم می كنیم . در هر قسمت، به صورت مختصر به گوشه هائی از این وظائف اشاره می كنیم.

وظائف متقابل زن و شوهر

1. احترام متقابل زن و شوهر: احترام زن و شوهر به یكدیگر در سلامت روحی، افزایش محبت و تحكیم خانواده تأثیر بسزائی دارد. دایرة این احترام شامل ارج نهادن به شخصیت یكدیگر، احترام به نظریات، افكار و سلیقة همدیگر شده، و تمام شئون زندگی آنها را تحت تأثیر نیكوی خود قرار خواهد داد.
2. محبت زن و شوهر: انسانها دارای عواطف فراوانی هستند كه نیاز به محبت، یكی از اساسی ترین آنهاست. هر یك از زن و شوهر دوست دارند مورد محبت دیگری قرار گیرد و هم اینكه نسبت به دیگری ابراز علاقه كنند. زندگی بدون محبت جاذبه ندارد و اغلب انسان ها از آن گریزانند. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«سخن مرد به همسرش كه تو را دوست دارم، هرگز از قلبش بیرون نخواهد رفت.»[ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 20، ص 23]
3. گذشت و بخشش: گذشت و اغماض هر یك از زن و شوهر از لغزشها و كارهای ناپسند دیگری در محیط خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است و بی توجهی به آن، جوّ صمیمیّت و آسایش حاكم بر خانواده را به محیط اضطراب، بدبینی، عصبانیت و عیب جوئی مستمر هر یك از اعضاء نسبت به دیگری تبدیل خواهد كرد.
ایجاد آرامش روحی، زدودن كینه، فزونی عزت، طول عمر و ... آثاری است كه روایات، آنها را بر گذشت و بخشش مترتب دانسته اند.

 4. مسئولیت پذیری: از جمله عوامل مؤثر در تأمین سعادت خانواده، حس مسئولیت پذیری متقابل همسران است. هر یك از زن و مرد باید بدانند كه با قبول زندگی مشترك، مسؤلیتهایی بر عهدة آنان قرار می گیرد كه پیش از تشكیل خانواده از آن آسوده بودند. این مسؤلیتها با توجه به اختیارات، تواناییها و شرائط خاص هر یك از زن و شوهر بر عهدة آنان قرار می گیرد، مسؤلیتهایی از قبیل تأمین هزینة زندگی، مدیریت خانواده، همسرداری، تربیت اولاد و ... وجود این حس باعث استحكام پیوند خانوادگی و آسایش روحی است.
5. اخلاق: اخلاق، صفتی مهم و برجسته در زندگی انسان است. نیكو خوئی با مردم بویژه با همسر و فرزندان، تأثیر عمیقی در شخصیت انسان می گذارد و جامعه و محیط خانواده را آكنده از صفا و صمیمیت می كند و عدم وجود آن زندگی را تیره و تار كرده و موجب عوارض منفی در قالب تندخوئی، گرفتگی چهره، بی حوصله گی، اخم و بهانه گیری و ... می شود. و آثاری از قبیل ترس و اضطراب و ضایع شدن شخصیت انسانی و ... را به ارمغان می آورد. خوش زبانی، احترام به اشخاص، فروتنی، سعة صدر، سلام كردن، دلجویی و مهربانی از جمله مصادیق خوش اخلاقی به شمار می رود.
6. حسن ظن: اعتماد طرفینی سرمایه بزرگی برای زندگی مشترك است. در مقابل، بدگمانی آثار منفی زیادی در زندگی بر جا می گذارد. شخص بدگمان دارای روحیة منفی بافی و بیمارگونه است. او از سلامت روحی و تعادل روانی برخوردار نبوده، به رفتار و گفتار دیگران با دیدة بدبینی می نگرد. انسانی كه بر اثر روحیه بدبینی، به همسر خود اعتماد و اطمینان ندارد، از آرامش و صفای زندگی خانوادگی محروم خواهد بود. چنین فردی در روابط اجتماعی نیز موفق نخواهد شد چرا كه در نتیجة بدگمانی به دیگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهد ماند.

7. رفق و مدارا: یكی دیگر از وظائف متقابل همسران نسبت به یكدیگر رفق و مدارا است. بدین معنا كه در مقابل عیب ها و كاستیهای همسر و رفتار ناخوشایند او برخورد تند و خشن نداشته باشیم و با صمیمیت و دوستی با یكدیگر رفتار كنیم. زیرا طبیعی است كه هر یك از زن و مرد در رفتار و گفتار خود كاستیهایی دارند كه از نظر دیگری ناخوشایند تلقی می شود.
البته معنای مدارا با همسر این نیست كه نسبت به عیبها و رفتار ناپسند او بی اعتنا باشیم، بلكه بدین معناست كه در مورد اصلاح همسر ملاحظة ظرفیت او را كرده، بیش از توانش از او انتظار نداشته باشیم. و به طور كلی در مورد ویژگیهای نامطلوب او رفتاری بزرگوارانه پیشه كنیم.
8. عفت و پاكدامنی: این صفت را هر چند به طور غالب در جامعة امروزی ما از زنان انتظار دارند، اما روایات نگاهی وسیع تر داشته و آنرا وظیفة متقابل زن و شوهر، و برترین عبادت دانسته است. عفت به تعبیر علی ـ علیه السّلام ـ پایداری در برابر شهوات است.

و این از زن و مرد مورد انتظار است. در روایات به هر یك از زن و مرد سفارش شده است كه با آراستن خود برای دیگری، به همدیگر در حفظ پاكدامنی یاری رسانید. پاكدامنی آثاری مانند مصونیت همسر از ناپاكان، تحكیم پیوند خانوادگی، جلب اعتماد همسر و ... را به ارمغان می آورد.
9. درك همدیگر: ریشة بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درك متقابل همسران از یكدیگر نهفته شده است. درك موقعیت و مشكلات همسر موجب می شود كه انسان به نیكیهای همسر توجه بیشتری كرده، قدر دان زحمات او باشد. برعكس كسی كه همسر خود را درك نمی كند، تمام تلاشهای او را نادیده می گیرد و عیبها و كاستیهای همسر در نظرش بسیار جلوه می كند و نه تنها قدردان و مشوق همسرش نیست، بلكه با زخم زبانهای خود، نشاط زندگی را از او سلب می كند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات و مشكلات همسر اولین قدمهای درك همسر است.

تمكین و تأمین نیاز جنسی، قدرشناسی، تشویق و تعریف از همدیگر، عدم شرطی كردن محبت ورزیدن و ... از دیگر نكاتی است كه رعایت آنها باعث لطافت و شادابی زندگی می شود.

وظائف اختصاصی شوهر

1. سرپرستی و مدیریت: مرد به حكم عقل و شرع سمت سرپرستی خانواده را به عهده دارد چرا که برای ادارة خانواده توانائی بیشتری دارد. مسئولیتهای مرد، تنها در رسیدگی به بعد مادی خانواده محدود نمی شود بلكه هدایت افراد خانواده، نظارت همیشگی در تربیت آنها، امر به معروف و جلوگیری از انحرافات اخلاقی آنها و ... از وظائف خطیر مرد است. البته باید توجه داشت كه موفقیت مرد در مدیریت خانواده تنها با حكومت بر دل افراد خانواده میسر است.
2. تأمین هزینة زندگی: از آنجا كه ادارة امور اصلی خانه بر عهدة زن است طبیعی است كه مرد باید عهده دار تأمین هزینه های زندگی باشد. و بدین خاطر نباید هیچ منتی بر خانوادة خود بگذارد چرا كه این وظیفه ای است كه به واسطة سرپرستی خانواده بر عهدة او قرار گرفته است.
3. توسعه بر خانواده: افراد خانواده برای تأمین زندگی همراه با رفاه نسبی، به سخاوت مرد نیاز دارند، چنانچه از این ناحیه در تنگنا قرار بگیرند لطمه های روحی و جسمی فراوانی به آنان وارد خواهد شد. توسعه بر خانواده به معنای اسراف و تبذیر در امور زندگی نیست، بلكه به معنای بخل نورزیدن و سعی در ایجاد رفاه مناسب برای خانواده، متناسب با امكانات اقتصادی مرد است.
4. پرهیز از استبداد رأی: مرد اگر چه رئیس و سرپرست خانواده است اما نباید به امر و نهی بپردازد بلكه باید به نظرات همسر و فرزندان خود توجه نماید. خودخواهی و سختگیری بیجا، منجر به ایجاد روش استبدادی در خانواده می شود و به روابط سالم خانوادگی و نیز تربیت صحیح كودكان لطمه می زند.

وظائف اختصاصی زن

1. حفظ اسرار شوهر: هرگز نباید اسرار شوهر را برملا كرد. چون با این كار اعتماد شوهر از بین می رود. علت اینكه بعضی از مردها دربارة كارشان به زن خود مشورت نمی كنند یكی همین است كه به راز داری او اعتماد ندارند و می ترسند آنچه گفته اند فردا نُقل  مجلس دوستان خانم شود.
2. خانه داری: خانه داری و تدبیر امور منزل گرچه از نظر حقوقی به عهدة زن نیست اما از نظر اخلاقی این وظیفه به عهدة او گذاشته شده است. خانه داری مهمترین شغل است، متأسفانه خانم هایی كه فقط به كارخانه داری اشتغال دارند ارزشهای واقعی خود و كارشان را نمی دانند. یك زن خانه دار واقعی، مدیر با لیاقتی است كه همة كارهای یك مجموعة مهم را شخصاً انجام می دهد و خود مجری طرح هایی است كه پی ریزی می كند. بسیاری از مردان كه شهرت و مقام و اهمیت بین المللی دارند، فقط در اثر حسن تدبیر، و اخلاق و لیاقت«یك زن خانه دار» به اوج ترقی و پیشرفت رسیده اند.
3. پاسداری از حریم و ارزشهای خانواده: بزرگترین مسؤلیت زن در مورد همسرش این است كه به عنوان ناموس مرد و نمایندة او در خانه، با رفتار و گفتارش، از حریم و ارزشهای خانواده پاسداری كند. چنین زنی هم از مال شوهر محافظت می كند و با اسراف كاری و تجمل گرایی ثروت همسرش را ضایع نمی سازد و هم از آبروی خانوادگی و شخصیت همسر در مقابل خطرات دفاع می كند و هم با حفظ حجاب، خود را از نامحرم می پوشاند و ... 
                                                                          .   ..
........................................................................

وظایف فرزندان نسبت به پدر و مادر چیست؟

 

از جمله مسائلی که برخی از افراد حتی افراد مذهبی در مورد آن دارای لغزشهائی هستند مساله  چگونگی ارتباط با پدر و مادر ، در شرایط مختلف است.ممکن است هر فردی در موقعیتی قرار گیرد که در آن موقعیت ،  نظری مخالف نظر پدر و مادرش داشته باشد یا مثلا رفتاری از پدر و مادر برای او خوشایند نباشد در چنین مواقعی برخورد فرزند با پدر و مادر چگونه باید باشد؟

قبل از اینکه بقیه مطالب گفته شود همین الآن فکر کنید که شما در این مواقع با پدر و مادر خود چگونه رفتار میکنید؟

ابتداء این مطلب گفته شود که گر چه عواطف انسانى و مساله حق‏شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین كافى است، ولى از آنجا كه اسلام حتى در مسائلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد، و هم عاطفه آن را به وضوح درمى‏یابد، سكوت روا نمى‏دارد، بلكه به عنوان تاكید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر مى‏كند در مورد احترام والدین تاکیدات زیادی کرده است.

در چهار سوره از قرآن مجید نیكى به والدین بلا فاصله بعد از مساله توحید قرار گرفته این همردیف بودن دو مساله بیانگر این است كه اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام قائل است.

 اهمیت این موضوع تا آن پایه است كه هم قرآن و هم روایات صریحا توصیه مى‏كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند رعایت احترامشان لازم است. در سوره لقمان آیه 15 مى‏خوانیم: وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى‏ أَنْ تُشْرِكَ بِی ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً:" اگر آنها به تو اصرار كنند كه مشرك شوى اطاعتشان مكن، ولى در زندگى دنیا به نیكى با آنها معاشرت نما"!

قرآن بخصوص انگشت روى حالات پیرى پدر  و مادر كه در آن موقع از همیشه نیازمندتر به حمایت و محبت و احترامند گذارده، مى‏گوید: كمترین سخن اهانت آمیز را به آنها مگو! آنها ممكن است بر اثر كهولت به جایى برسند كه نتوانند بدون كمك دیگرى حركت كنند، و از جا برخیزند و حتى ممكن است قادر به دفع آلودگى از خود نباشند، در این موقع آزمایش بزرگ فرزندان شروع مى‏شود.آیا وجود چنین پدر و مادرى را مایه رحمت مى‏دانند، و یا بلا و مصیبت و عذاب‏? آیا صبر و حوصله كافى براى نگهدارى احترام آمیز از چنین پدر و مادرى را دارند و یا هر زمان با نیش زبان، با كلمات سبك و اهانت آمیز و حتى گاه با تقاضاى مرگ او از خدا قلبش را مى‏فشارند و آزار مى‏دهند؟ قرآن مى‏گوید: در این هنگام به آنها اف مگو، یعنى اظهار ناراحتى و ابراز تنفر مكن، و باز اضافه مى‏كند با صداى بلند و اهانت آمیز و داد و فریاد با آنها سخن مگو، و باز تاكید مى‏كند كه با قول كریم و گفتار بزرگوارانه با آنها سخن بگو كه همه آنها نهایت ادب در سخن را مى‏رساند كه زبان كلید قلب است. از سوى دیگر دستور به تواضع و فروتنى مى‏دهد، تواضعى كه نشان دهنده محبت و علاقه باشد و نه چیز دیگر. باز  قرآن‏مى‏گوید: حتى موقعى كه رو به سوى درگاه خدا مى‏آورى پدر و مادر را (چه در حیات و چه در ممات) فراموش مكن و تقاضاى رحمت پروردگار براى آنها بنما مخصوصا این تقاضایت را با این دلیل همراه ساز و بگو" خداوندا همانگونه كه آنها در كودكى مرا تربیت كردند تو مشمول رحمتشان فرما"؟

نكته دیگر که باید به آن توجه داشت این است كه اگر پدر و مادر آن چنان مسن و ناتوان شوند كه به تنهایى قادر بر حركت و دفع آلودگیها از خود نباشند، فراموش نكنیم كه ما هم در كودكى چنین بودیم  و آنها از هر گونه حمایت و محبت از ما دریغ نداشتند.

سید قطب در تفسیر فى ظلال حدیثى به این مضمون از پیامبر ص نقل مى‏كند كه مردى مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته طواف مى‏داد، پیامبر ص را در همان حال مشاهده كرد عرض كرد آیا حق مادرم را با این كار انجام دادم، فرمود: نه حتى جبران یكى از ناله‏هاى او را (به هنگام وضع حمل) نمى‏كند.

با توضیحات گفته شده میفهمیم که وظایف ما نسبت به پدر و مادر بسیار زیاد است  و ما نباید به صِرف دیدن یک رفتار ناخوشایند از آنها  یا به صِرف مخالفت آنها  با  ما در مساله ای که در بعضی موارد هم مساله مهمی نیست ، به آنها بی احترامی کنیم و با آنها با صدای بلند حرف بزنیم و چنانچه از والدین خود دلگیر و از دست ایشان دلخوریم زحمات طاقت فرسائی که در تولد و رشد ما برخود تحمیل داشته اند را بیاد آوریم.اگر دارای والدینی لج باز و یک دنده هستیم صبوری را پیشه خود سازیم و بدانیم که هر مشکلی دارای راه حلی است  و با راههایی مثل صحبت منطقی با آنها یا مشاوره با افراد متخصص مثل مشاوران خانواده  بدنبال حل این موضوع باشیم  نه اینکه بخواهیم کار خود را هرطوری که هست انجام دهیم حتی اگر باعث اذیت پدر و مادر باشد چرا که ما هیچ گاه نباید کاری کنیم که باعث اذیت پدر و مادر بشود و آنها از دست ما دلگیر شوند.

این نکته هم توجه شود که گاهی فرزندان کاری انجام میدهند که باعث اذیت پدر و مادر نیست ولی این کار از لحاظ عرف بی احترامی به پدر و مادر حساب میشود ، در این فرض هم فرزندان باید از چنین رفتاری خود داری کنند.

البته این مطلب دقت شود که یکی از واجبات اسلامی  امر به معروف و نهی از منکر است و در صورت نیاز ، بر فرزندان هم واجب است که این واجب را نسبت به والدین خود انجام دهند البته باید سعی کنند این کار را با سخن نرم و اخلاق نیک انجام دهند که بی احترامی با آنها محسوب نشود و این مطلب را  ، هم والدین و هم فرزندان توجه داشته باشند که فرزندان به چیزی بالاتر از اینکه والدین را از محارم الهی دور نگه دارند نمیتوانند به پدر و مادر نیکی کنند.

البته چگونگی امر به معروف و نهی از منکر در موارد مختلف متفاوت است و مثلا هر گناهی سبک بخصوصی از نهی از منکر را لازم دارد که سر جای خودش باید مورد بحث قرار گیرد و اگر شخصی بخواهد در موردی خاص  به شکلی والدین خود را امر و نهی کند که شاید بی احترامی به آنها باشد و راه دیگری هم به ذهنش نمیرسد که از آن طریق امر و نهی کند باید با  شخصی که در امور دینی متخصص است مشورت کند.