تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - مباحث اسرار نماز

مباحثی درباره اسرار نماز(1)

نماز مهمترین فریضه ای است که مکلفین در هر حالی باید آن را انجام دهند و اگر آنگونه که شایسته و در توان مکلفان است انجام گردد به تنهائی از تمام بدی ها و زشتی های عقیدتی و عملی جلوگیری میکند همچنانکه خداوند در قرآن میفرماید: إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنكَر(سوره عنكبوت-آیه‏45)یعنی محققا نماز از فحشاء و منکر باز میدارد.و جای بسی شکر است که خداوند متعال به بندگان سراپا قصور و تقصیر نه تنها اجازه داده بلکه واجب فرموده که دست کم شبانه روزی 5 مرتبه به این معراج و عمود دین عروج کرده و شرفیاب محضر اقدس حضرتش گردند. اگر ما معنی و مقصود از نماز را میدانستیم هرگز از حالت نماز برون نمیشدیم ((خوشا آنانکه دائم در نمازند)) و اکنون که شرائط زندگی چنان فرصت همیشگی و دائم الصلاه بودن را به ما نمیدهد شایسته است حالت معنوی نماز را حفظ کنیم.

نماز ، دارای ارکانی معنوی و معرفتی و ارکانی ظاهری است. ارکان ظاهری آن همان مسائلی است که در رساله های عملیه بازگو شده است.هدف از  این نوشتار و نوشتارهای آینده این است که راجع به ارکان معنوی و معرفتی نماز بحث شود. البته نماز دارای مقدماتی مثل غسل و وضوء و ... میباشد و همچنین دارای تعقیباتی هم میباشد که آن مقدمات و تعقیبات هم دارای یک صورت ظاهری و یک صورت معنوی و معرفتی هستند.در این بحث راجع به صورت معنوی و معرفتی مقدمات و تعقیبات نماز هم بحث خواهد شد.

و اما شروع این بحث از مقدمات نماز میباشد: از جمله مقدمات نماز طهارت قبل از آن است که باید دید از لحاظ معرفتی در چه جایگاهی میباشد.

طهارت قبل از نماز از لحاظ معرفتی و معنوی اشاره ای به لزوم طهارت روحانی انسان است.

یكى از علماء مى‏گوید: «باید انسان به یاد آورد كه تكلیف او به شستن اعضاى ظاهر بدن و پاكیزه كردن آنها به سبب این است كه اعضاى مذكور متصّدى امور دنیوى و آلوده به كدورتهاى پست مادّى هستند. از این رو در موقع اشتغال به عبادت و پرداختن به كار آخرت، فرمان طهارت از دنیا داده شده و در وضو به شستن صورت دستور داده‏اند زیرا انسان با صورت خود چهره دل را به خداوند متوجّه و به او اقبال مى‏كند، و بیشترِ حواسّ ظاهرى كه بزرگترین اسباب برانگیختن انسان به خواستهاى دنیوى است در صورت است. بدین سبب دستور داده شده كه صورت را بشویند تا در حالى كه خالى از این آلودگیها باشد به خداوند توجّه كند. سپس به شستن دستها دستور داده شده است زیرا بیشتر امور دنیاى پست و شهوات و هوسهاى طبیعى به وسیله آنها انجام مى‏گردد. پس از آن سر مسح مى‏شود، چرا که نیروى تفكّرى كه انسان به وسیله آن در صدد رسیدن به مقاصد طبیعى خویش است و حواسّ را بر مى‏انگیزاند تا به كارهاى دنیوى رو آورد، و از اقبال به امور عالى اخروى مانع مى‏شود، در سر واقع است. سپس پاها را مسح مى‏كند، زیرا به وسیله آنهاست كه مقاصد خود را دنبال مى‏كند. پس از این وضویش تمام و به او اجازه داده شده كه به عبادت بپردازد، و به سوى آن رو آورد، و این سعادت را درك كند. در غسل دستور داده شده كه همه بدن شستشو شود، زیرا پست‏ترین و وابسته‏ترین حالات انسان به قواى شهوانى آن موقعى است كه غسل واجب مى‏شود، و در این حالت سراسر بدن انسان دخالت دارد. و چون همه بدنش از مرتبه عالى انسانى به دور افتاده و در لذّات دنیوى فرو رفته شستن تمام بدن از مهمترین اعمال شرعى گردیده است. این كار بدان سبب صورت مى‏گیرد كه انسان براى قرار گرفتن در جهتى شریف و دخول در عبادتى عالى و متین شایستگى یابد، و از نیروهاى حیوانى و لذّات دنیوى دور گردد.

در تیمّم دستور داده شده است كه صورت و پشت دستها با خاك مسح شوند، تا این اعضا راه فروتنى در پیش گیرند، و اثر خاك پست را به خود بپذیرند. »

در کتاب عیون اخبار الرضا از امام رضا (ع) روایتی هست که مضمونش این است : «همانا به وضو دستور داده شده تا بنده به هنگامى كه در پیشگاه خداوند جبّار براى راز و نیاز با او به پا مى‏خیزد، و امر او را اطاعت مى‏كند پاك، و از هر آلودگى و پلیدى پاكیزه باشد، علاوه بر آن وضو سبب از میان رفتن كسالت، و برطرف شدن چرت و خواب و موجب صفاى دل براى قیام در پیشگاه خداوند بزرگ است. و این كه وضو بر صورت و دستها و سر و پاها واجب شده براى این است كه بنده هنگامى كه در برابر خداوند مى‏ایستد اعمال او به وسیله اعضا و جوارحى كه وضو در آنها واجب شده است نمایان مى‏شود، زیرا با صورت خود به سجده و خضوع‏ مى‏پردازد، و با دستهایش خواهش میکند و با سرش در ركوع و سجود، خود را برابر او قرار مى‏دهد، و به وسیله پاهایش برمى‏خیزد و مى‏نشیند امّا این كه در جنابت غسل واجب شده و در قضاى حاجت چنین امرى نشده به سبب این است كه جنابت از نفس انسان برمى‏خیزد، و چیزى است كه از همه جسد او خارج مى‏شود، در حالى كه قضاى حاجت برخاسته از درون جان انسان نیست، بلكه غذایى است كه از درى داخل و از در دیگر خارج مى‏شود.»

خلاصه مطلب اینکه وضوء اشاره ای است معرفتی به اینکه در محضر خداوند متعال چهره انسان که مرکز اصلی انسانیتِ ظاهری اوست بایستی از دیدن و گفتن و شنیدنِ ناپاک به دور باشد  که رمزش شستن صورت است و نیز دستهایش بایستی از فعالیتهای ناپاک و ناپسند به دور باشد  که رمزش شستن آنهاست و نیز مغز انسان که جایگاه عقل و فکر اوست بایستی از نیت و علم و اراده و عقیده ناپاک دور باشد که رمزش مسح سر است و در آخر کار پاهایش بایستی از گام نهادن در راه کارهای زشت و ناپسند پاک باشد که رمزش مسح آنهاست.

و غسل که شستن تمامی بدن است خصوصا در جنابت ، حیض و نفاس اضافه بر شستن ظاهر بدن اشاره به این است که مکلف در محضر خداوند متعال بایستی با تمام وجودش از تمام پلیدی ها پاک باشد که حیض و نفاس و جنابت خود پلیدی یا شهوتی است که تمامی بدن را و روح را و همه انسان را شامل است و این گرچه حلال است ولی در محضر عبودیت حق بایستی از هرگونه پلیدی و شهوت گرچه شهوت پاک تا چه رسد به شهوتهای ناپاک-به دور باشد چون شهوت های پاک و حلال فقط در بعد ماده مجوز دارد اما در بعد عالم ماوراء ماده هرگز نه تنها مجوزی ندارد بلکه حتی توجه به این سمت نیز انسان را از صعود به آن مقام باز میدارد.آیه فَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً (طه- 12)شاهدی است بر این که در این مسیر حتی از لذتهای حلال و مجاز نیز باید بر حذر بود. و تیمم که با دست خاکین بر چهره و دو پشت دستها کشیدن است اشاره به این است که مکلف با خاک پاک و یا هر زمینی پاک پیشانیش را که مرکز بزرگ انسانیت اوست و دستهایش را که محور اصلی فعالیت های ظاهری اوست  به عنوان آمادگی برای بندگی خدا خاک مال کند.

توجه شود که خواندن دعاهائی که برای وضوء گفته شده است میتواند اثر خوبی روی حضور قلب در حین وضوء بگذارد و کلا توجه شود که وضوء  و غسل و تیمم مقدمات نماز هستند و حضور قلب در آنها شاید بتواند روی حضور قلب در نماز نیز تاثیر  گذار باشد.

بعضی نکات علمی راجع به وضوء و غسل:

وضوء : برخی از پزشکان در مورد وضوء می نویسند: اگر دست آوردهای علمی جدید را درباره بهداشت پوست مورد مطالعه قرار دهیم به عمق اهمیت تشریع وضوء پی میبریم.دست و صورت که غالبا در معرض مباشرت با کثافات و میکروبهای مختلف میباشند در هر روزی چند مرتبه شستن آنها لازم است به طوری که آب به پوست برسد تا رفع چربی و کثافات بنماید.سابقا گمان میکرند که ورود میکروب به داخل بدن منحصر به چند مخرج است ولی اکنون به ثبوت رسیده که ممکن است میکروب از طریق پوست هم منتقل شود و دستها و صورت بیشتر از اعضای دیگر در معرض میکروبها هستند.بعد از دستها و صورت این سر و پاها هستند که در معرض میکروبها هستند و غیر از اعضای وضوء باقی اعضاء بدن زیر لباس هستند و کمتر آلوده به میکروبهای محیط میشوند. در مورد نوع آب وضوء(سرد و پاک و مطلق بودن)و استنشاق(آب در بینی کردن)و مضمضه(آب در دهان کردن)و مسواک قبل از وضوء هم مطالب بهداشتی جالبی وجود دارد که در سخنان صاحب نظران و پزشکان بدانها اشاره شده است.

غسل : طبق تحقیقات دانشمندان در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتی وجود دارد که تمام فعالیتهای بدن را کنترل میکند ، اعصاب سمپاتیک و اعصاب پاراسمپاتیک.این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان و در اطراف تمام دستگاه و جهازات داخلی و خارجی گسترده شده اند.وظیفه اعصاب سمپاتیک تند کردن و به فعالیت وا داشتن دستگاههای مختلف بدن است و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیک کند کردن فعالیت آنهاست...و از  تعادل فعالیت این دو دسته اعصاب نباتی ، دستگاههای بدن به طور متعادل کار میکند.گاهی جریانهائی در بدن رخ میدهد که این تعادل را به هم میزند از جمله این جریانها مسئله ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) است و در این موقع سلسله اعصاب پاراسمپاتیک (اعصاب ترمز کننده)بر اعصاب سمپاتیک(اعصاب محرک)پیشی میگیرد و تعادل به شکل منفی به هم میخورد. این موضوع نیز ثابت شده است كه از جمله امورى كه میتواند اعصاب سمپاتیك را بكار وادارد و تعادل از دست رفته را تامین كند تماس آب با بدن است و از آن جا كه تاثیر" ارگاسم" روى تمام اعضاى بدن بطور محسوس دیده میشود و تعادل این دو دسته اعصاب در سراسر بدن بهم میخورد دستور داده شده است كه پس از آمیزش جنسى، یا خروج منى، تمام بدن با آب شسته شود و در پرتو اثر حیات بخش آن تعادل كامل در میان این دو دسته اعصاب در سراسر بدن برقرار گردد.

برخی از صاحب نظران مینویسند : روی پوست بدن منافذی است که قریب دو میلیون عدد هستند که از طریق آنها اکسیژن جذب میشود به طوری که 7 درصد تنفس بدن از این طریق است و از طرفی گازهای سمی و عرق از پوست بیرون میرود که در اثر تبخیر دائمی عرق های خارج از پوست بدن ، مواد سمی از آن باقی میماند و مواد گازی آن تصعید میشود.بنابراین رسوبی روی پوست بدن از این مواد چربی سمی باقی میماند.این رسوبات منافذ پوستی را مسدود میکند و محیط مساعدی برای پرورش و ازدیاد انگلها میشود و در حال آمیزش ، عرق زیادتری حاصل میشود و در نتیجه رسوبات زیادتری حاصل میشود(به طور متوسط در هر 24 ساعت یک لیتر عرق از بدن خارج میشود و اگر سوراخ های سطح بدن انسان با وسیله ای کاملا مسدود شود طولی نمیکشد که انسان هلاک میشود)حال حمام بعد از آمیزش باعث میشود که بدن شسته و رسوبها که لانه انگلها است مرتفع شود و این کار باعث میشود که منافذ پوستی بدن باز شود و تنفس پوستی عادی شود و شاید اشاره به همین مطلب داشته باشد حدیثی که از امام رضا علیه السلام در کتاب مستدرک الوسائل و بحار الانوار نقل شده است  که فرمودند:

وَ مَیِّزْ شَعْرَكَ بِأَنَامِلِكَ عِنْدَ غُسْلِ الْجَنَابَةِ فَإِنَّهُ نَرْوِی عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّ تَحْتَ كُلِّ شَعْرَةٍ جَنَابَةً فَبَلِّغِ الْمَاءَ تَحْتَهَا فِی أُصُولِ الشَّعْرِ كُلِّهَا وَ خَلِّلِ أُذُنَیْكَ بِإِصْبَعِكَ وَ انْظُرْ أَنْ لَا تَبْقَى شَعْرَةٌ مِنْ رَأْسِكَ وَ لِحْیَتِكَ إِلَّا وَ تُدْخِلُ تَحْتَهَا الْمَاءَ

                         مستدرك‏الوسائل ج : 1 ص : 479

یعنی هنگام غسل جنابت موهایت را توسط انگشتانت جدا کن چرا که از رسول خدا روایت میکنیم که زیر هر موئی جنابتی است  پس آب را به ریشه هر موئی برسان و انگشتانت را هم داخل گوشهایت وارد کن و نگاه کن که یک وقت موئی از سرت یا محاسنت نمانده باشد الا اینکه زیر آن آب وارد شده باشد.

علاوه بر اینکه هنگام عمل آمیزش اعصاب خسته و منقبض میشود و زیر آب گرم رفتن اعصاب را منبسط و آنها را به حال طبیعی بر میگرداند و نیز جریان خون را در همه بدن تشدید و تجدید مینماید.

..................................................................

مباحثی درباره اسرار نماز(2)

از جمله مباحثی که در بحث اسرار نماز باید مورد بررسی قرار گیرد این است که چرا در شبانه روز ،  پنج نوبت نماز میخوانیم؟

قبل از اینکه این بحث  مطرح شود باید گفته شود که در شایستگی و یا بایستگی جدا کردن نمازهای ظهر و عصر ، و مغرب و عشاء از دیدگاه قرآن و روایات جای انکار یا تردید نیست. جز آنکه برای معذوران و یا بی حالان یا مانندشان اجازه جمع بین آنها داده شده است.بنابراین مراد از پنج نوبت نماز در این برگه پنج نوبت جدای از هم میباشد.و  اینکه سوالی مطرح شد که چرا در شبانه روز پنج نوبت نماز میخوانیم؟مراد از این پنج نوبت ، پنج نوبت جدای از هم میباشد. و اما جواب این سوال:

در جواب این سوال از دو روش میتوان پیش رفت.یکی روش تعبدی و یکی روش غیر تعبدی.

در مورد روش اول باید گفته شود کسی که اسلام را از روی تحقیق قبول کرده و دستورات قرآن را همان دستور خداوند میداند دیگر مطمئن است که در این دستورات یک حکمتی وجود داشته است که خداوند آنها را به این شکل بر ما واجب کرده است.بنابراین خواندن نمازها در پنج وقت حتما دارای حکمتها و آثاری  است که خداوند متعال آنها را به این شکل واجب کرده است اگر چه ما از این حکمت ها خبر نداشته باشیم.بنابراین ما از دستور قرآن به پنج وقت خواندن نماز ها  این قطع را پیدا میکنیم که حتما این نوع دستور دارای آثاری است.

البته در این روش حتما باید اصل اسلام و  قرآن ثابت شود تا چنین نتیجه ای گرفته شود.

و اما در مورد روش دوم باید گفته شود این روش هم به دو دسته تقسیم میشود : یکی مواردی که در جواب این سوال در احادیث وارد شده است و دیگری اموری که ما با عقل خودمان میفهمیم و جواب این سوال را میدهیم. و  اما روایات : در کتاب علل الشرائع روایتی به این مضمون وارد شده است که : چند نفر یهودى محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم رسیدند. داناترین آنها مسائلى چند از آن سرور پرسید، در ضمن مسایل،  این سؤال مطرح شد که : خداوند عزّ و جلّ براى چه این پنج نماز را در پنج وقت بر امّت تو در ساعات شب و روز واجب كرده؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: هنگام زوال(ابتدای وقت نماز ظهر) ، خورشید حلقه‏اى دارد كه در آن داخل مى‏شود و وقتى داخل آن شد زوال آفتاب حاصل مى‏گردد در این هنگام هر موجودى ، زیر عرش ، تسبیح و تحمید پروردگارم را مى‏گوید و آن ساعتى است كه پروردگارم بر من درود و رحمت مى‏فرستد. در همان ساعت حق عزّ و جلّ بر من و امت من نماز را فرض و واجب نموده است و این همان ساعتى است كه در آن ساعت روز قیامت جهنم را آماده كرده و مى‏آورند و هیچ مؤمنى نیست كه در این ساعت سجود یا ركوع نموده و یا در نماز ایستاده مگر آنكه جسدش را بر آتش حرام نموده‏اند.

و امّا نماز عصر: این نماز در ساعتى است كه جناب آدم در آن ساعت از شجره منهیّه تناول نمود و حق تعالى وى را از بهشت برین اخراج كرد لذا پروردگار متعال به ذریّه او امر كرد تا روز قیامت در این ساعت نماز عصر را بخوانند.

و امّا نماز مغرب: در ساعتى است كه حق تعالى توبه جناب آدم علیه السّلام را در آن پذیرفت و این همان ساعتى است كه در آن دعاء مستجاب مى‏گردد چرا که پروردگارم به من وعده داده هر كسى كه او را در این ساعت بخواند دعایش را مستجاب نماید و این همان نمازى است كه حق تعالى مرا در فرموده خودش «فَسُبْحانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ» به آن مأمور ساخته است.

و امّا نماز عشاء: وقت عشاء چون قبر ، ظلمانى است و روز قیامت نیز تاریك و تار مى‏باشد لا جرم حق تبارك و تعالى من و امّتم را به این نماز امر نمود كه در این وقت نماز بخوانیم تا قبر نورانى گردد و هیچ قدمى براى خواندن نماز عشاء برداشته نمى‏شود مگر آنكه پروردگار جسد او را بر آتش حرام مى‏نماید. و این همان نمازى است كه حق تعالى براى انبیاء قبل از من اختیار فرمود.

و امّا نماز صبح: حق عزّ و جل مرا مأمور مى‏سازد پیش از طلوع خورشید و قبل از این كه شخص كافر خورشید را سجده كند نماز صبح را بخوانم، پس امّت من خداى عزّ و جلّ را سجده مى‏نمایند. این همان نمازى است كه فرشتگان شب و فرشتگان روز حاضر و شاهد بر آن هستند. یهودى عرضه داشت: راست گفتى اى محمّد.

                                                          علل الشرائع، ج‏2، ص: 337

البته اینکه این حدیث از لحاظ سندی صحیح است یا نه باید سر جای خودش بحث شود ولی به هر حال این حدیث درباره علت اینکه باید در پنج نوبت نماز بخوانیم بحث کرده بود که لازم بود آورده شود.

و اما چیزی که ممکن است عقل در این رابطه بیان کند این است که:

وقت نمازهای پنج گانه متناسب با تحولاتی در عالم خلقت تنظیم شده است. و شاید بخواهد به ما بفهماند که همچنانکه در عالم خلقت تحول ایجاد میشود تو هم در خود تحول ایجاد کن.عالم خلقتی که روبه روی ماست و ما از آن استفاده میبریم  در هر 24 ساعت تحول پیدا میکند پس تو ای انسان باید در خودت تحولی داشته باشی.روز نشانه روشنائی و بیداری است.تو ای انسان که این جهان برای تو خلق شده قبل از اینکه روز شروع شود و بیداری عالم خلقت آغاز شود بیدار شو و خود را با صحبت با خدا روشنائی بخش.وقتی روشنائی روز به اوج خود میرسد و از آن رو به افول میرود تو ای انسان در آن هنگام بیداری و روشنائی خود را مثل عالم خلقت به اوج برسان و نگذار رو به افول برود.وقتی  اواخر روز و هنگام عصر است و روز ، روشنائی خود را در حال از دست دادن است  تو ای انسان با ارتباط مجدد با خدا روشنائی ات را از دست نده.در اول شب یعنی هنگام غروب که عالم رو به ظلمت میرود تو ای انسان ، نورانیتت را که در طول روز به دست آورده ای محکم تر کن و نگذار نورانیتت مثل عالم خلقت از دست برود.در موقعی هم که تاریکی همه جا را فرا میگیرد تو ای انسان با ارتباط مجدد با خدا به خدایت بگو با اینکه عالم خلقتت ظلمانی و تاریک شد ولی بنده تو همچنان دارای روشنائی و بیداری است.

بنابراین همچنانکه انسانها فعالیتهای دنیوی خود را طبق تحولات عالم و همین شب و روز تنظیم میکنند فعالیتهای معنوی ما هم طبق همین تحولات تنظیم شده است.

مورد دیگری که میتوان گفت این است که عبودیت خداوند متعال یکی از وظایف مهمی است که خدا از ما میخواهد.وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ (ذاریات - 56)حال ما باید در طول این شبانه روز عبد بودن خود را نسبت به خداوند متعال نشان دهیم به همین خاطر صبح گاه به هنگام طلوع فجر صادق باید از خواب بیدار شویم و دو رکعت نماز برای خدا بجا آوریم.همین بیدار شدن از خوابی که یکی از لذتهای دنیوی است عبد بودن ما را نسبت به خدا میرساند یعنی من حاضرم برای خدا از لذت دنیا بگذرم. و هنگام ظهر که در ژرفای سرگرمی به کارهای روزمره زندگی هستیم باید همه چیز و همه کس را پشت سر نهاده  و رو به سوی خدا کنیم و به هنگام عصر نیز که پس از مختصری استراحت شروع به اتمام کارهای خود میکنیم ابتداء قبل از شروع بایستی رو به سوی خدا آوریم و بعد کارهای خود را شروع کنیم و در هنگام غروب آفتاب هم  که آخر روز است باید مثل همان ابتدای روز عبودیت خود را نسبت به خداوند متعال نشان دهیم و در موقع عشاء که دیگر کارها تمام شده است باید قبل از اینکه به استراحت گاه رویم با معبود خود تکلم کنیم.

اگر وقت نماز ها جور دیگری تنظیم میشد شاید چنین استفاده هائی از آن نمیشد.

بعد از بحث وقت نماز بحثی را راجع به حرکات نماز بیان میکنیم.توضیح اینکه برخی از نویسندگان از این حرکات نماز استفاده میکنند و نوعی اعجاز علمی برای نماز یادآور میشوند چرا که این حرکات باعث جلوگیری از بیماری هائی در انسان میشود. در این مورد میگویند : حرکات اجباری که در نمازهای شبانه روز  هست 119 عدد است و آن حرکات از بیماری هائی نظیر ((دوالی الساقین))از طریق حرکت سریعتر خون و تقویت دیواره های ضعیف ساق های پا جلوگیری میکند و آن را (( معجزه الصلاه فی الوقایه من مرض دوالی الساقین )) مینامند و به نظر میرسد مقصود ایشان همان (( واریس )) پا باشد که رگها از ساق پشت پا بیرون میزند.

باز برخی دیگر در مورد آثار نماز در بدن سخن گفته اند و تحریک عضلات بدن ، نشاط قلب و گردش خون ، تقویت عضلات رگها و تقویت مغز را از آثار آن شمرده اند. برخی دیگر خشوع در نماز را وسیله ای برای رشد قدرت تمرکز حواس در انسان معرفی میکنند که میتوان از آن در تمامی مراحل زندگی بهره برد.

البته به نظر میرسد که اسلام با اهداف معنوی دستور به انجام نماز میدهد و به همین خاطر هم میفرماید : َ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْری(طه  - 14 ) و ما در نیت نماز هم باید همین اهداف معنوی را داشته باشیم نه اهداف جسمی را لکن ممکن است نماز آثار جسمانی نیز برای انسان داشته باشد و فوایدی در سلامت جسمی بر آن مترتب باشد.

.........................................................................

مباحثی درباره اسرار نماز(3)

از جمله مباحثی که در بحث اسرار نماز باید مورد بررسی قرار بگیرد بحث رکعات نماز است.بر هر مسلمانی واجب است که در طول شبانه روز 17 رکعت نماز بجا آورد.در رابطه با تعداد رکعات نمازها ، گاها حدیثی بین مردم گفته میشود که تعداد رکعات بیشتر بوده ولی با پیشنهاد حضرت موسی به پیامبر  در معراج و درخواست آن حضرت از خدا تعداد رکعات کم شد.حال باید دید آیا این حرف صحیح است یا خیر.

اصل این مطلب هم در منابع شیعه وجود دارد و هم در منابع اهل تسنن.در منابع شیعه در کتاب امالی شیخ صدوق این مطلب به این صورت آمده است:

پیامبر  اسلام در معراج به آنجا رسید كه پنجاه ركعت نماز بر او فرض شد و آمد تا بموسى (ع) برخورد کرد موسى باو گفت: چند ركعت نماز بر امتت واجب شد؟ گفت پنجاه ركعت گفت برگرد و از پروردگارت درخواست كن به آنها تخفیف دهد برگشت و باز به موسى عبور كرد و باز پرسید نماز واجب امتت چند نماز شد؟ گفت چنان و چنین.موسی  گفت برگرد و تخفیف بگیر من در بنى اسرائیل پیغمبر بودم و كمتر از آن را توانائى داشتند و چند بار بخدا مراجعت كرد و تخفیف گرفت تا به پنج نماز رسید و باز بموسى گذشت و موسی از او پرسید چند نماز بر امتت واجب شد؟ فرمود پنج نماز، گفت برگرد و تخفیف بخواه براى امتت. فرمود از بس در این باره به پروردگار خود مراجعه كردم شرمم مى‏آید و از آنجا گذشت.

                        أمالی الصدوق، ص: 451

توضیحاتی راجع به این مطلبی که در بالا ذکر شد:

این مطلب باید دانسته شود که بعضی از کسانی که بر ضد اسلام کتاب نوشته اند از جمله اشکالاتی که در کتاب خود آورده اند این حدیث است که چرا خداوند نماز بیشتری را واجب میکند سپس در پرتو شفاعت پیامبر به پنج نماز تنزل میکند؟

حال ابتداء این مطلب باید دقت شود که طبق گفته خود علماء اسلام احادیث معراج یک نواخت نیست و نمیتوان همه آنها را پذیرفت علاوه بر این ، دانشمندان بزرگ اسلام این حدیث را مورد بررسی قرار داده و گفته اند سندیت ندارد و  ساحت مقدس پیامبر از مضمون این حدیث پیراسته است.

در اینجا پاره ای از سخنان علمای اسلام در مورد این حدیث آورده میشود:

سید مرتضی در کتاب الذریعه الی اصول الشریعه ج 1 ص 430 میگوید:

این حدیث خبر واحدی بیش نیست و هرگز سندیت ندارد ، از آن گذشته متن آن متضمن یک رشته سخنان غیر صحیح است که نمیتوان بر آنها صحه گذارد زیرا این حدیث میرساند که خداوند حکمی را تصویب کرد و پیش از آنکه امت از آن آگاه گردند نسخ نمود ( و نسخ در احکام در صورتی صحیح است که به امت ابلاغ گردد سپس نسخ شود ) و گذشته بر این خداوند درباره وظایف انسانها و مصالح دین ، با بندگان خود مشورت نکرده و تصمیم گیری را در اختیار آنها نمیگذارد.

شیخ طوسی در کتاب عده الاصول ج2 ص 37-40 درباره این حدیث میگوید:

این حدیث گذشته بر این که خبر واحد است از جهاتی مردود میباشد زیرا چگونه حکمی که هنوز امت از آن آگاه نشده نسخ میگردد.چگونه خداوند به اشاره موسی  و درخواست پیامبر اسلام تکلیف امت خویش را آسان میسازد در حالی که تکالیف الهی در اختیار پیامبران نیست.

علامه حلی هم در کتاب نهایه الوصول الی علم الاصول ص270 گفته اند این حدیث مطالبی دارد که عقل و خرد آن را نمیپذیرد و حاکی از آن است که خداوند مصالح دینی را در اختیار بندگان نهاده است ( در حالی که این جور نیست )

به هر حال چنین مطالبی قابل استناد برای کسی که میخواهد خوب با دین اسلام آشنا بشود نیست.

تا اینجا ما روایتی داشتیم که میگوید تعداد رکعات نماز ، بیشتر از 17 رکعت بوده که گفتیم این مطلب ، مطلب صحیحی نیست و اما در مقابل روایتی داریم که میگوید تعداد رکعات کمتر از 17 رکعت بوده است. در کتاب کافی چنین روایتی وجود دارد که در زیر به آن اشاره شده است :

از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام روایت است كه فرمود: موقعى كه پیغمبر اسلام  به معراج برده شد بعد از آن با نمازهاى واجب كه ده ركعت بودند و هر كدام دو ركعتى بودند بر گشت . وقتى حسن  و حسین متولد شدند پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله و سلم براى شكرگزارى خدا هفت ركعت دیگر به آنها اضافه كرد و خدا هم اجازه داد.البته  به نماز صبح چیزى اضافه نكرد چرا كه وقتش كم میباشد.

                        الكافی، ج‏3، ص: 487

در مورد این حدیث هم باید گفته شود علاوه بر ضعیف بودن سند این حدیث ، مطالب آن مثل حدیث قبلی دارای اشکال است.

چگونه ممکن است پیامبر نسبت به حکمی از خدا سبقت بگیرد و بعد خدا آن حکمی را که پیامبر صادر کرده امضاء نماید.بله اگر خدا خودش ابتداء ده رکعت را واجب کند و بعد خود هفت رکعت اضافه کند حرفی نیست ولی طبق این حدیث این پیامبر است که ابتداء هفت رکعت اضافه کرده است و این دارای اشکال است.

به هر ترتیب سه آیه از قرآن رد همه این موارد است :

لا یُشْرِكُ فی‏ حُكْمِهِ أَحَداً (كهف- 26)

قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْری ما یُفْعَلُ بی‏ وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحى‏ إِلَیَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ مُبینٌ (الأحقاف - 9)

ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغ(المائدة - 99 )

از این آیات متوجه میشویم که رسول گرامی اسلام تنها رساننده وحی ربانی است و بس و خود هرگز اختیار تشریعی نداشته است.

اینجاست که انسان متوجه میشود منبع اولیه دین قرآن باید باشد و ما باید با قرآن واقعا آشنا باشیم.اختلافات و دو گانگی ها با رجوع به قرآن از بین میرود و به قول یکی از مفسرین اگر همه علماء به قرآن به طور صحیح رجوع داشتند ما این قدر اختلاف در مسائل مختلف نداشتیم.پس این را بدانیم که چه از لحاظ اعتقادی و چه از لحاظ فقهی ابتداء باید به قرآن رجوع کرد.

با همه این گفته ها باید گفته شود 17 رکعت نماز بر ما واجب شده و اینکه چرا نماز صبح دو رکعت و نماز ظهر چهار رکعت است بهتر است به تعبد واگذار شود و بگوییم این جور بجا آوردن نماز حتما حکمتی داشته که خدا آن را به این کیفیت بر ما واجب کرده است  هرچند ما آن حکمت را نفهمیم البته هر شخصی با فکر خود ممکن است حکمتهائی برای این جور بجا آوردن نماز بدست آورد.

مطلب دیگری  که خوب است در بحث اسرار نماز به آن اشاره شود بحث اذان و اقامه است که مقدمه ای برای ورود به نماز میباشد.خوب است انسان برای حضور قلب در نماز این مقدمه را هم بجا آورد البته اذان و اقامه باید خود با حضور قلب انجام شود نه اینکه فقط لقلقه زبان باشد و اصلا انسان به معانی آن توجه نداشته باشد.دیده شده که مثلا شخص در حال انجام دادن کارهای شخصی خود است و مثلا اذان هم میگوید.این شاید اشکال نداشته باشد ولی آن ثمره ای که باید بدست آید، بدست نمیآید.

این مطلب هم دقت شود که جمله  ((اشهد ان علیا ولی الله)) جزء اذان و اقامه نیست و حتی بعضی از علماء گفتن آن را بدعت و حرام میدانند و بعضی هم گفته اند اگر کسی خواست این جمله را بگوید باید به صورتی بگوید که معلوم شود جزء اذان و اقامه نیست.مثلا آقای مکارم در رساله آورده اند: این جمله به قصد تبرک گفته شود لکن به صورتی که معلوم شود جزء آن نیست. (مباحث دیگری راجع به اذان و اقامه هست که در برگه های بعدی گفته خواهد شد)

.............................

مباحثی درباره اسرار نماز(4)

احادیثى در فضیلت اذان و اقامه:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود مؤذّن را در میان أذان و اقامه پاداشى است همچون پاداش شهیدى كه در راه خداوند عزّ و جلّ در خون خویش غلطیده باشد، پس امیر المؤمنین علیه السّلام گفت: با چنین پاداش عظیمى كه میفرمائید لابد مردم بر سر أذان با یك دیگر به جنگ و نزاع برخواهند خواست؟ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: نه، هرگز چنین نخواهد شد بلكه زمانى براى مردمان پیش آید كه أذان را (كوچك شمرده و از روى بى‏اعتنائى) تصدّى آن را بسوى بیچارگان و ضعیفان مى‏اندازند و همین بدنهاى ضعفا است كه خداوند عزّ و جلّ آن را بر آتش دوزخ حرام میسازد.

                        من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص: 283

 در روایت عباس بن هلال از امام رضا علیه السلام آمده است كه آن حضرت فرمود: هر كس أذان و إقامه گوید (آنگاه نماز بخواند) پشت سر او دو صف از فرشتگان تشكیل مى‏شود، و اگر تنها اقامه بگوید بدون اذان، در سمت راست او فقط یك فرشته، و در سمت چپ او یك فرشته به نماز مى‏ایستد آنگاه فرمود: این دو صفّ ملائكه را غنیمت شمار.

                        من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص: 287

با توجه به این احادیث باید سعی کنیم اذان و اقامه را تا جائی که میشود ترک نکنیم.البته در حین اذان و اقامه کاملا باید به معنای آن توجه داشت.

و اما بعد از اذان و اقامه به بحث نیت نماز میرسیم :

در اسلام به مساله" نیت" اهمیت فوق العاده‏اى داده شده است، و اصلا برنامه اسلام این است كه هر عملى را با نیت مى‏پذیرد.حدیث معروف پیامبر ص" لا عمل الا بالنیة"( الكافی، ج‏8، ص: 234) بیانگر همین حقیقت است.

و بعد از مساله نیت روى" اخلاص" تكیه شده است كه اگر آن باشد، عمل فوق العاده پر ارزش و الا فاقد ارزش خواهد بود.

اخلاص یعنی حرکت انسان ،  از هر گونه شائبه غیر الهى پاك باشد و مى‏توان نام آن را" توحید نیت" گذاشت، یعنى در تمام برنامه‏ها تنها به پروردگار و رضاى او بیندیشیم.

عمل خالص تا آن حد در اسلام مورد اهمیت است كه در حدیثى از پیامبر اكرم ص مى‏خوانیم‏ : من اخلص للَّه اربعین یوما فجر اللَّه ینابیع الحكمة من قلبه على لسانه(سفینة البحار جلد اول صفحه 408 )

" كسى كه چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه‏هاى حكمت و دانش را از قلبش بر زبانش مى‏گشاید"

به هر حال نماز و هر عبادتی باید برای خدا انجام شود نه برای خلق خدا و انسان با ریا کردن در حین عبادت ، آن را از بین میبرد.آیا شایسته است که انسان برای بدست آوردن دل مردم ، قیامت خود را از دست بدهد.به این شعر توجه شود:

کلید در دوزخ است آن نماز                                          که در پیش مردم گذاری دراز

و اما در زیر احادیثی  در باب ریا از کتاب کافی نقل میشود:

امام صادق علیه السّلام بعباد بن كثیر بصرى در مسجد فرمود: واى بر تو اى عباد از ریا، بپرهیز كه هر كه براى غیر خدا كار كند، خدا او را بكسى كه برایش كار كرده واگذارد.

 ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: هر نوع ریا شرك است. همانا هر كس به خاطر مردم كار كند پاداش او بر مردم است و هر كس به خاطر خدا كار كند پاداش او بر عهده خدا خواهد بود.

 امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ریا كار سه نشانه دارد  : 1- چون مردم را بیند (در عبادت) بنشاط آید، 2- و هر گاه تنها باشد كسل شود، 3-و دوست دارد كه در هر كارى او را بستایند.

 امام صادق علیه السّلام فرمود: هر كه با عمل اندكش، خداى عز و جل را قصد كند، خدا هم بیشتر از آنچه قصد كرده برایش نمایان سازد، و هر كه با عمل بسیار و رنج تن و بیدار خوابى شبش، مردم را قصد كند، خداى عز و جل حتما عملش را در نظر شنوندگان كم جلوه دهد.

این نکته هم توجه شود که ریا گاهی در حین انجام عمل است و گاهی بعد از آن.انسان باید مواظب باشد که بعد از انجام عمل نباید  به نیت ریا  آن را برای دیگران بازگو کند.

جالب توجه اینكه در شان نزول آیه آخر سوره کهف یعنی آیه (( فَمَن كاَنَ یَرْجُواْ لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا ))  از پیامبر ص چنین نقل شده است كه شخصى خدمت آن حضرت آمد و عرض كرد: یا رسول اللَّه! من در راه خدا انفاق مى‏كنم و صله رحم بجا مى‏آورم، و این اعمال را فقط به خاطر اللَّه انجام مى‏دهم، اما هنگامى كه مردم از این اعمال من سخن مى‏گویند و ستایش مى‏كنند مسرور و خوشحال مى‏شوم، این اعمال من چگونه است؟

پیامبر ص سكوت فرمود و سخنى نگفت، تا اینكه آیه فوق نازل شد و به این سؤال پاسخ داد (كه تنها عملى مقبول درگاه خدا است كه با اخلاص كامل همراه باشد) «مجمع البیان ذیل آیه فوق» بدون شك منظور از این روایت آن حالت سرور غیر اختیارى نیست، بلكه حالتى است كه حكایت از عدم خلوص نیت كند.

و اما بعد از بحث نیت باید گفته شود خوب است انسان قبل از تکبیره الاحرام برای آمادگی هرچه بیشتر برای نماز دعاهائی را قبل از نماز بخواند. از جمله این دعاها دعائی است که در زیر با معنی آن آورده میشود:

یا محسن، قد أتاك المسی‏ء  اى نیكوكار، بدكار به درگاهت آمده

 و قد أمرت المحسن أن یتجاوز عن المسی‏ء و خود امر فرمودى كه نیكوكار از بدكار درگذرد

 و أنت المحسن و أنا المسی‏ء تو نیكوكارى و من بدكارم

 فبحقّ محمّد و آل محمّد، صلّ على محمّد و آل محمّد

و تجاوز عن قبیح ما تعلم منّى و از اعمال زشتم كه خود آگاهى، در گذر.

و آخرین مطلبی که در این برگه گفته میشود این است که تا جائی که میشود باید سعی شود نماز در اول وقت خوانده شود  و همچنین تا جائی که ممکن است نماز باید به جماعت خوانده شود و حتی یکی از فقهاء نماز جماعت را واجب دانسته است.این فقیه در رساله خود آورده است : ضرورت نماز جماعت از نظر اسلام به حدی است که در حال جنگ و خطر یورش دشمن سربازان برای شرکت در آن ،چند دسته شدند.

در نماز جماعت هم تا جائی که ممکن است خوب است در صفوف جلوتر بایستیم.

 ......................................................................