تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - ای اباذر.....(توصیه های پیامبر) 2

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(6)

یَا أَبَا ذَرٍّ إِذَا سُئِلْتَ عَنْ عِلْمٍ لَا تَعْلَمُهُ فَقُلْ لَا أَعْلَمُهُ تَنْجُ مِنْ تَبِعَتِه‏

 اى ابا ذر هر گاه از چیزى كه نمیدانى سوال  شوى بگو نمى‏دانم كه از تبعات آن نجات پیدا مى‏كنى‏

اگر انسان چیزی را که نمیداند ، از روی احتمال یا از روی جهل جواب دهد این کار او میتواند تبعات بدی برای او داشته باشد.به خصوص اگر آن مساله مربوط به مسائل دینی باشد که ممکن است تبعات اخروی هم برای او داشته باشد.بنابراین نباید مسائل مذهبی را بدون علم بازگو کرد.در رابطه با مسائل مذهبی و به خصوص مسائل اعتقادی نباید از روی گمان حرف زد.این مساله جزو مسائلی است که به خصوص گروهی که وظیفه پاسخ گوئی به مسائل مذهبی را بر عهده دارند مثل روحانیون و مداحان بیشتر باید دقت کنند.

وَ لَا تُفْتِ بِمَا لَا عِلْمَ لَكَ بِهِ  تَنْجُ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَة

و به آنچه را كه نمیدانى فتوى مده كه از عذاب خدا در روز قیامت نجات پیدا كنى.

این دستورات ، بسیار مهم است و از (نمیدانم) نباید ترسید.اگر انسان جواب مطلبى را نمیداند بدون هیچ ترسى باید بگوید نمیدانم. بعضا دیده میشود كه بعضى از افراد وقتى سوالى از آنها میشود میخواهند هر طورى كه شده جواب دهند و این كار اشتباهى است.خود خدا در آیه 85 سوره اسراء میفرماید : وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً  یعنى آنچه از علم به شما داده شده قلیل است.پس هیچ اشكالى ندارد كه انسان در جواب سوالاتى كه بلد نیست بگوید نمیدانم. و اصلا اگر دیده شد شخصى كه از او سوال میكنیم از هر موضوعى كه از او سوال میشود جورى جواب میدهد كه انگار جواب درست فقط همین است نباید به چنین شخصى اعتماد 100 درصد داشته باشیم چرا كه انسان هر چه قدر هم علم داشته باشد این علمش در مقابل دریاى جهلش بسیار ناچیز است.

یَا أَبَا ذَرٍّ یَطَّلِعُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ عَلَى قَوْمٍ مِنْ أَهْلِ النَّار

اى اباذر در روز قیامت گروهى از بهشتیان بر گروهى از جهنمیان اشراف مى یابند

فَیَقُولُونَ مَا أَدْخَلَكُمُ النَّارَ وَ قَدْ دَخَلْنَا الْجَنَّةَ لِفَضْلِ تَأْدِیبِكُمْ وَ تَعْلِیمِكُم‏

سپس از آنان سوال میكنند چگونه شما وارد جهنم شدید با اینكه ما به بركت تربیت و تعلیم شما وارد بهشت گردیدیم.

فَیَقُولُونَ إِنَّا كُنَّا نَأْمُرُ بِالْخَیْرِ وَ لَا نَفْعَلُه‏

در جواب میگویند ما دیگران را به اعمال شایسته فرمان میدادیم و خود به آن عمل نمیكردیم.

در روایتی در جلد دوم کتاب بحار الانوار صفحه 24 از امام علی علیه السلام نقل شده است که:دانشمندان دو دسته اند:دسته اول دانشمندی که به علم خویش عمل می کند ورستگار می گردد. دسته دوم دانشمندی که به علم خود عمل نمی کند وهلاک می گرددوبی تردید جهنمیان از بوی بد عالم بی عمل اذیت می شوند.همانا پشیمان ترین وحسرت زده ترین اهل جهنم کسی است که دیگری را به سوی خدا دعوت کند و دیگری از او بپذیرد و خدا را اطاعت کند و سپس خدا او را به بهشت داخل کند اما دعوت کننده را به جهت عمل نکردن به علم خویش وارد جهنم کند.

یَا أَبَا ذَر إِنَّ حُقُوقَ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَقُومَ بِهَا الْعِبَاد

اى اباذر حقوق خداوند بزرگتر از آن است كه بندگان بتوانند به آن قیام كنند

وَ إِنَّ نِعَمَ اللَّهِ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ یُحْصِیَهَا الْعِبَاد

و نعمتهاى او بیشتر از آن است كه بندگان به شمارش آن توانا باشند

وَ لَكِنْ أَمْسُوا وَ أَصْبِحُوا تَائِبِین‏ ولى شما هر سحرگاه و شام گاه توبه كرده و به تقصیر خود اعتراف كنید.

پس اگر انسان نمیتواند شكر نعمتهاى خداوند را به جاى آورد و حقوق او را برآورده سازد بزرگترین كارى كه از او ساخته است حفظ حالت توبه و خضوع و اعتراف به كوتاهى در انجام وظایف است و میتوان گفت یكى از دلائل استغفار ائمه كه اگر چه گناهى نداشتند ولى به درگاه خدا استغفار میكردند همین بوده است یعنى آنها از اینكه حق خدا را آن طور كه باید نمیتوانستند بجا آورند از این باب استغفار میكردند نه اینكه استغفار آنها صرف یاد دادن به ما بوده باشد.

.....................................

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(7)

یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكُمْ فِی مَمَرِّ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فِی آجَالٍ مَنْقُوصَةٍ وَ أَعْمَالٍ مَحْفُوظَة

اى اباذر شما در گذرگاه شب و روز ، داراى عمرى هستید كه پیوسته رو به كاهش است و اعمالتان محفوظ میماند.

از جمله امورى كه انسان را وادار به كار و تلاش میكند و انگیزه فعالیت و انجام وظایف را در او پدید میآورد توجه به این نكته است كه عمر در حال سپرى شدن است و چه بخواهیم و چه نخواهیم با هر نفسى كه میكشیم از عمرمان كاسته میشود.

در نهج البلاغه آمده است که هر نفس آدمی ، گامی است که به سوی مرگ بر میدارد.

پس باید مواظب بود تا این سرمایه به رایگان از دست نرود.تنها راه جلوگیرى از به هدر رفتن سرمایه عمر معامله سود بخش است و چه معامله اى بهتر از معامله با خداست.چه زیانكارند افرادى كه سرمایه بزرگ عمر را با آتش قهر الهى معامله میكنند.

وَ الْمَوْتُ یَأْتِی بَغْتَة

و مرگ ناگهان میرسد

حال كه انسان نمیداند چه موقع مرگ او فرا میرسد باید هر لحظه آماده مرگ باشد و سعى كند كارهاى عقب مانده خود را انجام دهد.آیا ما در این لحظه زندگى آماده مرگ هستیم؟ اگر به ما گفته شود الآن باید از دنیا خداحافظى كنى‏آیا آماده رفتن هستیم؟در  روایتى وارد شده است:

سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَیُّ الْمُؤْمِنِینَ أَكْیَسُ قَالَ أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَادا

 از رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله سؤال شد كدام یك از مؤمنان باهوش‏تر مى‏باشند فرمود: كسانى كه بیشتر یاد مرگ را بكنند و خود را براى مرگ آماده سازند.

                        بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68، ص: 267

وَ مَنْ یَزْرَعْ خَیْراً یُوشِكْ أَنْ یَحْصُدَ خَیْرا

 و هر كس بذر نیكى را افشاند امید است همان را درو كند.

 وَ مَنْ یَزْرَعْ شَرّاً یُوشِكْ أَنْ یَحْصُدَ نَدَامَة

 و هر كس بذر بدى افشاند امید است پشیمانى درو كند.

وَ لِكُلِّ زَارِعٍ مِثْلُ مَا زَرَع‏

و براى هر زارعى مثل همان چیزى كه كاشته است برداشت میشود.

یَا أَبَا ذَرٍّ لَا یُسْبَقُ بَطِی‏ءٌ بِحَظِّه‏

اى اباذر كسى كه به سمت روزى و بهره اش شتاب نمیكند و كندى میكند به بهره اش نمیرسد.

وَ لَا یُدْرِكُ حَرِیصٌ مَا لَمْ یُقَدَّرْ لَه‏

و شخص طمع كار به آنچه براى او مقدر نشده نمیرسد.

اشاره به اینكه خداى متعال براى هر كس روزى معینى مقدر كرده است و انسان به بیش از آنچه براى او مقدر شده دست نمى یابد.شخصی که در کسب روزی کم کاری میکند به روزی اش دست پیدا نمیکند و شخص پرکار هم به بیش از آنچه خدا برایش مقدر کرده دست پیدا نمیکند.

 وَ مَنْ أُعْطِیَ خَیْرا فَإِنَّ اللَّهَ أَعْطَاه‏

و هركسى به خیرى رسد خدا به او داده است.

وَ مَنْ وُقِیَ شَرّاً فَإِنَّ اللَّهَ وَقَاه‏

و هركس از شرى محفوظ ماند خدا او را نگهدارى كرده است.

..............................................................................

یَا أَبَا ذَرٍّ الْمُتَّقُونَ سَادَةٌ وَ الْفُقَهَاءُ قَادَةٌ وَ مُجَالَسَتُهُمْ زِیَادَةٌ

یعنى افراد متقى جزو بزرگانند نه افراد ثروتمند.شاید بعضى از ما در مواردى خواهان این باشیم كه با افراد داراى مال و مقام رابطه داشته باشیم تا با این رابطه خیرى هم به ما برسد و مردم جور دیگرى به ما نگاه كنند در حالى كه معیار بزرگى تقواست.

 إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَرَى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ تَحْتَ صَخْرَةٍ یَخَافُ أَنْ تَقَعَ عَلَیْهِ وَ إِنَّ الْكَافِرَ لَیَرَى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ ذُبَابٌ مَرَّ عَلَى أَنْفِهِ‏

یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً جَعَلَ ذُنُوبَهُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ مُمَثَّلَةً وَ الْإِثْمَ عَلَیْهِ ثَقِیلًا وَبِیلًا وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً أَنْسَاهُ ذُنُوبَهُ‏

خدائى نكرده به جائى نرسیم كه انجام گناه برایمان آسان شود.در دعاى ابوحمزه آمده است :

انا الذى امهلتنى فما ارعویت و سترت على فما استحییت و عملت بالمعاصى فتعدیت و اسقطتنى من عینك فما بالیت فبحلمك امهلتنى و بسترك سترتنى حتى كانك اغفلتنى و من عقوبات المعاصى جنبتنى حتى كانك استحییتنى

یَا أَبَا ذَرٍّ لَا تَنْظُرْ إِلَى صِغَرِ الْخَطِیئَةِ وَ لَكِنِ انْظُرْ إِلَى مَنْ عَصَیْتَ‏

یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ نَفْسَ الْمُؤْمِنِ أَشَدُّ ارْتِكَاضاً مِنَ الْخَطِیئَةِ مِنَ الْعُصْفُورِ حِینَ یُقْذَفُ بِهِ فِی شَرِكِهِ

.............................................

یَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ وَافَقَ قَوْلُهُ فِعْلَهُ فَذَاكَ الَّذِی أَصَابَ حَظَّه(بهره  خود را از سعادت دریافت كرده است) وَ مَنْ خَالَفَ قَوْلُهُ فِعْلَهُ فَإِنَّمَا یُوَبِّخُ نَفْسَهُ (هنگام جزاء خویشتن را سرزنش خواهد كرد)

اینكه انسان چیزى را بگوید كه خود به آن عمل نكند دو حالت دارد: یكى اینكه عمدا به آن عمل نكند كه این از صفات منافقین است چنانچه در آیه 167  سوره آل عمران درباره منافقان آمده است :

یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فی‏ قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما یَكْتُمُون‏

یا در آیه اول سوره منافقین آمده است : إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقینَ لَكاذِبُون‏

بنابراین شناخت منافق و دورى از او بسیار مهم است چرا كه خطر آنها براى جامعه اسلامى بیش از كفار است.البته شناخت منافقین به این راحتى نیست چرا كه معمولا منافقین سعى میكنند ظاهرى زیبا از خود جلوه دهند.در آیه 4 سوره منافقون آمده است:وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِم‏

دیگر اینكه از روى هواى نفس به آن عمل نكند.اگر چه این مورد نسبت به مورد قبلى مذمتش كمتر است ولى بالاخره كار مذمومى است.در آیه 44 سوره بقره آمده است : أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

در آیه 2 و 3 سوره صف هم آمده است : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ- كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ

در آیه 88 سوره هود هم شعیب  به قوم خود میگوید : وَ ما أُریدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى‏ ما أَنْهاكُمْ عَنْه‏

و هل التارك لمعروف خفیة یأمر به، أو الفاعل لمنكر خفیة ینهى عنه؟ قد یقال: نعم، إذ یصلح المجتمع و لا یفسد حیث لا یعلمون كیف هو فی سرّه؟ مهما كان كالذابح نفسه، فان المتجاهر یذبح نفسه و غیره فعلیه اللّعن و المقت الكبیر حیث یضر و لا ینفع، و غیر المتجاهر إنما یذبح نفسه و ینجی غیره، فأمره و نهیه واجبان من الناحیة الجماعیة و محرمان من الناحیة الشخصیة، فان ترك الواجب و ترك الأمر به فإثمان، و إن أمر به فإثم واحد لتركه، و مقت مّا لأمره مع تركه رغم أنه واجب، واجب أن یأمر بعد ما یأتمر، فإذ لم یأتمر سرا فلیأمر. او یقال: إن امر التارك و نهی المقترف لا یجبان و لا یحرمان، كما قد یستوحى من بعض ما مرّ من أحادیث، و لكنما المستفاد من إطلاقاتها كتصاریح و لا سیما الآیات، أن امره و نهیه محرمان ما دام لم یأتمر أو لم ینته و إن كانا هنا أخف مقتا ممن یجاهر بترك المعروف و فعل المنكر، و هما واجبان بوجوب الائتمار و الانتهاء، فالإتیان بالمعروف و ترك المنكر، واجبان شخصیا، و واجبان جماعیا، مهما كان الاوّل على الأعیان و الثانی كفائیا، فمن یترك واجبا و یفعل منكرا فیما لم یقم بالأمر و النهی من فیه الكفایة فتركه للواجب تركان، و فعله المنكر محظوران، مهما كان فی ظرف الكفایة تركا أو محظورا واحدا، فالتارك الآمر بما ترك هو كتارك الأمر بما ترك و أضل سبیلا، كما الفاعل لما ینهى، فانه رغم ما أمر و نهى، لم یأمر و لم ینه كما أمر، و هكذا یصبح الأمر بالمعروف و النهی عن المنكر سیاجا سلبا و إیجابا على الجماعة المؤمنة، أن یحاولوا دوما فی إصلاح أنفسهم و إصلاح مجتمعهم، لكی ینمو و یزدهر فی كافة الأجواء و الأرجاء.و لا عجب أن یجتمع الأمر و النهی فی الأمر و النهی، حیث النهی عنهما فعلی، و الأمر بهما شأنی یفرض على المكلفین الائتمار و الانتهاء ثم الأمر و النهی. و إن تعجب فعجب قول جمع من الفقهاء كیف لم یشترطوا فی وجوبهما الفعلی ائتمار الآمر و انتهاء الناهی، و عساكر الآیات و فی ظلالها الروایات تمنع عن فعلیة الأمر إلّا للمؤتمر، و عن فعلیة النهی إلا للمنتهی؟! حیث تحثّ على الأمر بعد الایتمار، و على النهی بعد الانتهاء.

                        الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج‏1، ص: 384

یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُحْرَمُ رِزْقَهُ بِالذَّنْبِ یُصِیبُه‏

ممكن است مراد از رزق هم رزق مادى باشد و هم رزق معنوى.در آیه 96 سوره اعراف آمده است :

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ

یَا أَبَا ذَرٍّ دَعْ مَا لَسْتَ مِنْهُ فِی شَیْ‏ءٍ وَ لَا تَنْطِقْ فِیمَا لَا یَعْنِیكَ وَ اخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ وَرِقَكَ‏

چطور پولت را نگه دارى میكنى و آن را در صندوقچه میگذارى و درش را محكم میبندى زبانت را نیز كه به مراتب ارزشش از پول بیشتر است نگه دارى كن.

............................................

یَا أَبَا ذَرٍّ- إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَیُدْخِلُ قَوْماً الْجَنَّةَ فَیُعْطِیهِمْ حَتَّى یَمَلُّوا- وَ فَوْقَهُمْ قَوْمٌ فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى- فَإِذَا نَظَرُوا إِلَیْهِمْ عَرَفُوهُمْ- فَیَقُولُونَ رَبَّنَا إِخْوَانُنَا كُنَّا مَعَهُمْ فِی الدُّنْیَا- فَبِمَ فَضَّلْتَهُمْ عَلَیْنَا- فَیُقَالُ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ- إِنَّهُمْ كَانُوا یَجُوعُونَ حِینَ تَشْبَعُونَ- وَ یَظْمَئُونَ حِینَ تَرْوَوْنَ وَ یَقُومُونَ حِینَ تَنَامُونَ- وَ یَشْخَصُونَ حِینَ تَحْفَظُونَ-(چون شما در خانه هایتان میآسودید آنان از براى خدا بیرون میشتافتند)

این عبارت مربوط به افرادى است كه میخواهند به درجات عالیه برسند.

عبارت لَیُدْخِلُ قَوْماً الْجَنَّةَ فَیُعْطِیهِمْ حَتَّى یَمَلُّوا ظاهرا با آیه 35 سوره فاطر تعارض دارد چرا كه در آنجا از قول بهشتى ها میفرماید :

لا یَمَسُّنا فیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فیها لُغُوبٌ

البته در المیزان آمده است : كلمه" نصب" به فتحه نون و صاد- به معناى تعب و مشقت است. و كلمه" لغوب"- به ضمه لام- به معناى خستگى و تعب در طلب معاش و غیر آن است.

طبق معنائى كه المیزان گفته است خستگى اى كه از دو كلمه نصب و لغوب به دست میآید غیر از خستگى اى است كه در روایت آمده و در نتیجه رفع تعارض میشود.

به هر حال اگر دلیل داشتیم كه در بهشت خستگى به معنائى كه در روایت آمده وجود ندارد باید بگوییم تعبیر این روایت یك تعبیر عرفى است و منظور حضرت این است كه به هر اندازه بخواهند نعمت به آنها داده میشود.

یَا أَبَا ذَرٍّ جَعَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ قُرَّةَ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ- وَ حَبَّبَ إِلَیَّ الصَّلَاةَ- كَمَا حَبَّبَ إِلَى الْجَائِعِ الطَّعَامَ وَ إِلَى الظَّمْآنِ الْمَاءَ- وَ إِنَّ الْجَائِعَ إِذَا أَكَلَ شَبِعَ وَ إِن الظَّمْآنَ إِذَا شَرِبَ رَوِیَ- وَ أَنَا لَا أَشْبَعُ مِنَ الصَّلَاةِ-

نماز بسیار مهم است و باید روى آن سرمایه گذارى زیادى بكنیم.در  رابطه با نمازهاى واجب دو كار باید بكنیم : یكى بجا آوردن آنها در وقت مورد نظر و دیگرى با حضور قلب خواندن آن.روى این دو مورد باید بخصوص سرمایه گذارى كرد.

به این حدیث هم توجه شود كه در نهج البلاغه آمده است :

إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِض

یَا أَبَا ذَرٍّ أَیُّمَا رَجُلٍ تَطَوَّعَ فِی یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ- اثْنَتَیْ عَشْرَةَ رَكْعَةً سِوَى الْمَكْتُوبَةِ- كَانَ لَهُ حَقّاً وَاجِباً بَیْتٌ فِی الْجَنَّةِ-

" تطوع" در لغت به معنى قبول طاعت و پذیرفتن دستور است، و در عرف فقها، معمولا به اعمال مستحبّ گفته مى‏شود.

یَا أَبَا ذَرٍّ مَا دُمْتَ فِی الصَّلَاةِ فَإِنَّكَ تَقْرَعُ بَابَ الْمَلِكِ الْجَبَّارِ- وَ مَنْ یُكْثِرْ قَرْعَ بَابِ الْمَلِكِ یُفْتَحْ لَهُ‏

یَا أَبَا ذَرٍّ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَقُومُ مُصَلِّیاً- إِلَّا تَنَاثَرَ عَلَیْهِ(میبارد  بر او ) الْبِرُّ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْعَرْشِ وَ وُكِّلَ بِهِ مَلَكٌ یُنَادِی یَا ابْنَ آدَمَ- لَوْ تَعْلَمُ مَا لَكَ فِی الصَّلَاةِ وَ مَنْ تُنَاجِی مَا انْفَتَلْتَ(ما انصرف)

به هر حال باید شیرینى عبادت را بچشیم.این لذت جز با ترك گناه حاصل نمیگردد.معصیت موجب میگردد كه لذت عبادت از كام انسان برود.ممكن است براى مریض بهترین غذا را فراهم سازند اما به جهت بیمارى براى او مزه اى و لذتى نداشته باشد.

..........................................................

یَا أَبَا ذَرٍّ طُوبَى لِأَصْحَابِ الْأَلْوِیَةِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَحْمِلُونَهَا فَیَسْبِقُونَ النَّاسَ إِلَى الْجَنَّةِ- أَلَا وَ هُمُ السَّابِقُونَ إِلَى الْمَسَاجِدِ بِالْأَسْحَارِ وَ غَیْرِ الْأَسْحَارِ-

ارتباط با مسجد و زیاد رفت و آمد كردن در مسجد از جمله فضائل بسیار مهم است و تاكیدات زیادى در رابطه با مسجد داریم.

به هر حال رفتن به مسجد و نماز را در مسجد بجا آوردن داراى فضائل بسیارى است.

حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ الْكُوفِیُّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ حَدَّثَنَا جَدِّی الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ جَدِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُسْلِمٍ السَّكُونِیِّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ كَانَ الْقُرْآنُ حَدِیثَهُ وَ الْمَسْجِدُ بَیْتَهُ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّة

                        أمالی الصدوق، ص: 501

البته این مطلب باید دقت شود كه چیزهائى هستند كه اهل مسجد را تهدید میكنند كه در زیر به آنها اشاره میشود :

1- حرف زدنى كه شایسته مسجد نیست :

بِالْإِسْنَادِ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْجُلُوسُ فِی الْمَسْجِدِ انْتِظَارَ الصَّلَاةِ عِبَادَةٌ مَا لَمْ یُحْدِثْ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا یُحْدِثُ قَالَ الِاغْتِیَاب‏

                        تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج‏12، ص: 280

در مسجد نباید حرف دنیائى زد در ادامه همین توصیه هاى پیامبر به اباذر آمده است :

یَا أَبَا ذَرٍّ كُلُّ جُلُوسٍ فِی الْمَسْجِدِ لَغْوٌ إِلَّا ثَلَاثَةً- قِرَاءَةُ مُصَلٍّ أَوْ ذِكْرُ اللَّهِ أَوْ سَائِلٌ عَنْ عِلْم‏

2- عجب :

 عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی دَاوُدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ دَخَلَ رَجُلَانِ الْمَسْجِدَ أَحَدُهُمَا عَابِدٌ وَ الْآخَرُ فَاسِقٌ فَخَرَجَا مِنَ الْمَسْجِدِ وَ الْفَاسِقُ صِدِّیقٌ وَ الْعَابِدُ فَاسِقٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ یَدْخُلُ الْعَابِدُ الْمَسْجِدَ مُدِلًّا بِعِبَادَتِهِ یُدِلُّ بِهَا فَتَكُونُ فِكْرَتُهُ فِی ذَلِكَ وَ تَكُونُ فِكْرَةُ الْفَاسِقِ فِی التَّنَدُّمِ عَلَى فِسْقِهِ وَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّا صَنَعَ مِنَ الذُّنُوب‏

                        الكافی، ج‏2، ص: 314

یقال تدلل على غیره: لم یخف منه بل یعد نفسه عزیزا عنده.و ما روی من أن المدل لا یصعد من عمله شی‏ء ، و من أن العابد المدل بعبادته فكذا

، فهو من أدل علیه: إذا اتكل علیه ظانا بأنه هو الذی ینجیه، لا من أدل علیه أی انبسط كتدلل. و منه الحدیث یمشی على الصراط مدلا أی منبسطا لیس علیه خوف.(مجمع البحرین)

مسجد داراى احكامى هم هست كه در رساله هاى عملیه به آن اشاره شده است.

یَا أَبَا ذَرٍّ الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّینِ وَ اللِّسَانُ أَكْبَرُ- وَ الصَّدَقَةُ تَمْحُو الْخَطِیئَةَ وَ اللِّسَانُ أَكْبَرُ- وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ وَ اللِّسَانُ أَكْبَرُ- وَ الْجِهَادُ نَبَاهَةٌ (شرافت و عزت است) وَ اللِّسَانُ  أَكْبَرُ

یَا أَبَا ذَرٍّ الدَّرَجَةُ فِی الْجَنَّةِ كَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ- وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَرْفَعُ بَصَرَهُ فَیَلْمَعُ (برق میزند) لَهُ نُورٌ یَكَادُ- یَخْطَفُ بَصَرَهُ- فَیَفْزَعُ لِذَلِكَ فَیَقُولُ مَا هَذَا- فَیُقَالُ هَذَا نُورُ أَخِیكَ- فَیَقُولُ أَخِی فُلَانٌ كُنَّا نَعْمَلُ جَمِیعاً فِی الدُّنْیَا- وَ قَدْ فُضِّلَ عَلَیَّ هَكَذَا- فَیُقَالُ لَهُ إِنَّهُ كَانَ أَفْضَلَ مِنْكَ عَمَلًا- ثُمَّ یُجْعَلُ فِی قَلْبِهِ الرِّضَا حَتَّى یَرْضَى-

از این عبارت فهمیده میشود كه افضلیت عمل مهم است نه اكثریت عمل.

در رابطه با جمله آخر این عبارت رجوع شود به جلد اول شرح آقاى مصباح صفحه 146