تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - ای اباذر.....(توصیه های پیامبر) 1

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(1)

 

در كتاب بحار الانوار ج 74 ص 76 به بعد روایتى وارد شده كه در آن پیامبر اكرم به اباذر غفارى توصیه هائى كرده اند. این روایت ، روایت مفصلى است كه ان شاء الله در این برگه و برگه هاى بعدى مضمون جملات این روایت آورده میشود:

 ابا ذر گفت: اول روز بر پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در مسجدش وارد شدم هیچ- كس را در مسجد ندیدم. عرضكردم اى رسول خدا پدر و مادرم قربانت مرا وصیتى‏فرما كه خداوند بواسطه‏ى آن بهره به من بدهد. سپس پیامبر فرمود آرى تو را گرامى دارم اى ابا ذر تو از ما اهل بیت مى‏باشى. همانا من تو را وصیتى میكنم یاد بگیر آنها را كه تمام راههاى نیكى را در بر دارد، همانا اگر تو این وصیت را یاد بگیرى براى تو بهره‏ى فراوانست.

یَا أَبَا ذَرٍّ اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ- فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاكَ-

اى ابا ذر بندگى كن خدا را گویا اینكه او را مى‏بینى پس اگر تو او را نبینى او تو را مى‏بیند

وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِه‏

بدان كه اولین مرحله عبادت خدا ، شناختن اوست.

- فَهُوَ الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ فَلَا شَیْ‏ءَ قَبْلَهُ- وَ الْفَرْدُ فَلَا ثَانِیَ لَهُ وَ الْبَاقِی لَا إِلَى غَایَةٍ-

پس خدا اول چیز است پیش از همه‏ى چیزها و پیش از او چیزى نبوده، یكتائى است كه دومى برایش نیست باقیست نه بنهایتى(یعنى نهایتى ندارد)

فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِیهِمَا وَ مَا بَیْنَهُمَا مِنْ شَیْ‏ءٍ- وَ هُوَ اللَّهُ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ-

 آفریننده زمین و آسمانها و آنچه در بین زمین و آسمانست، او لطیف و خبیر است، او بر هر چیزى تواناست‏

ثُمَّ الْإِیمَانُ بِی- وَ الْإِقْرَارُ بِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَرْسَلَنِی إِلَى كَافَّةِ النَّاسِ- بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً-

 بعد از شناسائى خدا ایمان آوردن بمن است و اقرار باینكه خداى تعالى مرا بسوى تمام مردم مژده دهنده و بیم دهنده و دعوت  كننده بسوى خود بفرمانش فرستاده، و مرا چراغى روشن فرستاد

ثُمَّ حُبُّ أَهْلِ بَیْتِی الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ- وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً-

 بعداز  آن دوست داشتن خاندان من آنان كه خداوند پلیدى را از آنان دور كرده.

وَ اعْلَمْ یَا أَبَا ذَرٍّ- أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ أَهْلَ بَیْتِی فِی أُمَّتِی كَسَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا غَرِقَ- وَ مِثْلِ بَابِ حِطَّةٍ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً-

 و بدان‏اى ابا ذر كه خداوند ، خاندان مرا در میان امتم مانند كشتى نوح قرار داده هر كس سوار شد نجات یافت و هر كس دورى كرد نابود شد و مانند باب حطه است در بنى اسرائیل كه هر كس وارد شد در امان بود.(اشاره به آیه 58 سوره بقره)

یَا أَبَا ذَرٍّ- احْفَظْ مَا أُوصِیكَ بِهِ تَكُنْ سَعِیداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة

 اى ابا ذر یاد بگیر وصیت مرا كه خوشبخت دنیا و آخرت باشى‏

یَا أَبَا ذَرٍّ- نِعْمَتَانِ مَغْبُونٌ فِیهِمَا كَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ الصِّحَّةُ وَ الْفَرَاغ‏

اى ابا ذر دو نعمت است كه در آن دو بسیارى از مردم مغبونند (یعنى ضرر دیده اند)تندرستى و آسودگى.

اشاره به اینكه باید از این دو نعمت نهایت استفاده را كرد.تا انسان سالم است باید از سلامت خود استفاده كند و تا انسان در آسودگى به سر میبرد و فراغت دارد و مشغله هاى زندگى او را احاطه نكرده باید از فرصت استفاده كند.

........................................................................

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(2)

یَا أَبَا ذَرٍّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ- شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ فَرَاغَكَ قَبْلَ شُغُلِكَ وَ حَیَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ-

 اى ابا ذر پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت شمر: جوانیت را پیش از پیرى، تندرستیت را پیش از بیمارى، دارائیت را پیش از نادارى، آسودگى و فراغتت را پیش از مشغول شدن و مشغله پیدا كردن، زندگیت را پیش از مردن.

یَا أَبَا ذَرٍّ- إِیَّاكَ وَ التَّسْوِیفَ بِأَمَلِكَ

اى اباذر مبادا به خاطر درازى آرزویت كارهاى شایسته را به تاخیر افكنى.

تسویف به معنى تاخیر انداختن كارها به امید اینكه بعدا انجام میگیرد میباشد.عامل پدید آمدن تسویف آرزوهاى انسان در كسب لذتهاست یعنى انسان پیوسته در پى رسیدن به لذتهاى دنیوى خویش است و این خود موجب به تاخیر انداختن وظایف دینى میشود.

یك مثال براى مورد فوق: مثلا شخصى براى اینكه دیگران بگویند او فلان مدرك را دارد برود و وقت زیادى براى بدست آوردن آن مدرك بگذارد و در نتیجه از كارهاى مهم خود باز بماند.

فَإِنَّكَ بِیَوْمِكَ وَ لَسْتَ بِمَا بَعْدَهُ‏

زیرا تو اكنون همین امروز را دارى و فردا با تو نیست و الآن فردا در اختیار تو نیست.

پیامبر به اباذر سفارش میكند كه وظیفه امروزت را به فردا موكول نكن زیرا نمیتوان از آمدن فردا مطمئن بود.

فَإِنْ یَكُنْ غَدٌ لَكَ فَكُنْ فِی الْغَدِ كَمَا كُنْتَ فِی الْیَوْمِ‏

اگر فردائى داشتى در آن روز نیز به مانند امروزت به دنبال انجام وظیفه باش

 وَ إِنْ لَمْ یَكُنْ غَدٌ لَكَ لَمْ تَنْدَمْ عَلَى مَا فَرَّطْتَ فِی الْیَوْمِ‏

و اگر فردائى نداشتى بر كوتاهى امروزت پشیمان نخواهى شد.

یعنى ممكن است كسى در عین انجام وظایف روزانه خویش از اینكه به بیش از آن موفق نگشته احساس پشیمانى كند اما با توجه به محدود بودن توان آدمى و اینكه او در حد توان به وظیفه اش عمل كرده پشیمان نمیگردد.

یَا أَبَا ذَرٍّ- كَمْ مِنْ مُسْتَقْبِلٍ یَوْماً لَا یَسْتَكْمِلُهُ وَ مُنْتَظِرٍ غَداً لَا یَبْلُغُه‏

اى اباذر چه فراوانند كسانى كه صبح را به شام نمیرسانند و چه فراوانند كسانى كه به انتظار فردا هستند ولى به آن نمیرسند.

یَا أَبَا ذَرٍّ لَوْ نَظَرْتَ إِلَى الْأَجَلِ وَ مَصِیرِهِ لَأَبْغَضْتَ الْأَمَلَ وَ غُرُورَهُ‏

 اى ابا ذر اگر نگاه كنى بمرگ و جایگاهش مسلما آرزو و غرور را دشمن دارى.

این جمله بیان واقعیتى است كه براى هر یك از ما ممكن است اتفاق افتاده باشد. گاهى اوقات كه انسان بدن میتی را مشاهده میكند كه در حال غسل و كفن آن هستند واقعا آرزو و غرور را دشمن میدارد ولى بعد از چند روز كه آن صحنه را فراموش كرد دوباره به سراغ آرزوهایش میرود.

یَا أَبَا ذَرٍّ كُنْ كَأَنَّكَ فِی الدُّنْیَا غَرِیبٌ أَوْ كَعَابِرِ سَبِیلٍ  وَ عُدَّ نَفْسَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُور

 اى ابا ذر طورى باش كه گویا تو در دنیا غریبى یا مانند رهگذرى هستی و خود را از اهل قبور و مردگان به حساب آور. توضیح : شخصى كه در شهر یا كشورى غریب است براى هر چیزى كه برایش سوال میشود از اهل خبره سوال میكند.در این دنیا هم ما باید همین جور عمل كنیم و اگر از چیزى با خبر نباشیم از اهل خبره سوال كنیم و اهل خبره همان انبیاء و اوصیاء هستند. و اما در مورد اینكه فرمود مثل رهگذرى باش باید گفته شود شخصى كه رهگذر است فقط به این اندازه به مسیر بین راه توجه دارد كه بتواند به سلامت آن را طى كند و توجهى به خصوصیات بین راه ندارد بلكه در فكر آن است كه هرچه زودتر به مقصد برسد حال حضرت در اینجا میفرمایند از دنیا در حد یك مسیر استفاده ببر و از آن در راه رسیدن به آخرت استفاده كن.و اینکه فرمود خود را از مردگان به حساب آور یعنی به جایگاه ابدی خود توجه داشته باش و خود را جای مردگان قرار ده و فکر کن الآن مرده ای.

...............................................................

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(3)

یَا أَبَا ذَرٍّ إِذَا أَصْبَحْتَ فَلَا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِالْمَسَاء

اى اباذر هنگامى كه صبح كردى بر خویشتن نوید شامگاه مده‏

 وَ إِذَا أَمْسَیْتَ فَلَا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِالصَّبَاح‏

 و هنگام شب به خود نوید صبح گاه مده‏

این عبارات یعنى اینكه مطمئن به زنده بودن نباش.بنابراین انسان باید كارهاى عقب افتاده اى را كه نسبت به بعد از مرگش دارد هر چه سریعتر انجام دهد.

 وَ خُذْ مِنْ صِحَّتِكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ حَیَاتِكَ قَبْلَ مَوْتِكَ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِی مَا اسْمُكَ غَداً

هم اكنون از تندرستى خود پیش از آنكه دچار بیمارى شوى و از زندگى خود پیش از آنكه مرگ تو را دریابد بهره گیرى كن زیرا تو نمیدانى فردا چه سرانجامى خواهى داشت و نمیدانى اسمت در زمره مرده هاست یا زنده ها.

البته این مطلب دقت شود كه انسان علاوه بر اینكه باید هر لحظه به یاد مرگ باشد این یاد مرگ نباید او را از انجام صحیح مسائل دنیوى باز دارد یعنى انسان نباید به بهانه اینكه من میخواهم به یاد مرگ باشم نسبت به وظایف دنیوى بى تفاوت باشد بلكه باید مسائل دنیوى خود را به نحو احسن انجام دهد.به حدیث زیر كه از امام حسن مجتبى علیه السلام نقل شده دقت شود: اعْمَلْ لِدُنْیَاكَ كَأَنَّكَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَدا (من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 156)معنی این حدیث این است که :

چنان براى زندگى دنیاى خویش تلاش كن كه گویا تا ابد زنده هستى، و براى آخرت خویش آنچنان كار كن كه گوئى فردا از دنیا خواهى رفت. بنابراین انسان در عین اینكه به یاد مرگ است باید وظایف دنیوى خویش را هم به طور كامل انجام دهد. و اما ادامه توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر:

یَا أَبَا ذَرٍّ إِیَّاكَ أَنْ تُدْرِكَكَ الصَّرْعَةُ عِنْدَ الْعَثْرَة

اى اباذر بترس از اینكه در حال گناه مرگت فرا رسد

فَلَا تُقَالَ الْعَثْرَة وَ لَا تُمَكَّنَ مِنَ الرَّجْعَة

چرا كه در این صورت نه راهى براى جبران و توبه باقى میماند و نه بر بازگشت دوباره به دنیا قادر خواهى بود.

 وَ لَا یَحْمَدَكَ مَنْ خَلَّفْتَ بِمَا تَرَكْت‏

وارثان هم تو را بر ارثى كه باقى گذارده اى ستایش نمیكنند

وَ لَا یَعْذِرَكَ مَنْ تَقْدَمُ عَلَیْه بِمَا اشْتَغَلْتَ بِهِ

خداى متعال هم كه به جانب او میروى بر آنچه از پیش فرستاده اى و در دنیا به آن مشغول بوده اى عذر تو را نمیپذیرد.

به دو آیه زیر توجه شود که با عبارات بالا در ارتباط است :

حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (99) لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (100)سوره مومنون

 (كافران در جهل و غفلتند) تا آن گاه كه وقت مرگ هر یك از آنها فرا رسد، در آن حال گوید: بارالها، مرا به دنیا بازگردانید. (99) تا شاید به تدارك گذشته عملى صالح به جاى آرم. (به او خطاب شود كه) هرگز نخواهد شد، این كلمه‏اى است كه (از حسرت) همى بگوید (و ثمرى نمى‏بخشد) و در برابر آنها عالم برزخ است تا روزى كه برانگیخته شوند. (100)

وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَلِحًا غَیرَْ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ  أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا یَتَذَكَّرُ فِیهِ مَن تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُمُ النَّذِیرُ  فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّلِمِینَ مِن نَّصِیرٍ(37)سوره فاطر

و آن كفّار در آتش دوزخ فریاد و ناله كنند كه اى پروردگار، ما را (از این عذاب) بیرون آور تا بر خلاف گذشته به اعمال نیك بپردازیم. (خطاب شود) آیا شما را به اندازه‏اى عمر ندادیم كه هر كه اهل تذكر و پند شنیدن است در این مدت متذكر شود (و به توبه پردازد)؟ و آیا بیم دهندگان بر شما نیامدند؟ پس (امروز) عذاب دوزخ را بچشید كه ستمكاران را هیچ یار و نجات دهنده‏اى نخواهد بود.

......................................................

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(4)

یَا أَبَا ذَرٍّ كُنْ عَلَى عُمُرِكَ أَشَحَّ مِنْكَ عَلَى دِرْهَمِكَ وَ دِینَارِك‏

اى اباذر بر عمر خویش بخیل تر از درهم و دینارت باش

اگر كسى با زحمت و تلاش پولى فراهم ساخت آیا آن را به آسانى در اختیار دیگرى قرار میدهد؟خیر بلكه از آنجا كه براى تهیه آن زحمت فراوان كشیده است مفت از دست نمیدهد و قدر آن را میداند.ولى در مقابل ممكن است بدون احساس اندكى زیان ساعت ها عمر خود را تلف كند.به خصوص در زمانه ما موارد مختلفى وجود دارد كه باعث میشوند انسان وقت خود را مفت از دست بدهد مثل دیدن بعضى از برنامه هاى تلویزیون یا استفاده زیاد و غیر ضرورى از تلفن همراه و یا بعضى از جلسات دوستانه كه در آن حرفهاى بى فائده زده میشود.

انسان باید بداند که وقت گرانبهائی که خداوند به او داده است یکی از مواهب الهی است و طبق آیه 8 سوره تکاثر  که میفرماید ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم ، در روز قیامت از نعمتهائی که در دنیا به انسان داده شده است سوال میشود.

در كتاب خصال وارد شده است : رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

هیچ بنده‏اى در روز قیامت، قدم از قدم بر نمى‏دارد مگر اینكه در مورد چهار چیز از او سؤال مى‏شود: از جوانى‏اش كه در چه راهى گذرانده، از عمرش كه در چه راهى به سر برده، از مالش كه از كجا به دست آورده و در چه راهى خرج كرده، و از دوستى ما اهل بیت.

بنابراین واقعا باید ببینیم  ، ساعات و دقائق عمر خود را چگونه سپری میکنیم.وقت گذاشتن برای دین از جمله وظایف مهم ماست.هر کدام از ما طبق وسع خودمان باید نسبت به دینی که داریم شناخت داشته باشیم.اولین چیزی که باید دقت داشته باشیم این است که دینی که انتخاب کرده ایم و عقائدی که داریم نباید تقلیدی باشد بلکه باید از روی تحقیق بدست آمده باشد.هر یک از ما باید برای اینکه عقائدمان تحقیقی باشد وقت بگذاریم.آیا ما که مسلمانیم میتوانیم  برای یک غیر مسلمان ، اسلام را ثابت کنیم؟آیا ما که میگوییم مسیحیتِ کنونی دین حقی نیست میتوانیم برای رد آن دلیل بیاوریم؟آیا ما که شیعه هستیم برای شیعه بودن خود دلیل داریم؟آیا اگر ما در یک کشور دیگر به دنیا آمده بودیم همین عقائد را داشتیم؟

بنابراین رفتن دنبال این مسائل به خصوص در روزگار کنونی که انواع شبهات مطرح است ضرورتی است غیر قابل انکار. این مطلب هم دقت شود که ما نباید هر حرفی را از هرکسی قبول کنیم الا اینکه برای حرف خود دلیل داشته باشد.بعضی از افراد با بیان مسائلی ، عقائدی را به مردم تحمیل میکنند و مردم هم فکر میکنند همین حرفها صحیح است و آن را به عنوان عقیده ای برای خود انتخاب میکنند در حالی که با تحقیق روی این مسائل ، انسان به این نتیجه میرسد که این مساله ، یک مساله قطعی نیست که انسان بخواهد آن را به عنوان عقیده قبول کند.بنابراین اگر کسی حرفی زد که آن حرف نتیجه اش مسائلی اعتقادی است باید دلیل داشته باشد و اگر دلیل ندارد نباید حرف او را قبول کرد و اصلا خود آن شخص هم نباید چنین حرف هائی را بزنند اگر چه متاسفانه دیده شده که بعضی از این افراد از روی شنیده ها و بدون تحقیق چنین حرفهائی را میزنند.این مطلب باید دقت شود که هر چیزی که انسان شنید نمیتواند به عنوان یک حرف صحیح نقل کند و یا هر حدیثی را که دید  نمیشود به عنوان یک حدیث صحیح نقل کرد.خلاصه اینکه باید برای هر چیزی دلیل طلب کرد و اگر آن چیز دلیل نداشت نباید مورد قبول قرار گیرد و از آن طرف اگر چیزی دلیل داشت باید مورد قبول قرار گیرد حتی اگر آن چیز مورد قبول پدران ما و خویشاوندان ما و دوستان ما نباشد.این جور نباشد که ما بخواهیم دنباله رو  پدرانمان باشیم و هر چه آنها گفته اند را بخواهیم بدون دلیل قبول کنیم که در این صورت ما هم دچار همان کار مشرکین شده ایم چرا که مشرکین به پیامبران میگفتند :  قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِیدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كاَنَ یَعْبُدُ ءَابَاؤُنَا(ابراهیم-10)

گفتند: شما جز مردمانى همانند ما نیستید. مى‏خواهید ما را از آنچه پدرانمان مى‏پرستیدند باز دارید.

بعد از این مرحله ، یعنی بعد از اینکه عقائد ما تحقیقی شد وارد مرحله بعد میشویم که باید روی شناخت خود دین و انجام دستورات آن وقت بگذاریم.کسانی که مسلمانند واقعا باید روی فهم و شناخت قرآن وقت بگذارند.قرآن منبع اولیه دین اسلام است و بر هر مسلمانی لازم است که آن را یاد بگیرد.چه طور بعضی  افراد برای خواندن فلان کتاب وقت میگذارند که یک دور آن را بخوانند ولی برای کتاب دین خود که از طرف خالق آنها آمده وقت نمیگذارند. متاسفانه در بین بعضی از ما شیعیان هیچ کدام از این دو مرحله انجام نمیشود.یعنی عقائد بعضی از ما تقلیدی است و اصلا دنبال تحقیق راجع به بعضی از مسائل نرفته ایم.از طرفی وظایف دینی خود را هم ممکن است درست انجام ندهیم.به عنوان مثال راجع به همین قرآن واقعا ما شیعیان چه مقدار در طول روز با قرآن رابطه داریم و چه مقدار برای فهم آن تلاش میکنیم؟جوان های ما در مساجد چه مقدار با قرآن آشنا هستند و یا چه مقدار برای فهم قرآن تلاش میکنند؟بعضا ما شیعیان بیشتر با مفاتیح آشنا هستیم تا قرآن و این واقعا یک عیب بزرگ برای ما میباشد.

خلاصه اینکه طبق این فرمایش پیامبر ، عمر ما بسیار پر ارزش است و ما باید نسبت به عمرمان بخیل باشیم.

...................................................................

توصیه هاى پیامبر اسلام به اباذر غفارى(5)

یَا أَبَا ذَرٍّ هَلْ یَنْتَظِرُ أَحَدٌ إِلَّا غِنًى مُطْغِیاً  ای اباذر آیا هر یک از شما منتظر ثروتی است که به طغیان انجامد

أَوْ فَقْراً مُنْسِیاً  یا منتظر فقری است که موجب فراموشی خدا گردد

أَوْ مَرَضاً مُفْسِداً  یا منتظر بیماری و مرضی است که جان او را فاسد سازد

أَوْ هَرَماً مُفْنِداً یا منتظر پیری ای است که او را از کار و فعالیت باز دارد

 أَوْ مَوْتاً مُجْهِزاً  یا منتظر مرگی است که شتابان در رسد

أَوِ الدَّجَّالَ یا منتظر دجال(هر فرد فریب کار) است (توضیح این قسمت در ادامه خواهد آمد)

أَوِ السَّاعَةَ فَ السَّاعَةُ أَدْهى‏ وَ أَمَرُّ  یا منتظر رستاخیز است که آن ترسناک تر و تلخ تر است.

این بیانات تاکید دیگری است بر غنیمت شمردن فرصت ها ، در جهت انجام وظایف.اگر انسان از نیرو و فرصتهائی که در اختیار دارد برای انجام وظیفه خود استفاده نکند پس برای انجام وظیفه خود منتظر چه فرصتی است؟این جملات هشدار به کسانی است که وقتی از آنها درخواست میشود به وظیفه شان عمل کنند میگویند وقت زیاد است و بعدا انجام میدهیم.به آنها گفته میشود اینکه تنبلی میکنی و کار را به تاخیر می اندازی و یا به کار بیهوده ای مشغول میشوی یا خدائی نکرده به گناه میپردازی مگر در انتظار چه روزی هستی که بتوانی کرده های خود را جبران ساخته و به وظیفه ات عمل کنی؟آینده ای که پیش روی توست از چند حال خارج نیست:یا شخص ثروتمندی میشوی که در این صورت ممکن است این ثروت تو را به طغیان وا دارد و از خدا غافل شوی.ممکن است فقر به تو برسد و این فقر ممکن است باعث شود که تو از یاد خدا غافل شوی.ممکن است مرض یا پیری به تو رسد و نگذارد که جبران گذشته را بکنی و یا ممکن است مرگ تو فرا رسد.یا ممکن است با دجال برخورد کنی.دجال به معنی فریب کار و دغل باز است ، کسانی که با ظاهری آراسته در پی فریب دیگران هستند و با پوشاندن لباس حق بر باطل و پوشاندن لباس باطل بر حق موجب انحراف مردم میشوند.دجال موجب میگردد حق و باطل چنان درهم بیامیزند که از یکدیگر قابل تفکیک نباشند.لذا حضرت تاکید میکند تا زمانی که حق و باطل برای تو روشن است و حق را میشناسی فرصت را غنیمت شمار و به حق عمل کن.مبادا روزی رسد که گمراه شوی و راه هدایت به رویت بسته شود.

خلاصه اینکه در این گفتار  پیامبر خطر های آینده را به انسان گوشزد میکنند و آنها را بر او مجسم میسازند و این احتمال را مطرح میکنند که ممکن است مشکلات آینده بیش از مشکلات فعلی باشد پس رواست که انسان فرصت امروزش را غنیمت شمرده ، امروز و فردا نکند.

یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِمٌ لَا یُنْتَفَعُ بِعِلْمِه‏

اى ابا ذر بدترین مردم روز قیامت در پیشگاه خدا دانشمندیست كه از دانشش بهره‏اى برده نشده(یعنى خودش از علم خود نفع نبرده و به آن عمل نكرده است)

وَ مَنْ طَلَبَ عِلْماً لِیَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَیْهِ لَمْ یَجِدْ رِیحَ الْجَنَّة

و هر كس در جستجوى دانشى باشد كه چهره‏ى مردم را بسوى خود برگرداند بوى بهشت را نمى‏چشد.

یَا أَبَا ذَرٍّ مَنِ ابْتَغَى الْعِلْمَ لِیَخْدَعَ بِهِ النَّاسَ  لَمْ یَجِدْ رِیحَ الْجَنَّة

اى ابا ذر هر كس در طلب دانشى باشد كه مردم را به آن فریب دهد بوى بهشت را نمى‏چشد.

برخى تنها براى كسب شهرت و مقام به تحصیل علم میپردازند بلكه بالاتر براى فریب دادن مردم و سوء استفاده علم میآموزند.در این قسمتهاى روایت به اهمیت عمل كردن به علم و تصحیح نیت در این رابطه اشاره شده است.اینكه انسان بنگرد به چه نیتى به دنبال تحصیل علم میرود و نكند نیتهاى شیطانى مثل كسب عناوین در دلش پدید آید.به خصوص کسی که علوم الهی را که برای سعادت اخروی است در جهت دنیا بکار گیرد مذمت او بسیار بیشتر است از کسی که علوم دنیوی را وسیله کسب مقام و موقعیت یا کسب روزی قرار دهد و این همان سوء استفاده از علم دین است که گروهی با آن دنیای خود را میگرداند. البته نباید توهم شود كه ما از تحصیل علم صرف نظر كنیم تا تكلیفمان سخت تر نشود چون از كسى كه دنبال كسب علم و آگاهى نرفته هم سوال میشود و با فرار از تحصیل علم و آگاهى مسئولیت از انسان سلب نمیگردد.به این روایت توجه شود كه در جلد هفتم كتاب بحار الانوار صفحه 285 از امام صادق روایتى  به این مضمون وارد شده كه فرمودند : در روز قیامت خداوند از بنده اش  كه وظایفش را انجام نداده سوال میكند كه اى بنده من آیا عالم بودى؟ اگر جواب دهد بله به او گفته میشود چرا عمل نكردى و اگر جواب دهد من جاهل بودم به او گفته میشود كه چرا نرفتى یاد بگیرى تا عمل كنى.