تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - اعجاز علمی قرآن 1

وَ السَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُون

گروهی از مفسرین قصد دارند از آیه 47 سوره ذاریات اعجاز علمی قرآن را بدست آورند.حال ما با فرض صحت گفته علمی دانشمندان مبنی بر گسترش جهان این آیه را مورد بررسی قرار می دهیم که آیا این آیه دال بر این مطلب علمی است یا نه؟

آیه به صورت زیر است:

"" وَ السَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُون""

بحث ما راجع به عبارت إِنَّا لَمُوسِعُون است که آیا این عبارت اشاره به همان مطلب علمی دارد یا نه ؟گروهی از مترجمان این آیه را این گونه معنا کرده اند :

و آسمان را به نیروهایی برافراشتیم و بی گمان ما توسعه دهنده ایم.

درباره کلمه مُوسِعُون بین مفسرین اختلاف است که چگونه باید معنا شود.

موسع به طور کلی دو معنا دارد:

1-به معنای واسع یعنی کسی که وسعت دارد

2-به معنی وسعت دهنده

گروه کثیری از مفسرین اهل سنت و برخی از اهل شیعه معنی اول را قبول دارنداگرچه ممکن است معنی دوم را هم قبول داشته باشند. طرفداران معنای اول آیه را این گونه معنا می کنند:

(علامه در المیزان)ما آسمان را با قدرتی بنا کردیم و ما دارای وسعتی در قدرت هستیم. لکن با رجوع به برخی کتب لغت متوجه می شویم که معنای اول خلاف ظاهر کلمه موسِع است.

بنابراین با توجه به این که موسع از باب افعال است کلام صحیح تر این است که موسع به معنای وسعت دهنده باشد نه به معنی واسع.از اولین اختلاف به این نتیجه می رسیم که موسع به معنی وسعت دهنده است نه به معنی واسع.

حال به این سوال می رسیم که مفعول موسع چه چیزیا چه کسی است؟یعنی چه چیزرا خدا وسعت می دهد؟در اینجا به بررسی چند احتمال می پردازیم و آنکه با ظاهر آیه بیشتر متناسب است را برمی گزینیم.

1-بعضی گفته اند وسعت دهنده رزق منظور است.

در رابطه با این احتمال باید گفته شود اگرچه این معنا فی نفسه محتمل است ولی سازگاری این احتمال با ظاهر آیه مشکل است.

2-ممکن است کسی بگوید مراد، وسعت دهنده مخلوقات باشد. یعنی ما با آفرینش پشت سرهم مخلوقات را وسعت می دهیم.

در رابطه با این احتمال باید گفته شود اگر این معنا منظور بود آیا بهتر نبود این مطلب بعد از آیات بعدی بیاید یعنی بعد از اینکه مخلوقات شمرده شدند گفته شود إِنَّا لَمُوسِعُون.شاید ظاهر إِنَّا لَمُوسِعُون مربوط به مطالب موجود در همین آیه است همچنانکه مطالب آیه بعدی مربوط به همان آیه خودش است.

البته این معنا فی نفسه معنای صحیحی به نظر می رسد و حتی در صورت صحیح بودن این نظر معانی دیگری که برآیه حمل می شود نفی نخواهند شد.

4-گروهی با توجه به ابتدای آیه گفته اند مفعول موسعون ،سماء است یعنی ما آسمان را وسعت دهنده ایم.

این احتمال خود به دو احتمال قابل تقسیم است :

1-با توجه به آیه 48 که می فرماید: وَ الْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَهِدُون ممکن است مراد از وسعت دادن آسمان وسعت دادن آن نسبت به زمین باشد یعنی ما وسعت دهنده آسمان نسبت به زمین هستیم و همواره آسمان نسبت به زمین وسعت دارد.البته بدین شکل نسبی معنا کردن نیازمند دلیل است.

2-مراد از وسعت دادن آسمان این است که خود آسمان در حال وسیع شدن است و ما در حال وسعت بخشیدن به آسمان هستیم.این معنی قابل حمل بر آیه فوق می باشد و در صورت قبول معانی دیگر این معنا را اگر نگوییم اظهر است لااقل ظاهر آیه است.

درنتیجه در صورت اثبات علمی این مطلب که آسمان در حال گسترش است این آیه ،آیه ی خوبی برای بحث اعجاز علمی قرآن می تواند باشد.

تحقیق از م .جوادی

برای بررسی دقیق تر این بحث ، فایل پاورپوینت موجود در آدرس زیر را دانلود کنید.

http://www.2shared.com/file/10272663/36fbdf5/__47__d.html

 

 ................................................

 

آیا آیه 2 سوره انسان یک اعجاز علمی است؟ 

تحقیقی پیرامون آیه 2 سوره انسان(دهر) و بررسی بدون تعصب ابعاد این آیه

هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَكُن شَیًْا مَّذْكُورًا(1)

إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعَا بَصِیرًا(2)

گروهی از مفسرین قرآن می خواهند از آیۀ دوم سوره انسان اعجاز علمی قرآن را اثبات کنند و در نتیجه حقانیت قرآن را از آن نتیجه بگیرند که در این جا ما در این مورد بحث می کنیم که آیا از این آیه می توان اعجاز علمی و در نتیجه حقانیت قرآن را ثابت کرد.

و اما آیۀ دوم انسان به این صورت است :

إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعَا بَصِیرًا(2)

چگونگی استفادۀ اعجاز علمی از این آیه :

امشاج جمع مشج است و به معنی (مخلوط ها) می باشد و در نتیجه نطفه امشاج یعنی نطفه ای که مخلوط ها است پس آیه می گوید ما انسان را از نطفه ای که مخلوط هاست خلق کردیم  حال این عبارت یعنی چه؟ مراد از مخلوط ها چیست؟ از این آیه استفاده می شود نطفه ای که انسان از آن خلق شده مخلوط است. آن هم نه یک مخلوط بلکه چند مخلوط. حال منظور از این مخلوط ها چیست؟ مفسرین در مصداق این مخلوط ها مواردی گفته اند که در زیر به آنها اشاره می شود :

1- مخلوط آب مرد و زن (نطفۀ مرد و نطفۀ زن)

2- مخلوطی از اسپرم و اوول (تخمک)

3- مخلوطی از ژن های زن و مرد

4- مخلوطی از صفات پدر و مادر

5- مخلوطی از رنگهای نطفۀ زن و مرد

6- مخلوطی از عناصر تشکیل دهندۀ نطفه یا منی

7- مخلوطی از طبایع مختلف در انسان (برودت، حرارت و... )

حال پیامبر در آن محیط عرب جاهلی چگونه توانسته است چنین مطلب علمی ای را بگوید. تا چند دهه پیش یعنی قبل از آنکه علم پزشکی به کالبد شکافی انسان مسلط شود کسی در مورد مکانیزم های جسم خود اطلاعات دقیقی نداشت بخصوص در مورد خلقت انسان مثلاً مردم بوجود آمدن کودک را منحصراً به پدر نسبت می دادند و مادر را تنها زمینی فرض می کردند که بذری در آن کاشته می شد تا آنرا بپرود[1]. قرآن فرزند را ازهر دو یعنی پدر و مادر می داند و می گوید از نطفه ای که مخلوط از نطفۀ مرد و نطفۀ زن است خلق شده  است و فقط هم به همین مخلوط اکتفا نکرده است بلکه مخلوط های دیگر را هم گفته است که در بالا بیان شده . این مطلب دلیل بر این است که در این آیه از قرآن به یک مطلب  عملی اشاره شده است.

این، خلاصه ای از حرف مفسرین قرآن بود .حال به بررسی این آیه می پردازیم تا ببینیم آیا واقاً این آیه اعجاز علمی قرآن است یا خیر؟

بررسی آیه دوم سورۀ انسان:

تقریباً می توان این حرف را پذیرفت که مطلبی که در این آیه گفته شده یکی از شگفتی های علمی قرآن است چرا که ظاهر این است که این مطلب بر خلاف تصور عربِ معاصرِ نزول قرآن وبالاتر از فکرآنان بوده است و این مطلب در سده های اخیر کشف گردیده است لکن با مطالبی که در زیر می آوریم ظاهراً نمی توان از این آیه اعجاز علمی را ثابت کرد:

1- لفظ امشاج، مبهم است و صراحتی ندارد که کدام یک از مخلوطهای گفته شده منظورش است و با توجه به این مطلب ممکن است بگوید محمد منظورش همانهایی بوده که در همان روزگار هم با کمی فکر می توانسته به آن پی ببرد مثل مورد چهارم(مخلوطی از صفات پدر و مادر) و ششم(مخلوطی از عناصر تشکیل دهندۀ نطفه یا منی) وهفتم(مخلوطی از طبایع مختلف در انسان (برودت، حرارت و... ) .

2- برخی پزشکان قدیمی مثل جالینوس حکیم گفته بودند که زن و مرد هر دو نطفه دارند و هر دو قدرت تصویر دارند ولی قدرت بذر مرد قوی تر از زن است. (القانون فی الطب، المقاله الاولی من الق العشرین ج 2 ص 532- 534) و علامۀ مجلسی نیز از ارسطو و برخی حکما نقل می کند که زن، منی اصطلاحی ندارد اما رطوبتی شبیه  به منی دارد که مجازاً به آن منی می گویند که منی مرد با آن مخلوط می شود هر چند که منی مرد فاعل و منی زن منفعل است.  (بحار الانوارج57 ص390)

پس معلوم می شود مخلوط بودن نطفۀ زن ومرد قبل از قرآن نیز مطرح بوده است و کسانی که پیامبر نبوده اند به آن اشاره کرده اند. البته این مطلب دقت شود که کسانی مثل جالینوس و ارسطو بالاخره شخصیتهای علمی هستند در حالی که به نقل تاریخ پیامبر یک فرد امی بوده است و چیزی نمی دانسته و درسی نخوانده بوده و این حرف را بیان کرده است. بنابراین بیان چنین حرفی از طرف محمد امی عجیب بنظر می رسد. البته ممکن است کسی این احتمال را بدهد که محمد این را شنیده بوده و نسل به نسل از زمان ارسطو این مطلب رسیده بوده است و محمد هم از روی شنیده هایش این مطلب را گفته است ولی با توجه به محیط آن روز عربستان که یک محیط غیر علمی بوده و از طرفی کتب علمای یونان هم هنوز ترجمه نشده بوده این مطلب بعید بنظر می رسد.

3- ممکن است کسی بگوید در صورتی که این مطلب واقعاً یک مطلب علمی باشد این حرف را محمد از اجنه گرفته است و بصورت کهانت از این مطلب با اطلاع شده است. باید بگوییم که این اشکال به تمام مطالب علمی قرآن و همچنین پیشگوئی های قرآن وارد است و تنها به این مورد خاص مختص نمی شد . بنابراین بحث جداگانه ای باید راجع باین مطلب بشود که در جای خودش مورد بررسی قرار داده ایم .

نتیجۀ نهائی: با توجه به اشکالات گفته شده از این آیه نمی توان اعجاز علمی و در نتیجه حقانیت قرآن را به طور 100% ثابت کرد ولی از باب احتمال و با توجه به آیات دیگر علمی قرآن شاید بتوان از این آیه یک تأییدی برداشت کرد. بنابراین این آیه شاید بتواند یک مؤید باشد نه دلیل .

 



[1] . یا مثلا گروهی قائل بودند اگر بچه ، پسر شد نطفۀ پدر در بوجود آوردن او دخیل بوده و اگر دختر شده نطفۀ مادر در بوجود آوردن او دخیل بوده است .

.....................................................................................................

موجهای موجود در قعر بحرها

در سال ۱۹۰۰م محققین بحری کشورهای اسکندناوی منطقهء را در عمق بیشتر از دوصد متری بحر کشف کردند که در آنجا موجهای داخلی زیر آب وجود داشت. بعداً با استفاده از وسائل غواصی در آنجا تحقیقات صورت گرفت ثابت گردید که در تحت این موجها تاریکی عجیبی حکمفرماست، اما در بالای این منطقه بطرف بالا تاریکی تدریجاً کم میگردد تا اینکه به سطح خشکی میرسد، امتداد این تاریکی تا عمق تقریباًٌ هزار متر میرسد. با اینکه همه میدانند انسان عادی بدون تجهیزات غواصی نمیتواند بیشتر از عمق ۳۰ متر در آب غواصی کند و در زمان پیامبر ص و نزول وحی این تجهیزات هم وجود نداشت ولی قرآن کریم این منطقه را چنین وصف کرده است:  او کظلماتٍ فی بحرٍ لجّیٍّ یغشاه موجٌ من فوقه موجٌ من فوقه سحابٌ ظلماتٌ بعضها فوق بعضٍ اذا اخرج یده لم یکد یراها و من لم یجعل الله له نوراً فما له من نورٍ. ( یا مانند تاریکهای که در بحر پیچنده میپوشاند موج از بالای آن و موجی از بالای آن ابر، تاریکی بالای تاریکی هرگاه خارج کند دست خود را نمیتواند که ببیند آنرا و کسی را که خداوندج برایش روشنی نگرانیده باشد هیچ روشنی برایش نیست) هر چه موج اول در قرآن کریم همان موج داخلی عمیق است، موج دوم موج بالای سطح بحر است و این نیز از معجزات علمی قرآ ن کریم است که علم بشری توانست آنرا در سال ۱۹۰۰م کشف کند حال اینکه قرآن به تفصیل آنرا در ۱۴۰۰ سال قبل بیان نموده بود.

و یا (اعمال آنها) مانند تاریکیهای دریای ژرف می ماند که در آن موج روی موج و بالای موج ابر پوشانده است. تاریکیهائی که برخی روی برخی دیگر سوارند.اگر آدم دست خود دربیاورد نزدیک است آنرا نبیند. و آنکه خدا برای وی نوری قرار نداده نوری ندارد».

نکات آیه:

1ـ دریاهای ژرف لایه های تاریکی سوار بر هم دارند. 2ــ در اعماق دریاها برخی از موجودات نور دارند و برخی ندارند. 3ــ در دریاهای عـمـیـق موج بالای موج وجود دارد.

1ـــ دریاهای ژرف لایه های تاریکی سوار بر هم دارند:

وضعیت نور و تاریکی در اقیانوسها و دریاهای ژرف چـنانکـه آیـه آنـرا توصیف نموده و در تصویر می بینیم، بصورت لایه لایه است. بخشی از نور خورشید در برخورد با آب منعکس میشود. و هر یک از نورهای آن نیز تا ارتفاع مشخصی در آب نفوذ می کنند. 50 متر، 100 متر، 150 متر، 200 متر. نور آبی ــ سـبـز آن  تا 1000 متر نفوذ میکـند. و از 1500 متری تاریکی کامل آغاز می شود. (عـمـق اقـیانوسها بین 10000 تا 11000 متر می باشد). لازم به یادآوری است که تا پیش از قرن بیستم هیچ انسان و دستگاهی به 50 متری عمق هم نرفته بوده است.

ــ در اعماق دریاها برخی از موجودات نور دارند و برخی ندارند:

در اعماق تاریک که نور اصلاً به آنجا نمی رسد و همیشه تاریکی مطلق است، همانطور که قرآن گفته بـرخی از موجودات از خـود نـور دارند (از خود نور تولید میکنند) و برخی ندارند. در تصویر برخی از آنها را می بینیم. 

3ــ در دریاهای عمیق موج بالای موج وجود دارد:

وقتی باد به سطح دریا می وزد و لایه سنگین و بـزرگـی را با خود به جلو می برد که ما آنرا بصورت موج می بینیم، لایه زیرین خود را نیز با سرعـتی معادل 2 تا 3 درصدِ سرعـت باد با خود بجـلـو می کشد. و هـمـینطور آن لایه نیز بنوبه خود لایه زیر خود را به جلو می کشد. این عمل تا نزدیکی صد متری عـمـق ادامـه پـیـدا می کـنـد کـه آنـجا دیگر جریان ضعیف می شود و نمی تواند باز هم لایه زیرین خـود را بکـشد. از صد متر رو به پائـین جریان حرکت آب برعکس می شود. یعنی آب بطرف سمتی می رود که جایِ آبِ با باد رفـته را پر کند.

  

همینطور در اعماق 4 تا 5 کیلومتر زیر سطح آب نیز موج بصورت جریان آب وجود دارد.

موجها یا جریانهای آب در اعماق، به دلیل تفاوت میان غلظت لایه های آب ایجاد می شوند. آبی که غـلظت بالاتری دارد زیـرِ آبِ گرمتر که غـلظت کمتری دارد جریان پیدا می کند. تفاوت میان غـلظـت لایه های آب نیز به دمای آنها و غـلظت نمک آنها بستگی دارد. آب سرد نسبت به آب گرم از نمک بیشتر و غلظت بالاتری برخوردار است.