تبلیغات
معرفی اسلام ناب، بدون حاشیه و به دور از تعصب - مباحث اعتقادی - اسلام

ادله و مویدات دین اسلام :

این نکته توجه شود که برای توضیح بیشتر در مورد  ادله و مویدات قرآنی به وب سایت و همچنین تفسیر الفرقان یا دیگر تفاسیر مراجعه شود.

1-    آیه مباهله که در آن وارد شده است  فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبینَ (آل عمران-61) و طبق نقل های تاریخی این مسیحیان بودند که از مباهله سر باز زدند.

2-    فصاحت و بلاغت قرآن که در آن زمان هیچ کس نتوانست مثل قرآن را بیاورد با اینکه علم فصاحت و  بلاغت علم متخصصین آن زمان بود و تحدی قرآن هم یک تحدی آشکار بود که فرمود : أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ (یونس-38)

3-    حکمت خدا این اقتضا را دارد که اگر شخصی ادعای پیامبری کرد و کار عجیبی انجام داد که دیگران نتوانستند انجام دهند و حرفهایش هم بر خلاف بدیهیات عقلی نباشد و  گروه زیادی هم طرفدار او شدند اگر چنین شخصی دروغ گو باشد خدا باید کاری کند که آن شخص نتواند کار خود را ادامه دهد ولی نسبت به پیامبر اسلام این قضیه اتفاق نیفتاده است.

4-    از طریق آیه 25 سوره انعام که میفرماید :   فَمَن یُرِدِ اللَّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشرَْحْ صَدْرَهُ لِلْاسْلَامِ  وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یجَْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فىِ السَّمَاءِ  كَذَالِكَ یجَْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلىَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ(انعام- 125)که این آیه از موارد اعجاز علمی قرآن است و  این را میرساند که شخص وقتی در آسمان بالا میرود نفسش تنگ میشود.

5-    از طریق آیات ابتدائی سوره روم که میفرماید : غُلِبَتِ الرُّومُ(2)فىِ أَدْنىَ الْأَرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ(3)فىِ بِضْعِ سِنِینَ  لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَ مِن بَعْدُ  وَ یَوْمَئذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ(4) بِنَصْرِ اللَّهِ  یَنصُرُ مَن یَشَاءُ  وَ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ(5)که این آیات دال بر پیشگوئی قرآن در رابطه با پیروزی روم بر ایران است و قبل از این پیروزی ، قرآن آن را پیشگوئی کرده است.

6-    قابلیت برداشت معانی مختلف از آیات قرآن که همگی هم صحیح باشند.نمونه هائی از این موارد عبارتند از : حمد-1 ، بقره-102 ، طه-14 ، ابراهیم-9

7-    قرائت قرآن و اینکه قرآن را به انواع سبکهای موسیقی میتوان خواند و گروهی هم به صرف قرائت قرآن مسلمان شده اند و آیا اصلا کتاب دیگری غیر از قرآن وجود دارد که مثل قرآن در رابطه با قرائت آن اینقدر دقت صورت گرفته باشد و خود قرائت هم یک علم شده باشد.

8-    کتابهای مختلفی که در شرح و تفسیر قرآن نگاشته شده است دال بر این است که این کتاب یک کتاب معمولی نیست.

9-    بشارتهائی که در تورات و انجیل کنونی راجع به پیامبر اسلام هست و لا اقل بعضی از آیات آن قابل حمل بر پیامبر اسلام است.اگر پیامبر اسلام یک پیامبر دروغی بوده آیا این قدر شانس داشته که آیات کتابهای مقدس را بتوان بر او هم تطبیق داد.

10-طبق نقل های تاریخی گروهی از یهودیان آن زمان به پیامبر اسلام ایمان آوردند و قرآن هم گفت : الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَعْرِفُونَهُ كَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَریقاً مِنْهُمْ لَیَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (بقره-146) پس میتوان گفت چیزهائی وجود داشته که گروهی از یهودیان ایمان آوردند و گروهی هم که ایمان نیاوردند  به این آیه اعتراض نکردند.

11-شق القمر کردن پیامبر که طبق نقل های تاریخی به ما رسیده است باز یکی از دلائل اثبات نبوت پیامبر اسلام است.

12-گفته شده که شکافهائی در ماه پیدا شده که ممکن است به همان شق القمر مربوط باشد.البته این خبر نیاز به تحقیق بیشتری دارد.

13-وقایعی مثل پیدا شدن کشتی نوح و پیدا شدن لوح هائی در آن که نام 5 تن از ائمه شیعه در آن نوشته شده بوده است که از جمله آنان نام پیامبر اسلام میباشد.

14-اسلام آوردن گروهی از مشرکین زمان پیامبر فقط به خاطر فصاحت و بلاغت قرآن.مثلا وارد شده است که عمر روزی برای تعرض به پیامبر از خانه خارج شد و به مسجد رفت و وقتی سوره حاقه را از پیامبر شنید اسلام در قلبش وارد شد.

15-بعضی حافظان قرآن باز میتوانند دلیل یا مویدی برای قرآن و اسلام باشند مثل سید حسین طباطبائی که در سن 5 سالگی قرآن را به نحو عجیبی از حفظ داشت یا کربلائی کاظم که با اینکه دانشی نداشت قرآن را به نحو عجیبی حفظ کرد.

16-تنیده شدن تار عنکبوت بر غار ثور در مسیر رفتن پیامبر از مکه به مدینه و حفظ جان او از دست دشمنان.

17-پیش گوئی سوره مسد که در آن سوره ایمان نیاوردن ابولهب و زنش را پیشگوئی کرده است با آنکه آنها میتوانستند برای اینکه این خبر قرآن کذب در آید ظاهرا ایمان آورند.در آن آیات آمده است : تَبَّتْ یَدَا أَبىِ لَهَبٍ وَ تَبَّ(1)مَا أَغْنىَ‏ عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ(2)سَیَصْلىَ‏ نَارًا ذَاتَ لهََبٍ(3)وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ(4)فىِ جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدِ (5)

18-پیشگوئی سوره قصص در مورد بازگشت پیامبر به مکه.در آیه 85 سوره قصص آمده است : إِنَّ الَّذِى فَرَضَ عَلَیْكَ الْقُرْءَانَ لَرَادُّكَ إِلىَ‏ مَعَاد که مراد از معاد مکه است و این آیه در مسیر خروج پیامبر از مکه به مدینه بر پیامبر  نازل شده است و پیشگوئی کرده که خدا تو را دوباره به مکه باز میگرداند.

19-پیشگوئی قرآن در سوره جمعه راجع به یهودیان که هیچ یک از آنها تمنای مرگ نمیکنند که یهودیان میتوانستند برای اینکه این حرف قرآن کذب در آید تمنای مرگ کنند ولی چون میدانستند اگر تمنای مرگ کنند  طبق قول پیامبر مرگ آنها را فرا میگیرد تمنای مرگ نکردند.در سوره جمعه آمده است : قُلْ یَأَیهَُّا الَّذِینَ هَادُواْ إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ المَْوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ(6)وَ لَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدَا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ  وَ اللَّهُ عَلِیمُ  بِالظَّالِمِینَ(جمعه-7)

20-وقتی فرزند پیامبر یعنی ابراهیم از دنیا رفت خورشید گرفتگی اتفاق افتاد و مردم گفتند این خورشید گرفتگی به خاطر مرگ فرزند پیامبر است ولی پیامبر این حرف مردم را قبول نکرد و گفت این خورشید گرفتگی کاری با مرگ ابراهیم ندارد.اگر پیامبر ، یک پیامبر دروغی بود میتوانست از این فرصت برای فریب مردم استفاده کند ولی این کار را نکرد.معمولا افراد برای جذب مردم به خود ممکن است از این وقائع سوء استفاده کنند.

21-همینکه پیامبر توانست اعراب جاهل را به سمت خود بکشاند و کل عربستان را از اعتقاد خود پر کند خود این یکی از معجزات پیامبر میتواند باشد چون عربهای آن روز کسانی نبودند که به این راحتی تسلیم فکر کسی شوند و مثلا کسی فکر نمیکرد اختلاف بین دو قبیله اوس و خزرج روزی به پایان رسد.در آیه 63 سوره انفال آمده است : وَ أَلَّفَ بَینْ‏َ قُلُوبهِِمْ  لَوْ أَنفَقْتَ مَا فىِ الْأَرْضِ جَمِیعًا مَّا أَلَّفْتَ بَینْ‏َ قُلُوبِهِمْ وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنهَُمْ  إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ.

22-گفته های دشمنان اسلام  و غیر مسلمانان در رابطه با اسلام و قرآن خود موید دیگری برای اثبات دین اسلام است.

23-بعضی از جملات قرآن دال بر این است که در بعضی از جنگها ، در دل دشمن با اینکه تعدادشان زیاد بود ترس می افتاد مثلا در سوره حشر آمده است: وَ قَذَفَ فی‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ (حشر-2) این خود دال بر معجزه ای از طرف پیامبر اسلام بوده است.چرا که دشمنانی که این آیات را میشنیدند هیچ گاه آن را انکار نکرده اند.

24-قرآن کتابی است که هم در مجامع سطح بالای علمی مورد بحث قرار میگیرد و هم در مجامع بسیار سطح پایین.آیا کتابی هست که چنین خصوصیتی داشته باشد و هر کسی بتواند از آن چیزی بفهمد و یاد بگیرد.

25-گفته شده که وقتی قرآن بر ملکولهای آب خوانده شده تاثیر خاصی روی ملکولهای آب گذارده است.

26-بعضی از احکام دین اسلام با علم روز جور در می آید مثل روزه یا غسل جنابت.

27-امی بودن پیامبر اسلام چیزی است که احتمال معجزه بودن قرآن را فوق العاده بالا میبرد.چرا که یک شخص امی و درس نخوانده بتواند چنین کتابی بیاورد بسیار عجیب است.علی دشتی که کتاب بیست و سه سال را در رد  اسلام و قرآن و پیامبر اسلام نوشته است  در رابطه با معجزه قرآن جملاتی دارد که خوب است در اینجا آورده شود:

باید انصاف داد قرآن ابداعی است. سوره‌های مكی و كوچك سرشار از نیروی تعبیر و قوه اقناع سبك تازه‌ای است در زبان عرب. جاری شدن آن از زبان مردی كه خواندن و نوشتن نمی‌دانسته درس نخوانده و برای ادب تربیتی ندیده است موهبتی است كم‌نظیر و اگر از این لحاظ آن را معجزه گویند برخطا نرفته‌اند. با همه این‌ها قرآن معجزه است. اما نه مانند معجزه‌های سایرین كه در میان مه و غبار افسانه‌های قرون گذشته پیچیده شده باشد و جز ساده‌لوحان و بیچارگان معتقدانی نداشته باشد. نه، قرآن معجزه است، معجزه زنده و گویا.

علی دشتی در جای دیگری گفته است :  قرآن معجزه است ولی نه از حیث فصاحت و بلاغت و نه از حیث محتویات اخلاقی و احكام شرعی. قرآن از این حیث معجزه است كه به وسیله آن محمد تك و تنها با دست تهی و با نداشتن سواد خواندن و نوشتن بر قوم خود پیروز شد و بنیادی برپا ساخت.

قرآن معجزه است برای این كه بدان آدمی صورت را به انقیاد كشانید و به وسیله آیات گوناگون اراده آورنده خود را بر همه تحمیل كرد

 

 

28-قرآن دارای شعارهای اخلاقی و اعتقادی زیادی است.اگر گروهی میگویند دین ما دارای سه شعار گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک است دین اسلام دارای صدها شعار اخلاقی و اعتقادی است که در سطح بسیار بالائی قرار دارد.

29-در قرآن در سوره یوسف به پادشاه مصر ملک گفته شده است بر خلاف تورات که در آن به پادشاه مصر فرعون گفته شده است و یکی از مفسرین قرآن از لحاظ تاریخی اثبات کرده است که در زمان حضرت یوسف به پادشاهان مصر فرعون نمیگفته اند و این ، نکته دقیقی است که در قرآن رعایت شده است.

30-اینکه قرآن در طول بیست و سه سال نازل شده است ولی تعارض حقیقی در آیات آن وجود ندارد از وجوه اعجاز قرآن است. قرآن بتدریج نازل شده، و پاره پاره و در مدت بیست و سه سال بمردم قرائت میشد، در حالى كه در این مدت حالات مختلفى، و شرائط متفاوتى پدید آمد، پاره‏اى از آن در مكه، و پاره‏اى در مدینه، پاره‏اى در شب، و پاره‏اى در روز، پاره‏اى در سفر، و پاره‏اى در حضر، قسمتى در حال آشتى با دشمن، و قسمتى در حال جنگ، طائفه‏اى در روز عسرت و شكست، و طائفه‏اى در حال غلبه و پیشرفت، عده‏اى از آیاتش در حال امنیت و آرامش، و عده‏اى دیگر در حال ترس و وحشت نازل شده.ولى با همه این احوال آیات قرآن داراى هماهنگى میباشد.در بین دانشمندان كسى كه یك مطلبى را در كتابش مینویسد معمولا در كتاب بعدى آن را كامل میكند یا از نظری که دارد بر میگردد ولى قرآن چه از لحاظ متن و چه از لحاظ محتوى داراى هماهنگى است و چه ابتداى بیست و سه سال و چه انتهاى آن همگى داراى هماهنگى است.

31-استخاره هائی که گاهی اوقات از قرآن گرفته میشود و دقیقا همان مطلبی را میرساند که مورد استخاره است از جمله چیزهای عجیبی است که در قرآن دیده شده است.

32-از جمله اعجازهای علمی قرآن اشاره به دریای آب شیرین و آب شور و درکنار هم قرار گرفتن آن دو و عدم ورود آب یکی در دیگری است.در آیه 53 سوره فرقان آمده است : وَ هُوَ الَّذِى مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَ هَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَ جَعَلَ بَیْنهَُمَا بَرْزَخًا وَ حِجْرًا محَّْجُورًا.

33-از جمله اعجازهای علمی قرآن  اشاره به ابتدای خلقت و پیوسته بودن  آسمانها و زمین میباشد.در آیه 30 سوره انبیاء آمده است : أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما

34-در آیه پنجم سوره حج به مراحل رشد جنین در رحم مادر اشاره شده است با آنکه علم پزشکی در آن روزگار هنوز به مرحله ای نرسیده بود  که به این مسائل دست پیدا کند.در این آیه آمده است : یَأَیُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فىِ رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مخَُّلَّقَةٍ وَ غَیرِْ مخَُلَّقَةٍ لِّنُبَینِ‏َّ لَكُمْ  وَ نُقِرُّ فىِ الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى.

35-در آیه 47 سوره ذاریات میفرماید : وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ که اشاره به گسترش آسمانها میباشد که علم روز هم به آن دست پیدا کرده است.

36-در آیه دوم سوره انسان آمده است : إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاج که این آیه دال بر این است که انسان از نطفه ای آفریده شده که آن نطفه خود از مخلوطهائی تشکیل شده است مثل مخلوط آب مرد و زن (نطفۀ مرد و نطفۀ زن)،مخلوطی از اسپرم و اوول (تخمک)،مخلوطی از ژن های زن و مرد، مخلوطی از صفات پدر و مادر ، مخلوطی از رنگهای نطفۀ زن و مرد، مخلوطی از عناصر تشکیل دهندۀ نطفه یا منی ، مخلوطی از طبایع مختلف در انسان (برودت، حرارت و... که همه این مخلوطها در زمان پیامبر به اثبات نرسیده بوده است.

37-در آیه دوم سوره رعد آمده است : اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا  که این آیه دال بر قوه جاذبه میباشد که در زمان نزول این آیه این مساله کشف نشده بوده است.

38-شان نزول آیات ابتدائی سوره ممتحنه یکی از مواردی است که میتواند نبوت پیامبر اسلام را ثابت کند.

39-در آیه سوم سوره رعد آمده است : وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الْأَرْض که دال بر گسترش زمین در ابتداء خلقت آن دارد که با نظریه علمی هم سازگار است.

40- در آیه 15  سوره نحل آمده است : وَ أَلْقى‏ فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و همچنین در آیه 31 سوره انبیاء آمده است  : وَ جَعَلْنا فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فیها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ و همچنین در آیه 7 سوره نبا آمده است : النبأ : 7   وَ الْجِبالَ أَوْتاداً كه این آیات دال براین هستند كه كوهها عامل نگهدارى ساكنان زمین از اضطراب و افتادن هستند و همچنین تفاوت تعبیر در  أَلْقى و  جَعَلْنا اشاره به اختلاف ایجاد كوهها در ابتداى خلقت آنها دارد.

41-قدرت تاثیر گذاری قرآن و معانی آن به حدی است که افرادی را یک دفعه از مسیر انحرافی که میرفته اند باز داشته است و به مسیر صحیح هدایت کرده است مثل فضیل بن عیاض که با شنیدن یک آیه دست از کارهای بد خود برداشت.

42- در آیات 25 و 26 سوره مرسلات آمده است : أَ لَمْ نجَْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا(25)أَحْیَاءً وَ أَمْوَاتًا(26) كه این آیات دال بر حركت زمین میباشند.

43- در آیه 40 سوره معارج آمده است : فَلَا أُقْسِمُ بِرَبّ‏ِ المَْشَارِقِ وَ المَْغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُون كه این آیه دال بر كروى بودن زمین میباشد.

44- در آیه 11 سوره فصلت آمده است : ثمُ‏َّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ وَ هِىَ دُخَان  كه این آیه دال بر این است كه آسمانها در آغاز به صورت دود بوده است  و آغاز آفرینش آسمانها از توده گازهاى گسترده و عظیمى بوده است، و این با آخرین تحقیقات علمى در مورد آغاز آفرینش كاملا هماهنگ است.

45- در آیه سوم سوره رعد آمده است : وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ كه این آیه اشاره به قانون زوجیت در تمام میوه ها دارد.

" لینه" دانشمند و گیاه‏شناس معروف سوئدى در اواسط قرن 18 میلادى موفق به كشف این مساله شد كه زوجیت در جهان گیاهان تقریبا یك قانون عمومى و همگانى است و گیاهان نیز همچون حیوانات از طریق آمیزش نطفه نر و ماده، بارور مى‏شوند و میوه مى‏دهند.شكى نیست كه قبل از" لینه" بسیارى از دانشمندان اجمالا به وجود نر و ماده در بعضى از گیاهان پى برده بودند، حتى مردم عادى مى‏دانستند كه مثلا اگر نخل را بر ندهند یعنى از نطفه نر روى قسمتهاى ماده گیاه نپاشند ثمر نخواهد داد، اما هیچكس بدرستى نمى‏دانست كه این یك قانون تقریبا همگانى است، تا اینكه" لینه" موفق به كشف آن شد، ولى  قرآن قرنها قبل از وى، از روى آن پرده برداشته بود.

46-اعجاز ریاضی و عددی قرآن از دیگر شگفتی های قرآن است که در بعضی موارد واقعا میتواند قرآن را اثبات کند.

47-برتری متنی و مفاهیم قرآن بر دیگر کتابهای آسمانی موجود نیز از جمله مویدات قرآن میباشد.با مطالعه تورات و انجیل و قرآن ، شخص منصف میتواند کاملا به برتری قرآن بر دیگر کتابها واقف شود.

48- در   آیه 40 سوره یس آمده است : لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغی‏ لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فی‏ فَلَكٍ یَسْبَحُونَ كه این آیه دلالت بر حركت ماه و خورشید دارد.

49-احکام دین اسلام به صورتی است که از ابتدای خلقت انسان تا انتهای آن و حتی بعد از آن دستورات و مقرراتی را برای انسان مقرر کرده است و برای کوچکترین حرکت انسان نظر داده است و این خود جای بسی شگفتی است که پیامبر در طول بیست و سه سال توانست به این صورت زندگی انسان را مورد دقت قرار دهد و برای همه افعال انسان احکامی صادر کند ، آن هم احکامی که وقتی انسان رویش فکر میکند میفهمد که هر یک از این احکام برای انسان دارای فوائدی است.

50- درآیه دوم سوره رعد میفرماید : اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّمَاوَات كه این آیه دال بر این است كه ابتداء آسمانها بالا نبوده اند و این خدا بود كه آنها را بالا برد.

51-غیر از قرآن و شق القمر معجزات دیگری هم برای پیامبر در کتب تاریخ نقل شده است مثل تسبیح گفتن سنگ ریزه و سخن گفتن شتر و سوسمار و بزبان فصیح شهادت دادنشان به پیامبرى آن حضرت  و همچنین نزدیك شدن درخت به پیامبر و غیره.

52-میزان تاثیر گذاری پیامبر اسلام به حدی بود که در جنگها پسر حاضر بود در مقابل پدر بایستد.

53-شان نزول آیه 102 سوره نساء که در روایات آمده است : هنگامى كه پیامبر ص با عده‏اى از مسلمانان به عزم" مكه" وارد سرزمین" حدیبیه" شدند و جریان به گوش قریش رسید، خالد بن ولید به سرپرستى  یك گروه دویست نفرى براى جلوگیرى از پیشروى مسلمانان به سوى مكه در كوه‏هاى نزدیك مكه مستقر شد، هنگام ظهر" بلال" اذان گفت و پیامبر ص با مسلمانان نماز ظهر را به جماعت ادا كردند، خالد از مشاهده این صحنه در فكر فرو رفت و به نفرات خود گفت در موقع نماز عصر كه در نظر آنها بسیار پرارزش است و حتى از نور چشمان خود آن را گرامى‏تر مى‏دارند باید از فرصت استفاده كرد و با یك حمله برق‏آسا و غافلگیرانه در حال نماز كار مسلمانان را یكسره ساخت در این هنگام آیه فوق نازل شد و دستور نماز خوف را كه از هر حمله غافلگیرانه‏اى جلوگیرى مى‏كند به مسلمانان داد، و این خود یكى از نكات اعجاز قرآن است كه قبل از اقدام دشمن، نقشه‏هاى آنها را نقش بر آب كرد، و لذا گفته مى‏شود خالد بن ولید با مشاهده این صحنه ایمان آورد و مسلمان شد.

54- در آیه 40 سوره نور آمده است :  أَوْ كَظُلُمَاتٍ فىِ بحَْرٍ لُّجِّىٍ‏ّ یَغْشَئهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سحََابٌ  ظُلُمَاتُ  بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَرَئهَا  وَ مَن لَّمْ یجَْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ(40)

در این آیه به دریاهائی که دارای موج های روی هم هستند اشاره شده و اینکه در ظلمتهای چنین دریاهائی هیچ چیز  قابل رویت نیست و در حال حاضر چنین دریاهائی کشف شده است.

...........................................................................................................................

مناظره ای بین یک شخص مسلمان با یک غیر مسلمان راجع به اینکه آیا در کتاب پیدایش تورات باب17 آیه 20 بشارتی به پیامبری پیامبر اسلام  و امامان دوازده گانه داده شده است یا خیر:


مسلمان میگوید:
بشارت به بماد ماد و 12 جانشین (حضرت محمد و 12 جانشین وی)
و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم .(1)
متن عبری:
ולישמעאל שמעתיך
הנה ברכתי אתו
והפריתי אתו
והרביתי אתו במאד
מאד שנים־עשר
נשיאם יוליד
ונתתיו לגוי גדול׃
از آنجا که ترجمه های کتاب مقدس معمولاً از دقت کافی بر خوردار نیست لازم است به متن اصلی آن که به زبان عبری است مراجعه کنیم در متن عربی نامی ذکر شده که مترجمین آن را ذکر نکرده اند و آن بمادماد است.
بنابراین ترجمة دقیق تر عبارت چنین است : و اما در خصوص اسماعیل تو ررا اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور و بزرگ می گردانم بماد ماد و دوازده رئیس (پیشوا) که از نسل او خواهد بود .
در این بشارت به روشنی از برکت خداوند به اسماعیل و ظهور مادماد (یا بماد ماد)و دوازده پیشوا از نسل وی خبر داده شده است.
حال باید دید که مادماد و دوازده پیشوا چه کسانی هستند؟
.برخی آنها را بر فرزندان دوازده گانة اسماعیل تطبیق داده اند اما با کمی تأمل در می یابیم که تطبیق این بشارت بر فرزندان اسماعیل صحیح نیست .برای روشن شدن این مطلب لازم است داستان مذکور و این بشارت را مورد بررسی قرار دهیم..
...و چون ابرام نودو نه ساله بود خداوند بر ابرام ظاهر شد و گفت:....
و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد ....
اما زوجة تو سارای نام او را سارای مخوان بلکه نام او ساره باشد و او را برکت خواهم داد و پسری نیز از وی بدنیا خواهد آمد و ملوک امتها از وی پدید خواهند شد ..
و ابراهیم به خدا گفت کاش اسماعیل د ر حضور تو زیست کند....و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم بماد ماد و دوازده رئیس که از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم ....
در کلمة بماد ماد نیز وقتی به زبان عبری مراجعه می کنیم می بینیم کلمةبماد ماد دقیقاً مطابق باکلمة محمد است و هر دو مطابق با عدد 92 می باشند.
بماد ماد : ب =2، م= 40 ، ا=1 ، د= 4 ، م=40 ، ا=1 ، د=4 ، جمع = 92
محمد : م=40 ، ح=8 ، م=40 ، د=4 ، جمع= 92
گر چه صرف مطابقت دو کلمه در عدد کافی نیست اما در اینجا با ملاحظة اینکه :
اولا: شخص مذکورفقط از اولاد اسماعیل است
ثانیا : در فرزندان اسماعیل شخصیت دیگری که این بشارت قابل تطبیق بر او باشد نیامده است.
ثالثا:عدد این دو اسم دقیقاً یکی است به روشنی و با قا طعیت این بشارت را منطبق بر پیامبر اکرم و 12 جانشین وی می دانیم.
پس با این دلیل آخرین پیامبر و 12 جانشین وی بشارت داده شد...
جناب فریاد دوست گرامی توصیه میكنم بجای بكار گیری كلمات نادرست .. بیشتر مطالعه بفرمایید تا به حقیقت بیشتر نزدیك شوید. موفق باشید.
پی نوشت:
1- پیدایش20:17

شخص غیر مسلمان در جواب مسلمان میگوید:
اینجا شخص به هنرمندی و با توجه به اینکه کمتر کسی عبری را بلد است یک کلمه به تورات اضافه کرده است و بعدا روی آن مطلب مانور داده است. از آنجایی که نه کتاب عبری در دستان ما وجود دارد ( بصورت کتاب الکترونیک هم در اینترنت نمی توانید بیابید!) و نه اگر بود تحقیق و جستجوی آن کار آسانی بود بهتر دیدم از منظری دیگر روی آن دست بگذارم .
در مورد اسماعیل و وعده تحقق 12 امیر همانگونه که در سفر پیدایش امده است "بند 17 " خداوند بر ابرام ظاهر می شود و بدو می گوید که اسحاق از ساره متولد می شود. و نسل او از این طریق زیاد می شود و از این پس ابرام به ابراهیم تغییر پیدا خواهد کرد ( ابرام یعنی پدر سرافراز و ابرهیم یعنی پدر قومها ) ابراهیم به خدا عرض می کند که من و ساره پیر هستیم و نمی توانیم بچه دار شویم همین اسماعیل را معذور دار اما خدا به او می گوید نخیر از طریق اسحاق نسل تو زیاد می شود اما دعای تو برای اسماعیل هم مستجاب می شود و او نیز صاحب قومهای بسیار و 12 امیر می شود.
این متن و مفهوم نوشته تورات است و نشان از این دارد که اصلا بحث روی پیامبری نیست! بلکه بحث روی قوم و قبیله است!
اما چند سوال روی مبحث مطرح شده در مورد بمادماد
1- نویسنده بیان نکردند که چرا بمادماد از تورات در معانی حذف شده است؟ آیا بخاطر بیمعنی بودن این کلمه بوده است یا یهودیان این مطلب را فهمیده اند و ان را حذف کرده اند؟
2- در قرآن نام اصلی محمد احمد ذکر شده است و می گوید در کتاب مقدس نام او را احمد است این تناقض چگونه توجیه می شود؟
3- بمادماد چه شباهتی به محمد دارد و چرا حرف "ب " را از آن حذف کردید تا شبیه محمد شود؟
4- تشابه حروف ابجد بین یک کلمه عبری " بمادماد " و یک کلمه عربی " محمد " بیانگر چه چیزی می تواند باشد؟

......................................................................